کتاب مقاله بیماری آرایش

میترا حجار

iranianactress - IMGC3P41EF4GH.jpg
 
 او هم می توانست یک جوان اول سینما بشود اما انگار تقدیر چیز دیگری می خواست . حجار نقش اول های بسیاری را بازی کرد اما هیچگاه نتوانست باعث فروش فیلمی بشود یا عنوان ستاره را دریافت کند .اگر چه همبازی هدیه تهرانی در غریبانه حضور پیدا می کند اما نمی تواند درخششی همپای او داشه باشد . میترا متولد ۱۳۵۵ با مدرک دیپلم ریاضی فیزیک از سال ۷۶ و با فیلم غریبانه وارد سینما شد او دوره دوساله کارگردانی را هم در کلاسهای بزرگمهررفیعا گذرانده است . غریبانه جای کار چندانی برای او به نقش دوست هدیه تهرانی نداشت. اما مسعود کمیایی این فرصت را در اختیار او قرار می هد تا در فیلم فریاد (۷۷) بدرخشد و حجار هم از این فرصت استفاده خوبی می کند و بازی قابل توچهی از خود ارایه می دهد پس از آن بازی در متولد مهر ماه ساخته احمدرضا درویش در سال ۷۸ چنان بازی قدرتمندی را به نمایش در می گذارد که هئیات داوران جشنواره فجر جایزه بهترین بازیگر نقش اول را به او می دهند . در این فیلم در کنار محمدرضا فروتن یک زوج را جان می بخشیدند که به خاطر برخی مشکلات در دانشگاه سفری نافرجام را آغاز می کنند شبهای تهران یک تریلر جنایی از داریوش فرهنگ بود که در آن با شقایق فراهانی و فرهاد آیئش بازی کرد. سال ۸۱ درهمکاری مجدد با کمیایی نقشی را در اعتراض ایفا می کند که به جنبش های سیاسی دانشجویان در همان سالها می پرداخت . پس از آن در سگ کشی به کارگردانی بیضایی نقشی کاملا متفاوت را ایفا کرد که علی رغم حضور اندک توانست از او بازیگری توانا به نمایش بگذارد.
 
 در رخساره با شهاب حسینی و محمدعلی سپانلو همبازی بود و همزمان دل یک پدر و پسر را می رباید . همان سال برای نخستین بار قاب تلویزیونی را با مجموعه پلیس جوان به کارگردانی سیروس مقدم تجربه می کند که در آن مجدد در مقابل شهاب حسینی قرار می گیرد . مزاحم یک کار جوان پسند دیگر ار الوند بود که در آن با امین حیایی و خسرو ششکیبایی همبازی بود. در این فیلم نقش دختری که عشق بازیگری دارد و از نامزدش جدا می شود و با یک بازیگر مطرح آشنا می شود . فروش فیلم مناسب بود و حجار اندکی ار جایگاه قبلی اش بالاتر می آید .او در ساخته جنگی متفاوت رسول ملاقلی پور در ۱۳۸۰ با عنوان قارچ سمی در کنار جمشید هاشم پور قرار می گیرد و همزمان در اثر ضعیف و بی ارزش فراری بازی می کند که با دلایلی اکران نمی شود تا سال ۸۳ ، بعد از آن در سال ۸۱ در صورتی ساخته اجتماعی با مایه طنز جیرانی بازی متفاوتی را ارایه می دهد . ملاقات با طوطی ، جنایت رازها و بازنده ها، آخرین بازی های او به شمار میروند و به تازگی ها بازی در این ترانه عاشقانه نیست را به پایان برده است.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۷ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • لیلا اوتادی

    honarpisheh - IMGW8DPP9X7UB.jpg 

    لیلا اوتادی متولد سال 1362 و فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه تهران است. بازیگری در عرصه تئاتر نقطه شروع کار هنری او بوده و چند سالی است که در این عرصه فعالیت می کند.

    اولین بار چهره او را در یک فیلم سینمایی دیدیم که نقش کوتاهی داشت، در فیلم «چشمان سیاه» ، اما ماه رمضانی که گذشت او را در سریال «آخرین گناه» در نقش «آوا» دیدیم.
    از او می پرسم: «شما با تجربه یک فیلم سینمایی، کار تصویری را شروع کردید. کار تلویزیونی نسبت به کار سینمایی چه تفاوتهایی برایتان داشت که به سریالهای تلویزیونی روی آوردید؟
    می گوید: «تفاوت کار سینمایی با تلویزیونی خیلی زیاد است. سینما وجوه خاص خودش را دارد اما این که من بعد از یک فیلم سینمایی به بازی در یک سریال روی آوردم، بیشتر به این خاطر بود که مخاطب تلویزیون با مخاطب سینما متفاوت است. سینما مخاطبان محدودی دارد، علاوه بر این دیدها هم نسبت به سینما و تلویزیون متفاوت است. به عقیده من گاهی سراغ کار تلویزیونی رفتن هم برای بازیگر بد نیست.» می پرسم چه نظری در مورد نقشهای منفی و مثبت داری؟ می گوید: «فکر می کنم نقشهای مثبت و منفی تفاوتی با هم ندارد، مهم این است که بازیگر از پس نقش، خوب بربیاید و خوب کارش را اجرا کند، اما این که می گویند نقش مثبت و منفی، برای من به شخصه هیچ وقت تفاوتی با هم نداشته اند.» قبول کردن یک نقش با همه فراز و فرودهایش القای حسی خاص را در بازیگر می طلبد. وقتی از اوتادی در این مورد می پرسم با تأکید می گوید: «فکر می کنم به لحاظ ذهنی بازیگر حسی می تواند با کارش هماهنگ شود، اما من ترجیح می دهم که علاوه بر حس، تکنیک را هم در کار در نظر بگیرم. من خیلی از نظر حسی با نقش ارتباط برقرار نمی کنم، بلکه سعی می کنم نقشم را با منطق در ذهنم تحلیل و مسائلی که به لحاظ روانشناختی در نقش دیده می شود را برای خودم باز کنم.
    در انتخاب نقش هم این مسأله را لحاظ می کنم، می پرسم چطور؟ می گوید: «بهترین نکته فیلمنامه است، بعد کارگردان و در نهایت نقش که برای هر نقش هم مطالعه در مورد آدمهایی که به آن شخصیت و نقش نزدیکترند، می تواند به بازیگر برای رسیدن به آن شخصیت کمک کند و این مسائل برایم اهمیت خاصی دارند». از اوتادی می پرسم به نقش مقابل و بازیگری که این نقش را ایفا می کند چقدر اعتماد می کند؟ می گوید: «سعی می کنم که اعتمادم خیلی بالا باشد. هر بازیگری اوایل کار دوست دارد با کسانی کار کند که حرفه ای هستند و تجربه زیادی دارند. من خوشبختانه در این زمینه شانس بزرگی داشتم و اصولاً کار با حرفه ای ها آرامش بازیگر را تضمین می کند».
    از آنجا که اوتادی تجربه کار در تئاتر هم داشته از او می پرسم در مورد تئاتر چطور فکر می کند. می گوید: «تئاتر کاری زنده است و کار زنده تمرکز روانی زیادی را می طلبد. چون در این فضا نه تکرار و نه کات وجود دارد. بازیگر باید یک بار بازی کند، آن هم خوب و بدون نقص!» اوتادی را در سریال «آخرین گناه» در نقش «آوا» دیده بودیم.
    از او در مورد این نقش می پرسم، می گوید: «اولین نکته ای که باید بگویم این است که برای کارهای مناسبتی هیچ وقت کل فیلمنامه را آماده نداریم، اما من چکیده ای از کار را خواندم و تقریباً می دانستم که چه اتفاقی قرار است برای این نقش بیفتد. بعدها هم که حدود نصف فیلمنامه آماده شد، همه بازیگران سریال این فیلمنامه را خواندند و همه با اعتماد به کار، از این حیث که پایانی شایسته خواهد داشت نقشها را قبول کردیم. با توجه به این که کارهای مناسبتی فیلمنامه کاملی ندارند، بازیگر و عوامل سریال استرس زیادی را تحمل می کنند. ولی با این وجود ما این استرس را نداشتیم و از این بابت خیال همه برای کار کردن راحت بود. تجربه کار با آقای سهیلی برای همه، خصوصاً برای من بسیار شیرین و لذت بخش بود.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۵ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • رعنا آزادی ور (بازیگر)


    رعنا آزادی ور (بازیگر)

    با بازی در فیلم مارمولک (کمال تبریزی، ۱۳۸۲) فعالیت در سینما را آغاز کرد و با یک سال دوری از سینما با بازی در سه فیلم در سال ۱۳۸۴ موقیعت خود را در سینما تثبیت کرد

    بیوگرافی:
    با بازی در فیلم مارمولک (کمال تبریزی، ۱۳۸۲) فعالیت در سینما را آغاز کرد و با یک سال دوری از سینما با بازی در سه فیلم در سال ۱۳۸۴ موقیعت خود را در سینما تثبیت کرد. او با بازی در فیلم پارک وی (فریدون جیرانی، ۱۳۸۵) برای بار نخست بازی در نقش اول را همراه با نیما شاهرخ شاهی تجربه کرد.
    ………………………………………………
    مجموعه آثار:
    - مارمولک (کمال تبریزی، ۱۳۸۲)
    - هوو (علیرضا داودنژاد، ۱۳۸۴)
    - کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی، ۱۳۸۴)
    - زاگرس (محمدعلی نجفی، ۱۳۸۴)
    - پارک وی (فریدون جیرانی، ۱۳۸۵)
    ………………………………………………

    برای دیدن گالری عکس های رعنا ازادی فر کلیک کنید

     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۵ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • آناهیتا همتی

    iranianactress - IMGFKT8MX49EI.jpg  تاریخ تولد: ۱۳۵۲
     
     دارای مدرک تحصیلی دیپلم.

     
     در سال ۱۳۷۲ با نمایش تنبورنوازان (هادی مرزبان) بازی در تئاتر را آغاز کرد. و در سال ۱۳۷۴ با بازی در مجموعه تلویزیونی دبیرستان خضراء (اکبر خواجویی) شناخته شد. او تا به امروز در مجموعه های بسیاری بازی کرده است.
     
     آناهیتا همتی بازی در سینما را در سال ۱۳۷۵ و با فیلم به نمایش درنیامده افسانه پوپک طلایی (خسرو شجاعی) آغاز کرد و الین فیلمی که از او بر پرده سینماها به نمایش درآمد در سال ۱۳۷۸ و با نام عشق کافی نیست (مهدی صباغزاده) بود.
     
     آناهیتا همتی هیچگاه ندرخشید. هیچگاه آنطور که باید دیده نشد، اما حضور فعالش در تلویزیون و بازیهای روان و راحت او باعث شده تا همچنان پرکارترین بازیگر تلویزیونی باشد.
     
     شاید بهترین و ماندگارترین حضورش در تلویویون مربوط به بازی مجموعه تلویزیونی « کلانتر (محسن شامحمدی)» بود.
     
     
     
     فیلم شناسی:
     
     افسانه پوپک طلایی (خسرو شجاعی، ۱۳۷۵)
     
     عشق کافی نیست (مهدی صباغزاده، ۱۳۷۷)
     
     دختری به نام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور، ۱۳۷۹)
     
     قلبهای نا‌آرام (مجید مظفری، ۱۳۸۰)
     
     
     
     بخشی از مجموعه های تلویزیونی:
     
     دبیرستان خضراء (اکبر خواجویی، ۱۳۷۴)
     
     بهشت گمشده (کامران قدکچیان، ۱۳۷۵)
     
     کهنه سوار (اکبر خواجویی، ۱۳۷۶)
     
     چراغ جادو (یک قسمت، همایون اسعدیان، ۱۳۷۹)
     
     برگبار (اکبر خواجویی، ۱۳۷۹)
     
     روزهای مهتابی (سپهر محمدی، ۱۳۷۹)
     
     خانه آرزوها (سیامک سهیلی زاده، ۱۳۸۰)
     
     نسیم رویا (۱۳۸۱)
     
     کلانتر (محسن شاه محمدی، ۱۳۸۱)
     
     کلانتر (محسن شاه محمدی، ۱۳۸۵)

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۵ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مهتاب کرامتی

    irani actress - IMGNX09YETO29.jpgدرسال ۱۳۴۹ متولد شد

     

    در نگاه اول تنها چیزی که از او به خاطر بیاورید چشمان آبی رنگش باشد که با سردی صورتش همخوانی مناسبی دارد . مهتاب کرامتی هیچگاه از حد یک بازیگر متوسط بالا نیامد با این که شاید عامل زیبایی چهره هم بی نصیب نبود. بار اول در یک مجموعه تلویزیونی به کارگردانی فرج ا.. سلحشور که بین سالهای ۷۶ تا ۷۷ ساخته شد ، بازی کرد . این مجموعه که مردان آنجلس نام داشت یک داستان تاریخی مذهبی بود. درباره گروهی از بزرگان روم که به اصحاب کهف معروف شدند و کرامتی در آن نقش همسر مکسیملیان با بازی جعفر دهقان را ایفا می کرد.از آن مجموعه سالها گذشت اما مهتاب نتوانسته به حد بالاتری از بازیگری برسد.
     
     مهتاب کرامتی درسال ۱۳۴۹ متولد شد و تحصیلاتش را در رشته میکروبیولوژی با مدرک کارشناسی از دانشگاه آزاد اسلامی به پایان رساند. دوره را در کلاسهای آزاد بازیگری می گذراند و همان جا برای ایفای نقش هلن در فیلم / مجموعه مردان آنجلس انتخاب می شود.
     
     کرامتی با همین مجموعه شناخته می شود ولی نمی تواند از این موقیعت استفاده مناسبی کند . سال ۷۷ در مردی از جنس بلور به کاگردانی سعید سهیلی ایفای نقش می کند که نمی تواند درخششی برایش محسوب شود . سال پس از آن در فیلم مومیایی ۳ و مرد بارانی بازی می کند . اولین فیلم کمدی خوش ساخت با بازی پرویز پرستویی بود که جای کار چندانی برای او به نقش یک دلال عتیقه نداشت و دومین فیلم به کارگردانی ابوالحسن داوودی با بازی ابوالفضل پور عرب بود که در آن ایفاگر نقش یک وکیل بود . کرامتی برای همین کاندیدای دریافت جایزه از هجدهمین جشنواره فیلم فجر می شود . سال ۷۹ را درحالی به پایان برد که یک مجموعه تلویزیونی و یک فیلم سینمایی را به کارنامه اش اضافه کرده بود.
     
     مریم مقدس باز هم یک اثر تاریخی مذهبی به کارگردانی شهریار بحرانی بو.د که به صورت فیلم /مجموعه تلویزیونی ساخته شد و بهشت از آن تو تجربه ای متفاوت از علیرضا داوود نژاد بود که بازی خوب کرامتی به آن جلوه داد. سال ۸۰ تنها به بازی در مجموعه تلویزیونی خاک سرخ می پردازد که اولین تجربه تلویزیونی حاتمی کیا محسوب می شود . او نقش یک زن جنوبی که به دنبال دخترش می گردد برای دومین بار رویاروی پرویزپرستویی قرار می گیرد که شاید تا به امروز بهترین بازی کرامتی در یک اثر محسوب می شود . پس از در سال ۸۱ در اکشن ملاقات با طوطی همراه با ماهایا پطرسیان و محمد رضا فروتن ظاهر می شود که دومین همکاری او علیرضا داوودنژاد محسوب می شود . شاه خاموش در سال بعد به کارگردانی همایون شهنواز تجربه ناموفقی تاریخی بود و نتوانست هیچ موفقیتی چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ هنری برای او در پی داشته باشد. هشت پا حاصل سومین همکاری او با علیرضا داوود نژاد می باشد. پس از آن در همکاری با سیروس الوند رستگاری در هشت و بیست دقیقه رابازی می کند که در آن باشهاب حسینی و بهرام رادان همبازی است. نقش یک زن خیابانی را ایفا می کند

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۳ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • باران کوثری

    بیوگرافی باران کوثری

    نام اصلی: باران

    نام خانوادگی اصلی: کوثری

    ………………………………..

    تاریخ تولد: ۱۳۶۴

    محل تولد: تهران

    ملیت: ایران

    ………………………………..

    مدرک تحصیلی: دیپلم

     

    باران کوثری

     

     

    بیوگرافی

    گذراندن دوره نمایش در هنرستان سوره.
    فعالیت در تئاتر در سال ۱۳۷۶٫
    شروع فعالیت سینمایی با فیلم نرگس (رخشان بنی‌اعتماد) به عنوان بازیگر در سال ۱۳۷۰٫
    با بازی در فیلمهای مادرش به سینما‌ آمد. و سرانجام در فیلم زیر پوست شهر بود که خوش درخشید.
    باران کوثری سال ۱۳۸۱ را با بازی در فیلمی غیر از ساخته مادرش آغاز کرد: رقص در غبار. بازی او در خوابگاه دختران فراتر از حد تصور است

    منبع : هیجان

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • الناز شاکردوست

    irani actress - IMGBRSHT9AOR4.jpg

    نام اصلی: الناز
     
     نام خانوادگی اصلی: شاکردوست
     
     سمت (در بخش های): بازیگران،
     
     با بازی در فیلم "گل یخ" ساخته کیومرث پوراحمد به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم "گل یخ" و "مجردها" نشان از توانایی های او دارد. او می تواند پدیده سال ۱۳۸۴ باشد.
     
     چند میگیری گریه کنی؟ ( شاهد احمدلو ) [بازیگر]
     
     1384 قتل آن لاین ( مسعود آب پرور ) [بازیگر]
     
     1384 چه کسی امیر را کشت؟ ( مهدی کرم پور ) [بازیگر]
     
     1383 مجردها ( اصغر هاشمی ) [بازیگر]
     
     1383 گل یخ ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]
     
     1383 عروس فراری ( بهرام کاظمی ) [بازیگر]
     
     کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (مجردها)
     
     [ دوره ۹ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۴ ]

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ تیر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • آزاده نامداری مجری برنامه تازه ها

    آزاده نامداری مجری برنامه تازه ها

    حضور زنان ایرانی در تمامی عرصه های جامعه چنان پر رنگ دیده می شود که آنها حتی توانایی انجام دادن سنگین ترین مسئولیت ها را دارند.

    ●●●●● برای دیدن بقیه مطالب  به [ادامه مطلب] مراجعه کنید ●●●●●

    نامداری: آشپزی آرامش می‌‌آورد

    آزاده نامداری مجری برنامه تازه ها

    حضور زنان ایرانی در تمامی عرصه های جامعه چنان پر رنگ دیده می شود که آنها حتی توانایی انجام دادن سنگین ترین مسئولیت ها را دارند. زنانی که پله های ترقی را یکی یکی ولی با پشتکار و جدیت فراوان پشت سر گذاشته و به بالاترین مراحل پیشرفت در هر سطحی رسیده اند. "آزاده نامداری" نمونه یکی از همین زنان است که توانسته به عنوان مجری برنامه "تازه ها" خود را پررنگ نشان دهد. وی متولد آذر ماه ۱۳۶۳ بوده و اصالتا کرمانشاهی است. او تحصیلات خود را در رشته مدیریت صنعتی به پایان رسانده و یک خواهر کوچک تر از خودش به نام "آذین" دارد. مجله آشپزی خانواده سبز در یکی از روزهای ماه مبارک رمضان میزبان وی بود که خواندن صحبت هایش خالی از لطف نخواهد بود.

    *چه طور شد به اجرای تلویزیونی علاقه مند شدید؟

    نامداری: این طبیعی است یک سری اتفاقات و مسائل در زندگی انسان به وجود می‌‌آید که پیش‌بینی نشده است، اما گذشته از این من از کودکی علاقه خاصی به تلویزیون داشتم ولی نه دقیقاً مجری‌گری. بیشتر به کارهای نمایشی علاقه‌مند بودم و در کنکور تصمیم داشتم به دانشگاه هنر بروم و کارگردانی، بازیگری، تئاتر و نمایش بخوانم اما به دلایلی نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم راهم را عوض کنم؛ ولی از بچگی علاقه خاصی به برگزاری نمایش داشتم. البته با صدا و سیمای کرمانشاه همکاری داشتم، سپس در یک تست شرکت کردم و اولین کار رسمی و زنده من با شبکه پنج بود سپس به شبکه یک آمدم و در حال حاضر هم در برنامه تازه‌‌ها مشغول فعالیت هستم.

    * آیا با توجه به شغلی که دارید به آشپزی و خانه‌داری هم می‌‌رسید؟
    نامداری: نه، من در حال حاضر مجرد هستم و مسئولیت خاصی در خانه ندارم و این به من کمک می‌‌کند ولی اصلا خوب نیست، چون کارهای خانه به نوبه خود لذت دارد و حتی آرامش خاصی به انسان می‌‌دهد که بعضی وقت‌ها در آن شلوغی‌ها و گرفتاری‌ها آرزو می‌‌کنم کاش الان خانه نشسته بودم و آشپزی می‌‌کردم، بنابراین خود آشپزخانه و کار در آن می‌‌تواند باعث آرامش شود و هیچ فرقی هم نمی‌‌کند که خانم باشی یا آقا و این خیلی خوب است. مادرم تمامی کارهای خانه را خودش انجام می‌‌دهد و هیچ‌گونه مسئولیتی را به من نداده است ولی در مجموع خیلی کار آشپزی را دوست دارم و فکر می‌‌کنم اگر بخواهم آن را انجام دهم از عهده آن برمی‌آیم.

    * به نظر شما تنوع غذایی چقدر اهمیت دارد؟
    نامداری: خیلی، من با وجود آن که آدم پرخوری نیستم اما بی‌‌نهایت آدم خوش‌خوراکی هستم و فکر می‌‌کنم این یک هنر است که فرد بتواند غذا را خوب بپزد و خوب تزئین کند و سفره‌اش همیشه رنگارنگ باشد. مطمئنا وقتی آدم سر یک سفره با غذاهایی با رنگ‌های مختلف و تزئین شده بنشیند غذا بیشتر مورد پسندش واقع خواهد شد.

    * چه غذایی را بیشتر از همه دوست دارید؟
    نامداری: من شدیداً اهل غذاهای سنتی هستم و اصلاً غذاهای امروزی مثل لازانیا و پیتزا را دوست ندارم و به صورت تنوعی از غذاهای جدید استفاده می‌‌کنم. خیلی اهل برنج خوردن هستم و غذای مورد علاقه من خورش فسنجان و مرصع‌پلو است.

    * چه غذایی را بهتر از دیگر غذاها درست می‌‌کنید؟
    نامداری: من یک غذا در عمرم درست کرده‌ام که واقعاً هم خوب شد و آن هم ماکارونی بود. البته باید این را هم بگویم من درست کردن غذا حتی اگر یک سالاد هم باشد با عشق و علاقه انجام می‌‌دهم.

    * عشق و علاقه به درست کردن غذا چقدر اهمیت دارد؟
    نامداری: خیلی؛ دو، سه چیز در آشپزی بسیار مهم است این‌که آدم برای کسانی آشپزی می‌‌کند که آنها را دوست دارد مثلاً خواهر یا دوستی که به خانه دعوت کردید و اگر آنها از دست‌ پخت شما خوششان بیاید این برای شما خوشایند است.

    * آیا تا به حال شده غذایی را بسوزانید؟
    نامداری: یک‌بار خیلی وقت پیش‌ها که مدرسه می‌‌رفتم در خانه تنها بودم و خواستم کاری انجام داده باشم. می‌‌خواستم پلو درست کنم ولی نمی‌‌دانستم که باید داخل آن آب بریزم و همین‌طوری برنج را در دیگ ریختم و در آن را گذاشتم، نتیجه کار یک چیز عجیبی شد و کاملاً سوخت.

    * شغل شما سخت‌تر است یا خانه‌داری؟
    نامداری: خانه‌داری شغلی است که بعضی‌ها هم به آن مشغول هستند و هم این‌که خارج از خانه کار می‌‌کنند. من فکر می‌‌کنم خانه‌داری سخت است چون مدیریت خاصی را لازم دارد و کسی که خانه‌دار است باید در خانه تنوع ایجاد کند. خوبی خانه‌دار بودن این‌ است که خودت مدیر تمامی کارهای خودت هستی و برنامه‌ریزی می‌‌کنی. محیط خانه یک فضای آرامش‌بخش است ولی شغل ما یک کار تنش‌زا است و اگر راستش را بگویم به نظر من کار ما سخت‌تر است.

    * در تهیه غذا چه معیارهایی را در نظر می‌‌گیرید؟
    نامداری: من به طعم و مزه غذا خیلی اهمیت می‌‌دهم و طبیعتاً سالم بودن غذا، جاافتادن، شل و ول نبودن خیلی برایم مهم است، در ضمن سعی می‌‌کنم حد تعادل را در غذا رعایت و چربی و نمک آن به اندازه کافی باشد.

    * در خانواده‌تان دستپخت چه کسی را بیشتر ترجیح می‌‌دهید؟
    نامداری: باید گفت در واقع هر کسی به دستپخت مادر خودش عادت کرده و تقریباً همه غذاهای مادرشان را بهترین می‌‌دانند. من دستپخت مادربزرگم را با آرامش و خیال راحت می‌‌خورم.

    * آیا دوست دارید در آینده به عنوان مربی آشپزی در تلویزیون فعالیت کنید؟
    نامداری: نه، دوست دارم بیشتر به عنوان تحلیل‌گر فوتبال به فعالیت بپردازم تا مربی آشپزی، چون من تخصص خاصی در آشپزی ندارم.

    * غذاهایی را که از طریق ماکروویو تهیه می‌‌شود ترجیح می‌‌دهید یا غذاهای سنتی را؟
    نامداری: اگر بخواهم بگویم ماکروویو را قبول ندارم بعدها دچار مشکل می‌‌شوم ولی طبیعتاً غذاهای جاافتاده مثل فسنجان باید به صورت سنتی پخته شود اما باید به این نکته نیز توجه کرد که خیلی غذاها را می‌‌توان با ماکروویو درست کرد و این باعث می‌‌شود خانم‌ها به کارهای دیگر خارج از خانه هم برسند ولی به طور حتم غذاهایی که به صورت سنتی پخته شود طعم بهتری دارند. در ضمن باید به این نکته اشاره کنم که آشپزی فقط کار خانم‌ها نیست و در زندگی مشترک برای این‌که دو نفر بتوانند در کنار هم موفق باشند باید رعایت حال یکدیگر را بکنند و به نظر من همه چیز بستگی به حس و حال آدم‌ها دارد.

    *از این‌که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، سپاسگزاریم.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۵ فروردین ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بیوگرافی بهنوش طباطبایی

    نام:بهنوش طباطبایی

    تاریخ تولد: ۲۷/۲/۱۳۶۰

    حیوان سال تولد:خروس

    صور ماه تولد:ثور

    شهر:تهران

    محل سکونت:یوسف آباد

    تحصیلات:فوق دیپلم کامپیوتر

    اولین کار هنری:سریال کوی دامون

    فیلمهای سینمایی:

    مصائب دوشیزه

    پسران آجری

    کلاغ پر

    پوست موز

    گزارش یک اعدام

    سریالها:

    کوی دامون

    نو عروس

    مسافری از هند

    عشق گمشده

    پیله های پرواز

    معروف ترین کار هنری:مسافری از هند

    مشخصه:صبور

    خصوصیت:آرام

    خصیصه:کم حرف

    تفریح:تماشای فیلم

    اوقات فراغت:مطالعه

    تنفر:دروغ

    عشق:سفر

    بازیگر:آتیلا پسیانی

    خواننده:علیرضا عصار

    رنگ:آبی

    شاعر:حافظ

    شهرت؟:خوب است

    ورزش: فوتبال

    عشق:احترام

    علاقه:موسیقی

     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفتگوی جدید و خواندنی با مهناز افشار

    با اینکه مهناز افشار به عنوان ستاره سینمای تجاری ایران شناخته می شود، اما گزیده کاری او در سال ۸۶ و پاسخ اش به «دعوت» ابراهیم حاتمی کیا نشان از علاقه به تغییر جایگاه او از ستاره صرف بودن به بازیگری تجربه گرا است.

    افشار در این سال ها پول سازترین بازیگر زن سینمای ایران بوده و حضورش در فیلم ها، تا حدودی گیشه را گارانتی کرده است. او در چند سال اخیر در کنار حضور در فیلم های تجاری، منتظر تجربه فیلم ها و نقش های متفاوت نیز بوده است و بازی در فیلم هایی مانند سالاد فصل (فریدون جیرانی)، کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی) یا چه کسی امیر را کشت (مهدی کرم پور) نشان از علاقه افشار به نوعی دیگر از سینما نیز دارد. «انعکاس» ساخته رضا کریمی بیستمین فیلم سینمایی کارنامه هنری مهناز افشار است. با اینکه این فیلم هم در زمره آثار بدنه سینمای ایران طبقه بندی می شود، اما اثری خوش ساخت و حرفه یی است که یک مهناز افشار متفاوت دارد. نقش افشار و حتی گریمش در «انعکاس» به هیچ کدام از فیلم های قبلی او شباهتی ندارد. بهتر است فیلم را اول ببینید تا قضاوت راحت تر شود.

    ● چرا امسال برعکس سال گذشته اینقدر کم کار بودید؟
    بعد از فیلم «تسویه حساب» خانم میلانی، با خودم گفتم مهناز افشار، دیگر بس است. دیگر داری خیلی شلوغ می کنی. قبل از آن هم « محاکمه» و « رئیس» را کار کرده بودم. اتفاقاً در این دوره فیلمنامه هایی هم که می خواندم بعضی هایشان بد نبود اما تصمیم گرفتم کار نکنم تا اینکه فیلمنامه «انعکاس » به دستم رسید و بازی در آن را قبول کردم.

    ● آن موقع هم می خواستید بروید سر کار «کلاغ پر» و کمی طول کشید تا جواب نهایی را بدهید…
    بله. همان اول که این فیلمنامه را خواندم داستانش جذبم کرد. احساس کردم سوژه خاص و بکری است که تا به حال در سینما نداشته ایم. اما به نظرم هنوز نپخته می آمد. البته دوستان هم لطف کردند، نشستند بازنویسی کردند و سرانجام به نتیجه رسیدیم که کار کنیم.

    ● نقش تان در بازنویسی تغییر کر د؟
    نه، پایه داستان که تغییر نکرد و همان متفاوت بودن و خاص بودن سوژه را داشت. اما خب یکسری گره ها و منطق هایی که لازم بود در طول قصه باشد، گنجانده شد.

    ● کاراکتر نسیم به نظرتان چه ویژگی یی داشت ؟
    فکر می کنم اولین قصه یی بود که من خواندم و دیدم که کلیت کار روی دوش کاراکتر زن فیلم است و بسیار جای کار دارد. امیدوارم از پس اش برآمده باشم. به هر حال قصه، انتخاب بازیگر، دفتری که قرار بود با آن کار کنیم و کارگردان فیلم همه برایم مهم بود و همه این عوامل دست به دست هم دادند که در این فیلم همکاری داشته باشم.

    ● درباره ویژگی خود کاراکتر نسیم نگفتید. . .
    خیلی خاص بود. من در بیشتر کاراکترهایم یک دختر شوخ و اصولاً کاراکترم برون گرا است. اما نسیم خیلی درون گرا بود و بازی زیرپوستی داشت. حتی در فیلم کلام زیادی از طرف نسیم گفته نمی شود و بیشتر بازی اش در سکوت و اضطراب است. کلاً درون گرا بودن این کاراکتر خیلی من را جذب کرد.

    ● معصومیت کاراکتر هم خیلی خوب درآمده چون در آغاز فیلم هنوز تماشاگر نمی داند که نسیم خیانت کرده یا نه و این حس معصومیت همراه با شیطنت و دلشوره باید به تماشاگر همزمان منتقل شود.
    دقیقاً. اصلاً دووجهی بودن این شخصیت جالب است. من همیشه معتقدم یک کار خاکستری بودنش مهم است نه اینکه مطلق سیاه یا سفید. این خاکستری بودن کمک می کند که تماشاگر تا انتهای فیلم برود و منتظر کشف جدیدی باشد. این ویژگی هم در کاراکتر نسیم و هم در کلیت داستان وجود داشت.

    ● گریم چقدر به نوع بازی شما کمک کرده بود؟ چون گریم تان خیلی متفاوت با گذشته است.
    بسیار زیاد. من جزء بازیگرانی هستم که گریم و لباس روی بازی و حس درونی ام تاثیر می گذارد و خیلی خوشحالم که در دو فیلمی که کاراکتر خاص داشتم آقای مهرداد میرکیانی طراح گریم بود؛ یکی «سالاد فصل» و یکی هم این فیلم.

    ● با بقیه بازیگران چقدر راحت بودید؟ ظاهراً تا به حال با آنها کار نکرده بودید؟
    خیر، تا به حال با این دو عزیز کار نکرده بودم. آقای کامبیز دیرباز بسیار پرانرژی و باانگیزه بودند. آقای گودرزی را هم که قبلاً تعدادی از کارهایشان را از تلویزیون و سینما دیده بودم، بسیار خوب ظاهر شدند. من هم خدا را شکر آدمی هستم که با کسی زیاد مشکل پیدا نمی کنم. همیشه سعی می کنم با بازیگر مقابل بده بستان کاری داشته باشم.

    ● فیلمنامه اولیه به نظر شما چه نقایصی داشت ؟
    من اصولاً آدم رکی هستم و همه این را می دانند. به خاطر اینکه وقتی آدم رک باشد آدم ها تکلیف شان مشخص است. روزی که نسخه اولیه فیلمنامه را خواندم به نظرم اشکالاتی داشت. بعد جلسه یی با آقای حاجی میری و آقای دکتر کریمی (نویسنده فیلمنامه)، خانم موگویی، آقای دیرباز، آقای گودرزی و بقیه دوستان داشتیم، من نگرانی هایم را گفتم. من بیشتر نگرانی ام درباره آقای حاجی میری بود چون از قبل با آقای کریمی صحبت کرده بودیم و تکلیف روشن بود. وقتی با ایشان سر میز مذاکره نشستیم، دیدم که هدف شان این است که یک فیلم با دیدگاه منطقی و درست تولید کنند. سوژه فیلم جای تولید یک فیلم سوء استفاده گرا را داشت که خوشبختانه اینگونه نشد. آقای حاجی میری خیلی منعطف بودند و در طول کار هم به هر حال یکسری نظریات از طرف ایشان می آمد. حتی یک بار به ایشان اعتراض کردم که چرا حضور فیزیکی ندارید و اگر داشتید شاید انتقال ها راحت تر انجام می شد که خب ایشان گرفتار بودند و به هر دلیلی نمی توانستند بیایند. البته ایشان بعدها جوابی منطقی دادند و گفتند من اگر خودم کارگردان نبودم حتماً می آمدم. ایشان با دید کارگردانی شان ممکن بود ایراداتی به نحوه ساخت فیلم بگیرند و حرف شان منطقی بود چون این فیلم را قرار بود آقای کریمی بسازند. اما باز هم به عنوان بازیگر دوست داشتم آقای حاجی میری حضور فیزیکی می داشتند که چه بسا در نتیجه کار تاثیر بهتری می گذاشت.

    ● به نظر شما نقش نسیم در قصه اول چه چیزهایی کم داشت ؟
    کمی خام بود که بعد پخته شد یعنی فهمیدیم نسیم چه پیش زمینه یی دارد. در مجموع شناسنامه نسیم مشخص شد. شناسنامه داشتن کاراکترها خیلی مهم است چون بازیگر آن می تواند راحت تر ایفای نقش کند. البته آن زمان فکر می کردم یکسری سکانس ها هم اضافی است ولی الان متوجه می شوم که چون قصه خیلی لب مرز حرکت می کند، وجود چنین سکانس هایی لازم است.

    ● برای درآوردن نقش چقدر آزادی عمل داشتید؟
    برای اولین بار در این پروژه آزادی عملم کمتر بود. آن لحظه برایم سخت بود. وقتی با آقای کریمی صحبت می کردیم و نظرهای آقای حاجی میری هم به ما می رسید فکر می کردم چرا برای ایفای نقش آزاد نیستم. ولی الان که اینجا نشسته ام و صحبت می کنم فکر می کنم به خاطر متفاوت بودن قصه و لب مرز بودنش لازم بود کمی محتاط عمل کنیم.

    ● در پروژه های دیگر آزادی عمل بیشتری بهتان می دادند؟ مثلاً سر کار آقای کیمیایی ؟
    البته. اصولاً کارگردان ها به بازیگر آزادی می دهند تا بازیگر از خلاقیتش هم استفاده کند. چون اگر بخواهی سفت بگیری اصلاً فیلم درنمی آید. چون به هر حال من به عنوان یک بازیگر ایده و نظر و فکر دارم و می روم می نشینم روی نقش کار می کنم. برایش شناسنامه درمی آورم و با آن همذات پنداری می کنم. من با آقای کیمیایی هم که کار کردم بسیار ایشان انعطاف داشتند و صحبت ها را قبول می کردند. الان هم که سر کار آقای حاتمی کیا هستم بسیار ایشان منعطف هستند و خیلی خوب حرف ها را گوش می دهند. تا الان که مشکلی نداشتم.

    ● یک ویژگی کار حاتمی کیا دورخوانی های قبل از کار است. چقدر به شما کمک می کند؟
    بله. خیلی متفاوت است. ما دورخوانی فراوانی داریم. سر صحنه هم که می رویم اول تمرین می کنیم و همه چیز مشخص می شود و بعد فیلمبرداری آغاز می شود. این خواست خود ایشان است و به من مهناز افشار هم بسیار کمک می کند.

    ● «انعکاس» چه جایگاهی در کارنامه بازیگری شما دارد ؟ فکر می کنم بیستمین فیلم تان باشد.
    بله. فکر می کنم کم کار نکرده ام. من دوازده، سیزده سال است که دارم در سینما کار می کنم. هیچ توقعی هم ندارم و در سینما سقفی نمی بینم. بدون هیچ ادا و غروری کار می کنم و سعی می کنم اطلاعات و دانشم را بیشتر کنم. ورزش می کنم، کتاب می خوانم و فیلم می ببینم. انتقادها را هم می پذیرم و نظرها را می شنوم. درباره «انعکاس» هم فکر می کنم نتیجه کار را مردم باید مشخص کنند. ما بازتابش را از مردم و منتقدانی که بدون غرض ورزی نظر می دهند باید بگیریم و آن وقت خواهیم فهمید که «انعکاس» چطور فیلمی است.

    ● اولین کارتان سریال «گمشده» بود که ظاهراً الان هم دارد دوباره پخش می شود؟
    بله. مجموعه «گمشده» بود که البته الان پخش اش تمام شده.

    ● دهه ۷۰ دهه شروع کار و تثبیت شما بود با فیلم های «نگین»، «شور عشق» و «شیرهای جوان». در اوایل دهه ۸۰ به عنوان ستاره کاملاً جا افتادید و فیلم هایتان تا سال ۸۵ فروش خوبی کرد. فکر می کنم از سال ۸۶ کم کم دارید به سمت تجربه های متفاوت پیش می روید.
    بعضی ها به من می گویند بازیگر تجاری ، اما به نظر من هیچ اشکالی ندارد که یک بازیگر فیلمی ارزشمند در کارنامه اش داشته باشد که باعث رونق سینمای ایران هم بشود. این یک حسن است و کسی نمی تواند ایراد بگیرد چون اگر سینما رونق نداشته باشد کسی فیلم نمی بیند تا بعدش فیلم های ارزشمند هم تولید شود. ولی این را قبول دارم که من بازیگر، اگر فیلم پرفروشی دارم باید حتماً فیلم باارزشی هم باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد. خب به هر دلیلی آدم اشتباه هم می کند. اوایل کار هم ممکن است یکسری فیلم ها در کارنامه ام باشد که به دلیل کم تجربگی و اینکه می خواستم وارد سینما بشوم و تجربه کسب کنم بازی کرده ام. من در دبیرستان علوم تجربی خوانده ام و بعد ادامه تحصیل دادم و تدوین خواندم. یعنی الکی وارد سینما نشدم. با یک دیدگاه وارد شدم. بعد هم کلاس های بیان آقای سمندریان را رفتم. کتاب خواندم و فیلم دیدم و تمرین کردم. به هر حال هر فیلمی تجربه یی بود برای فیلم بعدی. ممکن است فیلم هایی در کارنامه من باشد که من از نتیجه اش اطلاع نداشتم و خوب درنیامده باشد آن هم به هزار دلیل. الان که فکر می کنم، می بینم هر انتخابی که کرده ام آن لحظه دلیلی برای خودش داشته و دوست داشته ام. تمام فیلم هایی که در کارنامه ام هست به خاطر وقت و انرژی که برایش گذاشتم برای من قابل احترام است چه بسا که ممکن است بعضی هایشان هم نتیجه خوبی نداشته باشند.
    ● از جایگاهتان در سینما راضی هستید؟
    الان که از جایگاه خودم راضی نیستم. نه شعار است و نه ادا و اصول. ضمناً نمی دانم چرا یک عده با من مشکل دارند و دوست ندارند مهناز افشار ترقی کند…

    ● چه کسانی؟ از بین سینماگران یا مردم ؟
    مردم که نه. بالاخره هر کسی را عده یی دوست دارند و عده یی نه. در خود سینما منظورم است. من فکر می کنم کارهای متفاوتی کرده ام. اگر «شور عشق» را بازی کردم یا «خاکستری» و «نگین»، همزمان «کارگران مشغول کارند » را هم دارم یا فیلم هایی مانند «چه کسی امیر را کشت ؟»، «آتش بس» یا «سالاد فصل». وقتی نگاه می کنم، می بینم که بیشتر کاراکترهایی که کار کرده ام متفاوت هستند و هیچ کدام یک مدل نیست. برخی کم لطفی ها آدم را سرد می کند. البته شاید هم تقصیر خودم باشد. ممکن است روند کاری ام را درست انجام نداده باشم. یک کار خوب انجام داده ام و بعدش یک کار ضعیف کرده ام و آدم ها مانده اند که بالاخره مهناز افشار تکلیفش چیست؟ می خواهد فیلم خوب بازی کند یا نه ؟ می توانم بگویم که خودم هم تقصیر داشته ام. اما به هر حال از انتخاب کارهایم خیلی ناراضی نیستم برای اینکه سعی کردم کاراکترهای متفاوتی را تجربه کنم و امیدوارم بتوانم کارهای بهتری انجام دهم.

    ● فکر می کنید چرا سایه «شور عشق» هنوز بالای سرتان هست و از بین نمی رود؟
    علت دارد. برای اینکه «شور عشق» فیلمی بود که برای بار اول در سینمای ایران درباره یک دختر و پسر جوان ساخته شد و برای خیلی ها بت شد. این مضمون در آن زمان خیلی مهم بود اما شاید اگر الان ساخته شود، دیگر استقبالی از آن صورت نگیرد. این فیلم چون سکوی پرتابی برای من و آقای رادان بود خیلی ها ما را هنوز هم به این دو فیلم وصل می کنند. به نظر من در هر صنفی، هر کس یک استارت و یک سکوی پرتاب دارد و البته این نقطه استارت همیشه در پرونده اش هست. حالا یا می تواند خیلی قوی باشد یا خیلی ضعیف. به هر حال آدم ها بک گراندشان را نمی توانند پاک کنند. من هم خوشحالم که بک گراند بدی ندارم. «شور عشق» هم خیلی فیلم بدی نبوده. . .

    ● البته تنها زرشک سینمای ایران هم نصیب این فیلم شد…
    بله و اتفاقاً من خیلی از این بابت خوشحالم. به نظرم فیلم دیده شد. چرا مراسم اعطای زرشک زرین فقط یک سال انجام شد و فقط هم به «شور عشق» داده شد و تمام؟

    ● سکوی پرتاب شما و بهرام رادان با هم بود. بهرام رادان عامدانه رفت به سمت تجربه گرایی و این باعث شد کارنامه قابل اعتنایی داشته باشد و دو سیمرغ هم بگیرد. اما با این وجود او دیگر جایگاه یک استار را در سینمای ایران ندارد. اما شما انتخاب هایتان طوری بوده یا پیشامد این بوده که جایگاهتان را به عنوان استار تثبیت کرده اید. فکر می کنید این عامدانه بوده یا اینکه شرایط شما را پیش برده؟
    نمی دانم این حرفی که می زنم در این زمانه درست است یا نه. ممکن است به نظر عده یی خنده دار بیاید. اما من به شدت به سرنوشت اعتقاد دارم. البته در کنارش تلاش و تفکر و بینش درست را در نظر دارم. به هر حال درباره هر فیلمی فکر می کردم و تصمیم می گرفتم و انتخاب می کردم اما معتقدم که سرنوشت من این طور رقم خورده و دارم در مسیری هدایت شده در کائنات حرکت می کنم. خداوند من را در این مسیر گذاشته و بعد هم به مهناز افشار گفته که خب حالا خودت چقدر توان و دانش داری ؟

    ● خودتان کدام را بیشتر می پسندید؛ جایگاه یک استار یا یک بازیگر تجربه گرا با نقش های متفاوت؟
    من هردویش را در کنار هم می پسندم.

    ● این ممکن هست ؟
    بله. نمی خواهم بگویم این اتفاق برای من افتاده اما می خواهم بگویم سعی کردم فیلم هایی را بازی کنم که مردم دوست داشته باشند و از آن استقبال کنند و در عین حال آدم های اهل فکر بدون غرض ورزی از آن تعریف کنند. برای من ارزشمند است که یک کارگردان یا نویسنده یا خبرنگار و آدم هایی که اهل فکر هستند بگویند خانم افشار فلان کارتان چقدر خوب بود. پس یعنی من آن مسیر را هم تجربه کرده ام.

    ● فکر می کنید مهناز افشار وقتی می رود در فیلم هایی مثل «چه کسی امیر را کشت» یا «کارگران مشغول کارند» بازی می کند، به خاطر قابلیت های بازیگری اش است یا به خاطر استار بودن او را انتخاب می کنند تا فیلم بیشتر دیده شود؟
    در مورد فیلم «کارگران مشغول کارند» آقای مانی حقیقی به من گفتند وقتی بازی من در «سالاد فصل» را دیدند، خوش شان آمد و خواستند من در فیلم شان حضور داشته باشم. در مورد «سالاد فصل» هم من قبلش فیلم خیلی شاخصی نداشتم و اگر توجه خاص آقای جیرانی و حتی اصرارهای آقای شریفی نیا نبود این اتفاق نمی افتاد. جا دارد که از هر دویشان تشکر کنم.

    ● در این چند سال دو، سه نقش دو بازی کردید که خوب اما خطرناک بود…
    بله بسیار خطرناک بود و می توانست من را کاملاً به گوشه یی پرتاب کند. اما خوشبختانه نتیجه این کارها خوب از آب درآمد.

    ● چطور شد که برای «سالاد فصل» انتخاب شدید؟
    در فیلم «خاکستری» آقای جیرانی را در اتاق تدوین می دیدم. همیشه سبک آقای جیرانی را دوست داشتم و البته الان هم دوست دارم. گفتم بالاخره اتفاق به وقتش خواهد افتاد. گذشت و آقای شریفی نیا گفتند آقای جیرانی می خواهند فیلم بسازند و من رفتم و قسمت شد که بازی کنم. وقتی فیلم تمام شد آقای جیرانی گفتند خیلی خوب بودی و شاید من باید این نقش را گسترش می دادم.

    ● بازی در «چه کسی امیر را کشت» چگونه پیش آمد؟
    یادم است که از طرف آقای کرم پور فیلمنامه یی به من رسید که بخوانم. دیدم خیلی کار نویی است، عوامل و بازیگران خیلی خوبی هم دارد. البته برای بازی در این فیلم واقعاً خیلی ترس داشتم چون فکر می کردم مهناز افشار میان این همه بازیگر پیشکسوت و بزرگ چه می خواهد بکند؟ ولی بعد دیدم چه محک خوبی است. آدم به خودش می گوید سعی کن کم نیاری و خیلی خوب باشی. هیچ وقت لطف آقای شکیبایی را یادم نمی رود که من را دیدند و گفتند وقتی سالاد فصل را دیدم، متوجه شدم از نوک پا تا نوک موهایت بازی می کنی. اصلاً باور نمی کردم آقای شکیبایی این حرف را به من بزند. چقدر خالص و چقدر بی عقده و بزرگوار. این حرف را حتی اگر ایشان فقط برای خوشحال کردن من گفته باشد به من انرژی می دهد و برای من خیلی ارزشمند است. یکسری دوستان در سینما به من کم لطفی کردند اما خدا را شکر دوستانی هم داشتم که به من کمک کردند در سینما بمانم. فیلمنامه «چه کسی امیر را کشت؟» را که خواندم، آقای شکیبایی هم آنجا بودند و دوست داشتم باز هم با ایشان کار کنم. البته با هم بازی نداشتیم ولی نقش عجیب و متفاوتی بود. من همیشه دوست دارم نقش های متفاوت و عجیب و غریب بازی کنم. مثلاً آرزویم این است که نقش آنتونی کویین در گوژپشت نتردام را بازی کنم.

    ● خب اینکه هیچ وقت امکان پذیر نخواهد بود…
    عیب ندارد. نقش زنش را که می توانم بازی کنم، (می خندد) متاسفانه در سینمای ایران یا باید نقش دیوانه یا معتاد را بازی کنی تا دیده شوی. هیچ وقت نقش های رئال دیده نمی شوند، در صورتی که در سینمای جهان نقش های رئال جایگاه ویژه یی دارند.

    ● خیلی از بازیگران به خصوص خانم ها به سمت تجربه های دیگری در سینما مانند کارگردانی رفته اند. شما چنین قصدی ندارید؟
    فعلاً قصد کارگردان شدن ندارم. ورود به هر رشته یی تخصص و تجربه می خواهد اما چون قبل از بازیگری تدوین خوانده ام و کارهای فنی را هم دوست دارم، شاید یک روز با اجازه استادان به سمت فیلمبرداری بروم یا با اجازه تهیه کنندگان، تهیه کننده شوم. البته یک قصه کوتاه هم دارم که بدم نمی آید آن را بسازم. این قصه از باورهای خودم ناشی شده و شاید محک خوبی برایم باشد.
      

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش