زوج خوشبخت
هنگامی که حضرت علی(ع) برای خواستگاری حضرت زهرا(س) خدمت پیامبر(ص) آمد، پیامبر(ص) خوشحال شد و فرمود: همین جا باش تا من نزد تو برگردم. ایشان وارد منزل شدند، دخترش برخاست، عبا از دوش پدر گرفت و نعلین را از پای او بیرون آورده و آب آورد و با دست خود سر و صورت و پاهای مبارک پدر را شستشو داد، سپس در برابرش نشست، پیامبر(ص) فرمودند: علیبنابیطالب(ع) را از نظر خویشاوندیاش با ما و فضائل به خوبی میشناسی؟ من از پروردگارم خواستهام بهترین و محبوبترین خلق را نزد خودش به همسری تو برگزیند، او الان نزد من برای خواستگاری آمده بود، نظر تو چیست؟
فاطمه(س) سکوت کرد و صورت برنگرداند و هیچ اثر نارضایی نشان نداد. پیامبر(ص) برخاست و این جمله را با خوشحالی فرمودند: ا… اکبر سکوتها اقرارها
خدا بزرگتر از آن است که توصیف شود، سکوت دخترم به منزله اقرار و رضایت اوست!
سرقت پس از ازدواج
یک عروس و داماد از اهالی تنسی آمریکا، چند ساعت پس از مراسم ازدواج، به کلیسایی که شب قبل از آن، مراسم ازدواج آنها در آنجا برگزار شده بود، بازگشتند و اشیای کلیسا را به سرقت بردند. برایان و میندس در یک مرکز توریستی ازدواج کردند، این زوج که یک ویلا در این مرکز توریستی رزرو کرده بودند، شب به محل ازدواج خود رفته و صندوق اعانه کلیسا را که ۵۰۰ دلار در آن بود، خالی کردند، یک شاهد عینی گفت که خودروی عروس و داماد را در آن محل دیده و پلیس را از این موضوع باخبر کرده است. عروس و داماد پس از سرقت از کلیسا به رستوران رفته و با پولهای دزدی مشغول جشن گرفتن عروسی خود بودند که پلیس از راه رسید و…
جدایی به خاطر لباس عروس
داستان این زن و شوهر ۲۴ و ۳۰ ساله از آنجا شروع شد که آنها دو هفته پیش از مراسم ازدواجشان اقدام به خرید کردند، همان تشریفات همیشگی، سرویس جواهر و لباس، لباس عروسی و…
مرد میگوید: هر چه که همسرم گفت برای او خریدم، چرا که این را حق او میدانستم که به عنوان یک عروس و یک زن که برای آیندهاش، آرزوهای خوبی دارد، آنها را فراهم کنم، البته خرید منطقی، خداییاش خانواده او هم، اینگونه عمل کردند و برایم کم نگذاشتند، تا اینکه نوبت به خرید لباس عروس رسید… او از لباسی خوشش آمده بود که ۵/۳ میلیون تومان قیمتش بود، که اگر آن لباس را کرایه میکردیم، بیش از ۵۰۰ هزار تومان نمیشد، شاید هم کمتر، اما «الهام» میگفت: حتما باید آن را بخرم چون شگون دارد به او گفتم پرداخت این مقدار پول، بیجهت و غیرمنطقی است… لباسی که تنها یک شب پوشیده میشود، من اصلا اهل خساست و این جور حرفها نیستم، کسب و کارم خوبه، نمایشگاه اتومبیل دارم، اما مخالف هزینههای بیجهت هستم، نباید پولی را که با دردسر در میآورم، بیدلیل خرج کنم. ابتدا قبول کرد، اما فردای آن روز به من گفت به مادرم گفتم، اما مادرم گفت حتما باید لباس عروس را بخری… به او گفتم، آخر برای چه این موضوع را با مادرت مطرح کردی او که نمیفهمید تو لباس را خریدی یا کرایه کردی! بحث و جدل ما از همان جا شروع شد، ، من که از دست او عصبانی بودم، با او به خرید نمیرفتم، چون دوست داشتم همسرم به خاطر اینگونه مسائل لجبازی نکند، اگر واقعا دوستم دارد حرف مرا گوش کند، او که هر چه گفت به بهترین نحو برای او فراهم کردم، چرا اینگونه عمل کرد، تا اینکه یک دفعه به سرم زد عروسی را بر هم بزنم، من حتی پول تالار را هم پرداخت کرده بودم، اما نمیخواستم با زنی ازدواج کنم که مبنای فکریاش تنها مادیات است. خانواده عروس از آنجا که این مراسم به هم خورده و آبرویشان پیش فامیلها رفته است، از دامادشان شکایت کردهاند ضمن اینکه، چون خطبه عقد جاری نشده بود، دستشان به جایی بند نبود که حداقل مهر دخترشان را به اجرا بگذارند. خلاصه، این پروندهای است که از مسیر دادگاه خانواده خارج و در دادگاه دیگر به آن پرداخت میشود، مرد جوان متهم است که با آبروی یک خانواده بازی کرده است.
زوجی با اهدای گل به قاضی از طلاق منصرف شدند
زوج جوان با اهدای یک شاخه گل به قاضی دادگاه خانواده از تصمیم خود برای طلاق منصرف شدند.
این زن و شوهر که از مدتی قبل برای طلاق در مجتمع قضایی شماره دو خانواده، پرونده تشکیل داده بودند، با وساطت و نصیحت خانوادههای خود از این تصمیم منصرف شدند و با اهدای یک شاخه گل مریم به قاضی، پرونده خود را مختومه کردند.
مرد در این باره به قاضی دادگاه گفت: حدود سه سال قبل با همسرم آشنا شدم و مدتی بعد به همراه خانوادهام برای خواستگاری به خانه آنها رفتیم. در نتیجه بعد از یک سال با هم ازدواج و زندگی مشترک خود را با عشق و علاقه آغاز کردیم، ولی مدتی بعد از ازدواج بروز برخی از مشکلات باعث شد علاقه بین ما کمرنگ شود.
مرد جوان گفت: ادامه این مشکلات و همینطور لجبازی من و همسرم در نپذیرفتن اشتباههایمان باعث شد بدبینی جای عشق و علاقه را بگیرد. میانجیگری خانوادهها و بزرگان فامیل نیز در رفع مشکلات ما نتیجهای نداشت و از یک سال قبل برای اینکه ما دیگر نمیتوانستیم آن وضعیت را تحمل کنیم، از هم جدا شدیم و تصمیم گرفتیم به صورت رسمی طلاق بگیریم.
زن جوان نیز در ادامه این جلسه گفت: شوهر من مشکل خاصی نداشت و علت اصلی تصمیم ما برای جدایی، نداشتن تفاهم اخلاقی و پایین بودن آستانه صبر و تحملمان بود.
وی با بیان اینکه مهریهاش۵۰۰ سکه بهار آزادی است، ادامه داد: در مدت یک سالی که از هم جدا و در حال پیگیری پرونده طلاق بودیم، خانواده من و همسرم با نصیحتهای خود سعی کردند ما را از این تصمیم منصرف کنند. من و همسرم نیز بعد از مدتها همدیگر را دیدیم و تصمیم گرفتیم در این باره بیشتر فکر کنیم.
بعد از صحبتهای طولانی با همسرم، که این بار برخلاف دفعات قبل منطقی بود، متوجه شدیم مشکلات موجود قابل حل است، برای همین تصمیم گرفتیم زندگی مشترک خود را دوباره آغاز کنیم.
این زن به قاضی گفت: بعد از اینکه با هم به توافق رسیدیم به دادگاه خانواده آمدیم و اکنون با اهدای یک شاخه گل از شما میخواهیم پرونده ما را مختومه کنید.
قاضی نیز بعد از شنیدن اظهارات این زوج و تبریک گفتن به آنها برای منصرف شدن از طلاق، پرونده آنها را مختومه اعلام کرد.
گاهی اوقات اتفاقات اینچنینی هم در دادگاههای خانواده میافتد که بسیار تاثیرگذار است…
دکتر
قلابی
خواستگار
قلابی
در دنیای همسران، اتفاقات زیادی میافتد که بعضی از آنها غیرقابل باور است، بیشتر که فکر کنید، متوجه خواهید شد که این حکایتها همچنان ادامه دارد، مثل این خبر که به طور حتم پس از خواندنش به فکر فرو میروید.
کلاهبرداری که خود را پزشک متخصص معرفی کرده بود؛ به سراغ دخترهای جوان میرفت و با اغفال آنها، به سوءاستفاده و اخاذی میلیونی میپرداخت. این پزشک قلابی با مدارک و شناسنامه جعلی بدون مهر ازدواج، با عنوان دانشجوی فوقتخصص کودکان، از خانواده دختران جوان پولهای زیادی قرض میگرفت و ناگهان ناپدید میشد. این عمل شیادانه پزشک قلابی، علاوه بر اینکه باعث ضررهای مالی برای دختران و خانوادههای آنها میشد، آنها را با آسیب شدید روحی و روانی مواجه میکرد. در حال حاضر، ۱۳ دختر جوان طعمه این مرد قلابی شدند. اخاذیهای مالی این مرد بین ۵/۱ تا ۲۳ میلیون تومان بود. در عین حال بازی با آبرو و حیثیت دختران را نیز باید به جرائم وی اضافه کرد.
یک پرونده
حدود ۲ سال پیش از شوهرم طلاق گرفتم و از بابت مهریه، سهم الارث پدری ایشان را از یک باب منزل توقیف، که نهایتا به نسبت مهریه، سند قطعی مشاعی به نام اینجانب تنظیم و صادر شد. اکنون مدت دو سال است که سایر وراث یعنی برادر و خواهرشوهرم در آن منزل سکونت دارند. آیا میتوانم بابت این دو سال، اجارهبها سهم خود را طلب کنم؟
پاسخ: خانم محترم! براساس ماده ۲۲ قانون ثبت شخصی در مورد املاک به ثبت رسیده مالک شناخته میشود که سند در دفتر اسناد و املاک به نام ایشان تنظیم و صادر شده باشد و در حال حاضر شما به عنوان مالک مشاعی آن ملک شناخته شده و میتوانید دعوی مطالبه اجرتالمثل زمان تصرف را نسبت به سهم مشاعی خود درخواست کنید و بهتر است بدوا درخواست تامین دلیلی با جلب نظر کارشناس در شورای حل اختلاف مطرح و پس از جلب نظر کارشناس در خصوص اجرتالمثل ایام تصرف به انضمام تامین دلیل انجام شده، دادخواست مطالبه اجرتالمثل را برحسب صلاحیت به شورای حل اختلاف یا دادگاه حقوقی تقدیم نمایید که اگر خواسته کمتر از پنج میلیون تومان باشد، شورای حل اختلاف و اگر بیشتر از آن باشد دادگاه حقوقی، صالح به رسیدگی خواهد بود.
مجید طلوعینژاد – وکیل پایه یک دادگستری و مشاور قضای
پایگاه فرهنگی هنری تکناز
مطالب مرتبط با دنیای همسران » زوج خوشبخت
پسورد فایل:

