کتاب مقاله بیماری آرایش

جایزه های خردسال!

ریز و درشت جایزه های ادبی ایرانی

جایزه های خردسال!

جایزه های خردسال!جایزه های ادبی سابقه زیادی در ایران ندارند و بسیاری از آنها – غیر از آنکه با وقفه هایی در میان دوره های مختلف برگزار می شوند – بعد از چند سال دلیل برپایی خود را گم می کنند و تعطیل می شوند.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شعر قابل ترجمه؛ شعار یا واقعیت؟

    ترجمه شعر دفاع مقدس؛

    شعر قابل ترجمه؛ شعار یا واقعیت؟

    شعر قابل ترجمه؛ شعار یا واقعیت؟همواره سخنان زیادی حول محور ترجمه شعر دفاع مقدس به سایر زبان‌ها گفته می‌شود و مسئولان مختلف از این می‌گویند که شعر دفاع مقدس را باید جهانی کرد و ظرفیت عظیم و ارزشمند این شعر تا حدی است که باید با مردم جهان در آن سهیم شویم.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۰ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شاهراه علی

    «شاهراه علی»

    قسمت اول (کویر )

    قسمت دوم :

    غروبغروب ده، در کویر، با شکوه و عظمتی مرموز و ماورائی می رسد و در برابرش، هستی لب فرو می‌بندد و آرام می گیرد. ناگهان سیل مهاجم سیاهی خود را به ده میزند، و فشرده و پرهیاهو، در کوچه‌ها می دود و رفته رفته در خم کوچه‌ها و درون خانه‌ها فرو می‌نشیند و سپس سکوت مغرب باز ادامه می‌یابد، مگر گاه فریاد گوسفندی غریب که با گله درآمیخته است و یا ناله بزغاله آواره‌ای که، در آن هیاهوی پرشتاب راه خانه خود را گم کرده است. که لحظه‌ای بیش نمی‌پاید.
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۵ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • صفحه کلید قاتل

    صفحه کلید قاتل

    صفحه کلید قاتل«دستخط» در گذشته، محکی برای سنجش ذوق و هنر افراد بود، اما با ورود فناوری‌های نوین به زندگی بشر، این نشانه فرهنگی ـ تمدنی، جای خود را به حروف از پیش طراحی شده می‌دهد.
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۷ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • یادی از اهل قلمی که سال۸۹ رفتند

    یادی از اهل قلمی که سال۸۹ رفتند

    ایران در سال ۸۹ تعدادی از اهل قلم از جمله نویسندگان، شاعران، مترجمان و پژوهشگران خود را از دست داد.عنایت‌الله رضا، علی‌محمد حق‌شناس، محمد بهمن‌بیگی، حسن امداد، شمس آل احمد و ایرج افشار از جمله چهره‌هایی بودند که در این سال از میان ما رفتند تا از این پس، نام و یاد آن‌ها در خاطره‌ها و با آثارشان زنده بماند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۱ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شعر و جنون

    شعر و جنون

    شعراگر « شیدایی » را از انسان بازگیرند، هنر را باز گرفته اند؛ شیدایی جان هنر است، اما خود ریشه در عشق دارد. شیدایی همان جنون همراه عشق است؛ ملازم ازلی عشق، جنون و شیدایی عاطف و معطوف هستند و مُرادف با یکدیگرند.
    حق انسان را به جنون ستوده است: اِنّهُ کانَ ظَلوُماً جَهولاً. عاشق مجنون است و مجنون را با «عقل » میانه ای نیست؛ ظلوم است و جهول. و اگر این جنون عشق نبود، با ما بگو که انسان آن امنتِ ازلی را بر کدام گُرده می کشید؟ کدام گُرده است که ثقل این بار صبر آوَرد، جز مجنون ظلوم و جهول؟
    در چشم عاشق جز معشوق هیچ نیست. با عاشق بگو که در کار عشق عقل ورزد، نمی تواند. با عاشق بگو که در کار عشق انصاف دهد، نمی تواند، عشق همواره فراتر از عدل و عقل می نشیند؛ جنون نیز. و اصلاً عشّاق می گویند که این جنون عین عدل و عقل است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • لبخند و نجات زندگی!

    لبخند و نجات زندگی!

    لبخند و نجات زندگی!بسیاری از مردم کتاب “شاهزاده کوچولو ” اثر “اگزوپری” (آنتوان دو سنت‌اگزوپری) را می شناسند. اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازیها جنگید و کشته شد. قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو می جنگید. او تجربه های حیرت آور خود را در مجموعه ای به نام لبخند گردآوری کرده است. در یکی از خاطراتش می نویسد که او را اسیر کردند و به زندان انداختند او که از روی رفتارهای خشونت آمیز نگهبانان حدس زده بود که روز بعد اعدامش خواهند کرد مینویسد :”مطمئن بودم که مرا اعدام خواهند کرد به همین دلیل بشدت نگران بودم. جیبهایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا کنم که از زیر دست آنها که حسابی لباسهایم را گشته بودند در رفته باشد یکی پیدا کردم و با دست های لرزان آن را به لبهایم گذاشتم ولی کبریت نداشتم. از میان نرده ها به زندانبانم نگاه کردم. او حتی نگاهی هم به من نینداخت درست مانند یک مجسمه آنجا ایستاده بود. فریاد زدم “هی رفیق کبریت داری؟” به من نگاه کرد شانه هایش را بالا انداخت و به طرفم آمد. نزدیک تر که آمد و کبریتش را روشن کرد بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم و نمی دانم چرا؟ شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این که خیلی به او نزدیک بودم و نمی توانستم لبخند نزنم. در هر حال لبخند زدم و انگار نوری فاصله بین دلهای ما را پر کرد. میدانستم که او به هیچ وجه چنین چیزی را نمیخواهد ولی گرمای لبخند من از میله ها گذشت و به او رسید و روی لبهای او هم لبخند شکفت. سیگارم را روشن کرد ولی نرفت و همانجا ایستاد و مستقیم در چشمهایم نگاه کرد و لبخند زد من حالا با علم به اینکه او نه یک نگهبان زندان که یک انسان است به او لبخند زدم. نگاه او حال و هوای دیگری پیدا کرده بود …
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۰ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • طلبگی در سنه ۱۲۵۰

    طلبگی در سنه ۱۲۵۰

    برشی از کتاب «سیاحت شرق» ( مجموعه خاطرات آقانجفی قوچانی )

    طلبگی در سنه 1250آقا نجفی قوچانی را بیشتر در ایران با کتاب سیاحت غرب می شناسند. سیاحت شرق، که مجموعه خاطرات این روحانی قدیمی و زندگینامه اوست کمتر دیده و خواند شده است. درحالیکه نسل های جدید، اگر سری به این کتاب بزنند، مسحور طنز، صداقت و صراحت راوی در نگاه به وقایع و فضای اطرافش خواهند شد. با این که کتاب، شرح سختی ها و تلخ کامی هایی است که این مرد در راه رسیدن به دانش دینی کشیده است ولی شیطنت و سرزندگی خاص راوی ، متن را شیرین و دوست داشتنی کرده است.

    ***
    در سال اول طلبگی بسیار به من و رفیق که در خورد و خوراک یکی بودیم سخت و تلخ گذشت، به حدی که پوست خربزه‌هایی را که بیرون انداخته بودند، صبح ساعت چهار  مخفیانه برمی‌داشتیم و معاش می‌کردیم. شد که سه شبانه‌روز بـه من و رفیق چیزی نرسید. ناهار روز سوم از یکی دو نفر طلبه هم استقراض نمودیم، نداشتند. بنا شد که هر کس به اتاق خود برود و مثل روزهای سابق بخوابد و منتظر امر خدا باشد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • خاطرات گل آقا از شهید رجایی

    خاطرات گل آقا از شهید رجایی

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۴ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مسافران بالون های کاغذی

    مسافران بالون های کاغذی

    نگاهی به آشفته بازار ترجمه

    مسافران بالون های کاغذیافزایش شمار مترجمان در سال های اخیر و فراوانی کتاب های ترجمه شده در ویترین کتاب فروشی ها به هر دلیلی که باشد جماعت اهل کتاب و کتابخوانی را خوشحال می کند که این خود غنیمتی است در برهوت نشر آثار خودی.
    اما این خوشحالی، معمولاً و نه همیشه تا آستانه ی رویت روی جلد کتاب دوام می آورد و خواندن چند سطر از نخستین صفحه کتاب کافی است تا شادمانی دیدن ترجمه ای از یک اثر نوشتاری تازه را به هول هجوم مترجمان نو آمده و نابلد به سمت و سوی فرهنگ و زبان مادری تبدیل کند.
    این که چه عامل یا عواملی باعث شده که در این سال ها عرصه علم و فرهنگ و ادبیات ایران شاهد ظهور انبوهی از مترجمان نوآمده باشد، پرسشی است که قطعاً بیش از یک پاسخ دارد و فعلاً هم قصد پرداختن به این پرسش و پاسخ نیست اما پرسش اصلی این است که حضور این مترجمان در عرصه ی ترجمه و به ویژه ترجمه هایی که در حوزه فرهنگ و ادبیات داستانی انجام می شود، از چه جایگاه ارزشی برخوردار است و آیا باید به خاطر انبوه ترجمه هایی که در قالب کتاب منتشر می شود خوشحال بود و یا …

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۵ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش