کتاب مقاله بیماری آرایش

داستان های کوتاه آموزنده و جدید و خواندنی

۱۰ داستان جالب و خواندنی

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۵ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان پادشاهی که ۴ همسر داشت

    روزی ، روزگاری پادشاهی ۴ همسر داشت. او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود .با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار می کرد و او را با جامه های گران قیمت و فاخر می آراست و به او از بهترینها هدیه می کرد. همسر سومش را نیز بسیار دوست می داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر فروشی می کرد. اما همیشه می ترسید که مبادا او را ترک کند و نزد دیگری رود. همسر دومش زنی قابل اعتماد ،مهربان،صبور و محتاط بود. هر گاه که این پادشاه با مشکلی مواجه می شد ، فقط به او اعتماد می کرد و او نیز همسرش را در این مورد کمک می کرد. همسر دوم پادشاه ، شریکی وفادار و صادق بود که سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت و حکومت همسرش داشت.او همسرش را از صمیم قلب دوست می داشت ، اما پادشاه به ندرت متوجه این موضوع می شد. روزی پادشاه احساس بیماری کرد و خیلی زود دریافت که فرصت زیادی ندارد. او به زندگی پر تجملش می اندیشید و در عجب بود و با خود می گفت " من ۴ همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها مانده ام."

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان آموزنده ” افکار دیگران”

    داستان آموزنده ” p style="text-align: center;"a /">داستان آموزنده ” افکار دیگران”

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان حضرت سلیمان(ع) و مورچه

    روزی strongحضرت سلیمان (ع )/strong در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد. a /">سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.
    سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت …

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۲ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان شرح حال یک زندگی

    داستان جالب کوتاه “شرح حال یک زندگی”

    .

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان چاله ی شهر

    چاله ای دریکی ازخیابانهای شهروجودداشت و مردم از وجود این چاله گله داشتند زیرا بدلیل تاریکی خیابان بعضی وقتاآدمهای اون محل توی اون چاله می افتادند وبه شدت زخمی می شدند بنابراین همگی تصمیم گرفتند روبروی فرمانداری شهرجمع شوند و اعتراض خودشان رو بگن باکلی شعار وهیاهو بالاخره فرماندارو شهردار ونماینده شهردرمجلس بیرون اومدن وپشت تریبون قرارگرفتن…

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • عکس : داستان زندگی شاه و فوزیه

    ناراحتی رضا شاه از زن بارگی محمدرضا
    خبرگزاری فارس: فوزیه در واکنش به هرزگی محمد رضا پهلوی با ناراحتی به نزد رضا شاه رفته و وی را در جریان امر قرار می دهد. رضا شاه از این اقدام پسر بسیار ناراحت بود. گویا او را توبیخ کرد و حتی به ولیعهد تذکر داده که اگر به چنین رفتارهایی ادامه دهد، او را از ولیعهدی عزل می‌کند.

    A0805765.jpg

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۲ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان فرشته کوچک نجات بخش مادر

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان عاشقانه زیبا ” قلب هدیه ”

    p style="text-align: justify;"پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونمbr
    تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت: میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو a title="داوود آنلاین" /">قلبتو به من بدی و به خاطر
    من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • صورتکها

    نویسنده: صادق هدایت

    صورتکها

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۷ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش