کتاب مقاله بیماری آرایش

شغل مورد علاقه هنرمندان

گوهر خیراندیش: از آنجایی که این سئوال سالهاست پرسیده می‌شود و من هم سالهاست و سالها که می‌گویم پزشک می‌شدم!
نیکی کریمی: یا کار نویسندگی را پیشه می‌کردم یا کاری که مربوط به هنر باشد. البته دوست داشتم تنیسور هم بشوم که هستم.
حمید گودرزی: دوست داشتم مربی فوتبال بشوم.
شراره رخام: دوباره بازیگری را انتخاب می‌کردم.
نیما نکیسا: مجسمه ساز می‌شدم، چون خیلی مجسمه‌سازی را دوست دارم.
فریدون آسرایی: کارهایی مثل پزشکی که خدمت مستقیم به مردم دارد را انتخاب می‌کردم.
ژاله صادقیان: معلم می‌شدم.
نادر سلیمانی: شغلی به جز بازیگری انتخاب نمی‌کنم اما اگر مجبور باشم عکاسی را ترجیح می‌دهم.
شهرزاد عبدالمجید: توریست می‌شدم.
شهرام عیوضی: تحصیلاتم که در رشته اقتصاد بازرگانی است را ارتقاء می‌دادم و در آن رشته به فعالیت می‌پرداختم.
فرمان فتحعلیان: هر چیزی غیر از خوانندگی… البته شرایط طور دیگری حتماً خوانندگی را حفظ می‌کردم.
رضا صادقی: گلفروش می‌شدم. چون هم سکوت و صداقت دارد و هم همان چیزی که هست را به مردم می‌فروشم نه کمتر و نه زیادتر. البته در فکر هستم که یک گلفروشی بزنم.
خاطره اسدی: باز هم کار هنری مثل مجسمه سازی یا نقاشی را انتخاب می‌کردم.
ستاره اسکندری: شغل ثروتمندی را انتخاب می‌کردم. البته اگر پدر پولداری داشتم هم بد نبود که مجبور نشوم کار کنم.
فرشید شفیعی: باز هم به دنبال آفرینش می‌روم. آهنگسازی را انتخاب می‌کردم تا چیزی از وجودم خلق کنم.
امیر تاجیک: در یک جای خلوت در یک ده به کشاورزی می‌پردازم.
لیلا برخورداری: فکر نمی‌کنم هیچ وقت شغلم را تغییر بدهم.
سروش صحت: احتمالاً معلم شیمی می‌شدم، چون قبلاً هم معلم شیمی بودم.
احسان خواجه امیری: رشته تحصیلی من مهندسی کامپیوتری است و در همان رشته هم فعالیت می‌کردم.
کاظم احمدزاده: خیلی دوست دارم که معلم باشم. قبلاً هم معلم بودم. البته در حال حاضر هم  معلم هستم فقط کلاسم بزرگتر شده است.
مهدی مقدم: یک آتلیه بازیگری یا نقاشی باز می‌کردم.
بهاره رهنما: نویسندگی را انتخاب می‌کردم یعنی همان کاری که در کنار بازیگری دارم.
رضا رویگری: جوانی خلبانی را دوست داشتم ولی نقاشی و خوانندگی که کمی در آن فعالیت داشته‌ام را ادامه می‌دهم.
محراب پیمان‌خانی: رئیس باغ وحش.
شقایق دهقان: من دستیار رئیس باغ وحش می‌شوم چون حیوانات را دوست دارم.
طناز طباطبایی: هیچ وقت شغلم را تغییر نمی‌دهم اما اگر مجبور باشم یک شغل هیجان انگیز مثل خلبانی را انتخاب می‌کنم چون از پشت میز نشستن و کارهای دفتری متنفرم.
مازیار عصری: اگر ۴-۵ بار دیگر هم به دنیا بیایم همین موسیقی را انتخاب می‌کنم.
آزاده آل‌ایوب: بازیگری را انتخاب می‌کردم. البته پیشنهادهایی هم برای بازی داشتم اما من با خاله نرگس یک فرد محبوبم و نمی‌توانم خاله‌نرگس را با انتخاب نادرست نابود کنم.
سام درخشانی: حتی در تصوراتم هم قرار نیست شغلم را عوض کنم.
ایرج نوذری: زبان‌شناسی و ترجمه حضور منسجم و فعال در فدراسیون کنگ‌فو را ادامه می‌دادم.
بهنوش بختیاری: اگر بتوانم کارناب و خلاقانه‌ای در زمینه گلفروشی انجام دهم گلفروش می‌شوم.
محسن طنابنده: من
در حال حاضر هم دو شغله هستم هم می‌نویسم و هم بازی می‌کنم، ولی اگر بخواهم هر دو کار را تغییر دهم کارگردانی را انتخاب می‌کنم.
بهروز صفاریان: تجارت می‌کنم.
امیر جعفری: کتاب فروشی باز می‌کنم.
کاوه سماک باشی: باز هم بازیگری را انتخاب می‌کنم. کار قبلی من مهندسی ساختمان و تأسیسات برج و ساختمان بوده.
خاطره حاتمی: معلم بودن را خیلی دوست دارم، احتمالاً معلم می‌شوم.
نگار فروزنده: پزشکی.
سپند امیرسلیمانی: سراغ چیزی می‌روم که دوستش دارم و در آن فعالیت می‌کنم… موسیقی.
آنا نعمتی: طراحی و معماری داخلی.
امیر آقایی: نقاشی می‌کنم.
حمید خندان: اگر بخواهم منطقی فکر کنم باید خوانندگی را کنار بگذارم ولی طبق معمول احساسی عمل کرده و خوانندگی را ادامه می‌دهم.
سحر ولدبیگی: بازم بازیگر می‌شدم. اینقدر عاشق کارم هستم و برایش ارزش قائلم و به این حرفه احترام می‌گذارم و می‌دانم چیزهای زیادی هست که باید از این حرفه یاد بگیرم حتی اگر قرار باشد یک بار دیگر هم به دنیا بیایم بازم بازیگری را انتخاب می‌کنم!
لیلا زارع: فیلمبردار می‌شدم.
روناک یونسی: خلبان. پدرم خلبان است. دنبالش تا جایی رفتم که مهماندار شوم.

بهنوش طباطبایی : مدیریت شرکت هواپیمایی را انتخاب می کردم.

نیما شاهرخ‌شاهی: شغلی اصلی من بازیگری نیست. من مهندس عمران هستم و کاری کردم که نیازی به پول بازیگری نداشته باشم.
شهره سلطانی: سعی می‌کنم رشته تحصیلی‌ام را ادامه بدهم. موسیقی و نوازندگی را شروع می‌کنم.
سحر زکریا: کافی‌شاپ می‌زنم.
السا فیروزآذر: من رشته تحصیلی‌ام معماری است مسلماً رشته تحصیلی‌ام  را ادامه می‌دهم.
رضا یزدانی: کار سینما و بازیگری و یا کاری که مرتبط به کار هنری باشد را ترجیح می‌دهم.
مریم کاویانی: به حرفه خودم یعنی پرستاری برمی‌گردم. اگر مجبور به کار کردن هم نباشم خانه‌داری را ترجیح می‌دهم.
فرزاد مؤتمن: شغلم را تغییر نمی‌دهم.
حسین رفیعی: شغل اصلی من نقاشی و مرمت آثار قدیمی است که یک کارگاه هم دارم و ۲۰ سال است در این رشته فعالیت می‌کنم.
ملیکا زارعی: شغلی که اولویت آن بچه‌ها و یا مسائل مرتبط با آنها باشد. از وقتی که برای کودکان کار می‌کنم آنقدر علاقه‌ام به آنها زیاد شده که بدون بچه‌ها نمی‌توانم کار کنم.
ماه‌ چهره‌خلیلی: حتماً در زمینه سینما می‌مانم. سه کار کوتاه کارگردانی‌ کرده‌ام و شاید به کارگردانی روی‌ بیاورم.
ویشکا آسایش: مجسمه سازی می‌کردم.
جهانگیر کوثری: کارشناس فوتبال می‌شوم.
دکتر محمد صادقی: شغلی که سالهای زیادی داشتم، تدریس در دانشگاه را ادامه می‌دادم.
آرش سبحانی: مربی فوتبال می‌شدم.
شهره قمر: موزیسین می‌شدم.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۸ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • طلاق های معروف سینمای ایران

    ۱-ماجرا از اولین فیلم ناطق سینمای ایران یعنی «دختر لر» به کارگردانی عبدالحسین سپنتا و اردشیر ایرانی شروع شد. با ساخت این فیلم و نمایش آن در سال ۱۳۱۲ یک طلاق واقعی اتفاق افتاد. این فیلم آن‌قدر برای ایرانی‌ها جذاب بود که به مدت ۳سال در سینماهای تهران و شهرستان‌ها نمایش داده شد و به عنوان پرفروش‌ترین فیلم زمان خودش انتخاب شد. اما خانواده بازیگر زن این فیلم، روح‌انگیز سامی‌نژاد که از حضور او در این فیلم ناراضی بودند، او را طرد کردند و همسرش هم او را طلاق داد.
    این اولین طلاق یک چهره سینمایی در تاریخ سینمای ایران است؛ اتفاقی که سال‌های بعد کمی شایع‌تر شد و به یکی از ویژگی‌های زوج‌های سینمایی، به خصوص در دوران قبل از انقلاب، بدل گشت.
    با پیروزی انقلاب و آغاز دوران جدید سینمای ایران، طلاق‌ زوج‌های سینمایی هم کمتر شد و الان خیلی از زوج‌های سینمایی را می‌توان مثال زد که سال‌هاست با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می‌کنند.

     

    سوسن تسلیمی/داریوش فرهنگ
    ۲-سی و پنج سال پیش، داریوش فرهنگ آدم خیلی معروفی بود و سوسن تسلیمی را کسی نمی‌شناخت، اما پس از ازدواج و در سال‌های دهه شصت، ماجرا برعکس شد و تسلیمی شهرتی فراوان پیدا کرد. در این سال‌ها اگرچه داریوش فرهنگ فیلمساز بود و بعضی کارهایش خیلی مطرح شد، اما حضور ثابت تسلیمی در فیلم‌های بهرام بیضایی، این بازیگر هنرمند را به اوج رساند. این دو که از طریق گروه تئاتر پیاده با همدیگر آشنا شده بودند، پس از مدت‌ها زندگی مشترک سرانجام فرصت پیدا کردند تا در فیلم «شاید وقتی دیگر» ساخته بهرام بیضایی، نقش زن و شوهر را بازی کنند. تسلیمی، پس از این فیلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و  امروز یکی از چهره‌های سرشناس تئاتر سوئد است. اما داریوش فرهنگ مانده و فیلم‌سازی و بازیگری را تا امروز ادامه داده است.
     
     



    مرحوم خسرو شکیبایی/تانیا جوهری
    ۳-شاید خیلی‌ها ندانند که شکیبایی در دهه ۴۰ کار خودش را با دوبلوری شروع کرد و پس از ناکامی در این رشته به تئاتر رفت و سال‌ها گذشت تا دوباره با فیلم «خط قرمز» مسعود کیمیایی به سینما بازگشت. تانیا جوهری هم در همان سال‌های دهه ۵۰ بازیگر تئاتر بود. این رابطه که منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هیچ یک از این دو، آدم‌های معروفی نبودند و در سال‌های بعد در حرفه‌شان سرشناس شدند. شکیبایی کماکان یکی از بازیگران محبوب و سرشناس سینمای ایران است اما تانیا جوهری در سال‌های اخیر بسیار کم‌کار شده است. جالب است که مشهورترین فیلم شکیبایی یعنی«هامون»، داستان مرد روشنفکری است که تمایلی برای جدایی از همسرش ندارد اما زن و خانواده‌اش اصرار دارند که این جدایی هر چه زودتر اتفاق بیفتد.

     



     

     آیدین آغداشلو/شهره آغداشلو
    ۴-آیدین آغداشلو که نقاش، طراح، گرافیست و نویسنده‌ای تواناست، سال‌ها قبل، پس از یک ازدواج ناموفق و در حالی که دختری به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج کرد. شهره در فیلم‌های علی حاتمی (سوته‌دلان) و عباس کیارستمی (گزارش) بازی کرده بود و با تحسین مواجه شده بود و کم‌کم داشت به بازیگری توانا تبدیل می‌شد.  شهره آغداشلو که با بازی در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» و نامزدی اسکار، امروزه یک بازیگر معتبر در عرصه جهانی است، از آیدین جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختری به او داده که ظاهرا آن هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت وگوهایش همواره از آیدین آغداشلو به عنوان کسی یاد کرده است که دوران سعادتمندی را با هم سپری کردند؛ بر خلاف عادت بسیار زشتی که خیلی‌ها دارند و پس از جدایی، با لحنی زننده درباره همسر سابقشان صحبت می‌کنند. ظاهرا نه ازدواج و نه جدایی این دو، در مسیر پیشرفت حرفه‌ای‌شان هیچ تاثیری نگذاشته و هر دو همچنان از چهره‌های فعال در حیطه کاری خود هستند.

     



     

    ابوالفضل پورعرب/ آناهیتا نعمتی
    ۵-زمانی که ابوالفضل پورعرب با آناهیتا نعمتی ازدواج کرد، بازیگر بسیار معروفی بود. او محبوبیتش را که با بازی در فیلم «عروس»، ساخته‌ی بهروز افخمی، به دست آورده بود؛ تا سال‌ها حفظ‌کرد.
     از آن طرف، آناهیتا نعمتی تازه با فیلم خوش‌ساخت «هیوا»، ساخته‌ی رسول ملاقلی‌پور، وارد سینما شده بود و به عنوان یک چهره جوان و بااستعداد، اول راه بود. از این ماجرا حدود ۸ سال می‌گذرد. ابوالفضل پورعرب از آن زمان، سیر نزولی را در کارش تجربه کرد و آناهیتا نعمتی هم در حاشیه‌ی سینمای ایران به کار خود ادامه داد.
    حالا این روزها پس از سال‌ها جدایی این زوج هنرمند، هم آناهیتا نعمتی دوباره به سینمای جدی بازگشته و هم ابوالفضل پورعرب در تلویزیون پرکارتر شده است.

     

     



     

    بابک ریاحی پور/مهتاب کرامتی
    ۶-بابک ریاحی پور یکی از معروف‌ترین نوازنده‌های ایرانی با ساز تخصصی گیتار باس است و در زمینه موسیقی راک فعالیت می‌کند. او در آلمان موسیقی را آموخته، آن را در ایران ادامه داده و با خواننده‌هایی مثل محمد نوری و گروه‌هایی مثل اوهام و آویژه که نوعی موسیقی تلفیقی را دنبال می‌کرد‌ه‌اند، همکاری داشته است.
    مهتاب کرامتی از سال ۱۳۷۷ با بازی در فیلم «مردی از جنس بلور» پایش به سینمای ایران باز شد.
     جالب  این که ریاحی پور زودتر از کرامتی به سینما آمده بود. او در سال ۱۳۷۴ برای موسیقی فیلم «فاتح» نوازندگی کرده بود؛ کاری که بعدها ریاحی پور کمتر سراغ آن رفت. ولی مهتاب کرامتی با جدیت، حضور در سینما و تلویزیون را ادامه داد و رشد کرد و خیلی زود به ستاره سینمای ایران تبدیل شد. حالا مهتاب کرامتی تنها زندگی می‌کند و علاوه بر بازیگری و فعالیت در یونیسف، در یک موسسه طراحی و تولید لباس هم حسابی مشغول ست.

     



     

    نیما بانکی/ لیلی رشیدی
    ۷-خانم رشیدی سوای این که دختر احترام‌السادات برومند و داود رشیدی است و از بچگی در محافل هنری بزرگ شده، بازیگر خوبی هم هست. بیشتر ما او را با «مادرخانمی زی‌زی‌گولو» می‌شناسیم.  اما بعضی‌ها شاید بولتن جشنواره فیلم کودک را به یاد بیاورند که عکس‌های کودکی او را در کنار لیلا حاتمی به چاپ رسانده بود. این دو لیلی و لیلای محبوب، از کودکی همبازی بوده‌اند؛ هرچند بعدها، لیلی یک چهره تلویزیونی شد اما لیلا یک ستاره سینما.
    لیلی رشیدی همسر پیشین نیما بانکی است که به اندازه رشیدی مشهور نیست اما در عکاسی استعداد داشت و رفته‌رفته در کارش به موفقیت دست پیدا کرد تا این‌که امروزه به چهره‌ای مطرح در عالم تبلیغات تبدیل شده است.  نیما بانکی را اگر از «پراید تهران یازده» به یاد نداشته باشید، در آگهی‌های سامسونگ با لباس برزیل، یا با کت و شلوار در حالی که پایش را از قاب ال‌سی‌دی بیرون گذاشته، دیده‌اید.  حاصل زندگی مشترک این دو، پسری است که با مادرش پیش خانواده رشیدی زندگی می‌کند.
     

     



     

    یوسف مرادیان  / سارا خویینی‌ها
    ۸-  همین اواخر بود که از سارا خویینی‌ها فیلم پر حرف و حدیث «نقاب» اکران شد که داستانش درباره سوء استفاده‌های متقلبانه از موضوع ازدواج بود. چندی پیش از تلویزیون هم سریالی پخش می‌شد که داستانش درباره سیاوش و رستم شاهنامه بود و نقش سیاوش را مرادیان بازی می‌کرد.
    خویینی‌ها در «معصومیت از دست رفته» هم بازی خوبی داشت اما نقشی که مرادیان در «سربازهای جمعه» بازی کرد، به هر دلیل، آن قدر کوتاه شد که اصلا به چشم نیامد. این دو بازیگر که زمانی با یکدیگر زیر یک سقف زندگی می‌کردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعالیت قبلی‌شان که همان بازیگری در سینما و تلویزیون است ادامه می‌دهند؛ از جمله خویینی‌ها که چهره‌اش را در نقش اصلی «بی‌صدا فریاد کن» حتما دیده‌اید.

     



     

     


    فریبرز عرب نیا/آتنه فقیه نصیری/ عسل بدیعی
    ۹-این ۳ بازیگر، معروف‌تر از آن هستند که بخواهیم معرفی‌شان کنیم. فریبرز عرب‌نیا به ترتیب با آتنه فقیه‌نصیری و عسل بدیعی ازدواج کرد و از آن‌ها جدا شد.
    عرب‌نیا که اغلب، او را با بازی‌های چشمگیرش در فیلم‌های مسعود کیمیایی، مانند«سلطان» و «ضیافت»، به خاطر می‌آورند، در فیلمی با موضوع طلاق نیز ایفای نقش کرده است. او در این فیلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نیکی کریمی) جدا شده و مانع احقاق حق او برای تصاحب بچه می‌شود.  آتنه فقیه‌نصیری نیز که در فیلم‌ها و سریال‌های متعددی ایفای نقش کرده است، با بازی خوبش در نقش «خاله سارا» در یک سریال تلویزیونی، نگاه‌ها را به خود متوجه کرد. درخشش عسل بدیعی نیز از بازی در فیلم «بودن یا نبودن»، ساخته‌ی کیانوش عیاری، شروع شد

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بهنوش طباطبایی در کنسرت احسان خواجه امیری

    چند عکس از کنسرت احسان خواجه امیری (بهنوش طباطبایی و قاسم جعفری هم در این کنسرت در بین تماشاگران حضور داشتند)

    بهنوش طباطبایی در کنار قاسم جعفری (کارگردان سریال مسافری از هند)

     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۱ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • طلاق های معروف سینمای ایران

    ۱-ماجرا از اولین فیلم ناطق سینمای ایران یعنی «دختر لر» به کارگردانی عبدالحسین سپنتا و اردشیر ایرانی شروع شد. با ساخت این فیلم و نمایش آن در سال ۱۳۱۲ یک طلاق واقعی اتفاق افتاد. این فیلم آن‌قدر برای ایرانی‌ها جذاب بود که به مدت ۳سال در سینماهای تهران و شهرستان‌ها نمایش داده شد و به عنوان پرفروش‌ترین فیلم زمان خودش انتخاب شد. اما خانواده بازیگر زن این فیلم، روح‌انگیز سامی‌نژاد که از حضور او در این فیلم ناراضی بودند، او را طرد کردند و همسرش هم او را طلاق داد.
    این اولین طلاق یک چهره سینمایی در تاریخ سینمای ایران است؛ اتفاقی که سال‌های بعد کمی شایع‌تر شد و به یکی از ویژگی‌های زوج‌های سینمایی، به خصوص در دوران قبل از انقلاب، بدل گشت.
    با پیروزی انقلاب و آغاز دوران جدید سینمای ایران، طلاق‌ زوج‌های سینمایی هم کمتر شد و الان خیلی از زوج‌های سینمایی را می‌توان مثال زد که سال‌هاست با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می‌کنند.

     

    سوسن تسلیمی/داریوش فرهنگ
    ۲-سی و پنج سال پیش، داریوش فرهنگ آدم خیلی معروفی بود و سوسن تسلیمی را کسی نمی‌شناخت، اما پس از ازدواج و در سال‌های دهه شصت، ماجرا برعکس شد و تسلیمی شهرتی فراوان پیدا کرد. در این سال‌ها اگرچه داریوش فرهنگ فیلمساز بود و بعضی کارهایش خیلی مطرح شد، اما حضور ثابت تسلیمی در فیلم‌های بهرام بیضایی، این بازیگر هنرمند را به اوج رساند. این دو که از طریق گروه تئاتر پیاده با همدیگر آشنا شده بودند، پس از مدت‌ها زندگی مشترک سرانجام فرصت پیدا کردند تا در فیلم «شاید وقتی دیگر» ساخته بهرام بیضایی، نقش زن و شوهر را بازی کنند. تسلیمی، پس از این فیلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و  امروز یکی از چهره‌های سرشناس تئاتر سوئد است. اما داریوش فرهنگ مانده و فیلم‌سازی و بازیگری را تا امروز ادامه داده است.
     
     



    مرحوم خسرو شکیبایی/تانیا جوهری
    ۳-شاید خیلی‌ها ندانند که شکیبایی در دهه ۴۰ کار خودش را با دوبلوری شروع کرد و پس از ناکامی در این رشته به تئاتر رفت و سال‌ها گذشت تا دوباره با فیلم «خط قرمز» مسعود کیمیایی به سینما بازگشت. تانیا جوهری هم در همان سال‌های دهه ۵۰ بازیگر تئاتر بود. این رابطه که منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هیچ یک از این دو، آدم‌های معروفی نبودند و در سال‌های بعد در حرفه‌شان سرشناس شدند. شکیبایی کماکان یکی از بازیگران محبوب و سرشناس سینمای ایران است اما تانیا جوهری در سال‌های اخیر بسیار کم‌کار شده است. جالب است که مشهورترین فیلم شکیبایی یعنی«هامون»، داستان مرد روشنفکری است که تمایلی برای جدایی از همسرش ندارد اما زن و خانواده‌اش اصرار دارند که این جدایی هر چه زودتر اتفاق بیفتد.

     



     

     آیدین آغداشلو/شهره آغداشلو
    ۴-آیدین آغداشلو که نقاش، طراح، گرافیست و نویسنده‌ای تواناست، سال‌ها قبل، پس از یک ازدواج ناموفق و در حالی که دختری به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج کرد. شهره در فیلم‌های علی حاتمی (سوته‌دلان) و عباس کیارستمی (گزارش) بازی کرده بود و با تحسین مواجه شده بود و کم‌کم داشت به بازیگری توانا تبدیل می‌شد.  شهره آغداشلو که با بازی در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» و نامزدی اسکار، امروزه یک بازیگر معتبر در عرصه جهانی است، از آیدین جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختری به او داده که ظاهرا آن هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت وگوهایش همواره از آیدین آغداشلو به عنوان کسی یاد کرده است که دوران سعادتمندی را با هم سپری کردند؛ بر خلاف عادت بسیار زشتی که خیلی‌ها دارند و پس از جدایی، با لحنی زننده درباره همسر سابقشان صحبت می‌کنند. ظاهرا نه ازدواج و نه جدایی این دو، در مسیر پیشرفت حرفه‌ای‌شان هیچ تاثیری نگذاشته و هر دو همچنان از چهره‌های فعال در حیطه کاری خود هستند.

     



     

    ابوالفضل پورعرب/ آناهیتا نعمتی
    ۵-زمانی که ابوالفضل پورعرب با آناهیتا نعمتی ازدواج کرد، بازیگر بسیار معروفی بود. او محبوبیتش را که با بازی در فیلم «عروس»، ساخته‌ی بهروز افخمی، به دست آورده بود؛ تا سال‌ها حفظ‌کرد.
     از آن طرف، آناهیتا نعمتی تازه با فیلم خوش‌ساخت «هیوا»، ساخته‌ی رسول ملاقلی‌پور، وارد سینما شده بود و به عنوان یک چهره جوان و بااستعداد، اول راه بود. از این ماجرا حدود ۸ سال می‌گذرد. ابوالفضل پورعرب از آن زمان، سیر نزولی را در کارش تجربه کرد و آناهیتا نعمتی هم در حاشیه‌ی سینمای ایران به کار خود ادامه داد.
    حالا این روزها پس از سال‌ها جدایی این زوج هنرمند، هم آناهیتا نعمتی دوباره به سینمای جدی بازگشته و هم ابوالفضل پورعرب در تلویزیون پرکارتر شده است.

     

     



     

    بابک ریاحی پور/مهتاب کرامتی
    ۶-بابک ریاحی پور یکی از معروف‌ترین نوازنده‌های ایرانی با ساز تخصصی گیتار باس است و در زمینه موسیقی راک فعالیت می‌کند. او در آلمان موسیقی را آموخته، آن را در ایران ادامه داده و با خواننده‌هایی مثل محمد نوری و گروه‌هایی مثل اوهام و آویژه که نوعی موسیقی تلفیقی را دنبال می‌کرد‌ه‌اند، همکاری داشته است.
    مهتاب کرامتی از سال ۱۳۷۷ با بازی در فیلم «مردی از جنس بلور» پایش به سینمای ایران باز شد.
     جالب  این که ریاحی پور زودتر از کرامتی به سینما آمده بود. او در سال ۱۳۷۴ برای موسیقی فیلم «فاتح» نوازندگی کرده بود؛ کاری که بعدها ریاحی پور کمتر سراغ آن رفت. ولی مهتاب کرامتی با جدیت، حضور در سینما و تلویزیون را ادامه داد و رشد کرد و خیلی زود به ستاره سینمای ایران تبدیل شد. حالا مهتاب کرامتی تنها زندگی می‌کند و علاوه بر بازیگری و فعالیت در یونیسف، در یک موسسه طراحی و تولید لباس هم حسابی مشغول ست.

     



     

    نیما بانکی/ لیلی رشیدی
    ۷-خانم رشیدی سوای این که دختر احترام‌السادات برومند و داود رشیدی است و از بچگی در محافل هنری بزرگ شده، بازیگر خوبی هم هست. بیشتر ما او را با «مادرخانمی زی‌زی‌گولو» می‌شناسیم.  اما بعضی‌ها شاید بولتن جشنواره فیلم کودک را به یاد بیاورند که عکس‌های کودکی او را در کنار لیلا حاتمی به چاپ رسانده بود. این دو لیلی و لیلای محبوب، از کودکی همبازی بوده‌اند؛ هرچند بعدها، لیلی یک چهره تلویزیونی شد اما لیلا یک ستاره سینما.
    لیلی رشیدی همسر پیشین نیما بانکی است که به اندازه رشیدی مشهور نیست اما در عکاسی استعداد داشت و رفته‌رفته در کارش به موفقیت دست پیدا کرد تا این‌که امروزه به چهره‌ای مطرح در عالم تبلیغات تبدیل شده است.  نیما بانکی را اگر از «پراید تهران یازده» به یاد نداشته باشید، در آگهی‌های سامسونگ با لباس برزیل، یا با کت و شلوار در حالی که پایش را از قاب ال‌سی‌دی بیرون گذاشته، دیده‌اید.  حاصل زندگی مشترک این دو، پسری است که با مادرش پیش خانواده رشیدی زندگی می‌کند.
     

     



     

    یوسف مرادیان  / سارا خویینی‌ها
    ۸-  همین اواخر بود که از سارا خویینی‌ها فیلم پر حرف و حدیث «نقاب» اکران شد که داستانش درباره سوء استفاده‌های متقلبانه از موضوع ازدواج بود. چندی پیش از تلویزیون هم سریالی پخش می‌شد که داستانش درباره سیاوش و رستم شاهنامه بود و نقش سیاوش را مرادیان بازی می‌کرد.
    خویینی‌ها در «معصومیت از دست رفته» هم بازی خوبی داشت اما نقشی که مرادیان در «سربازهای جمعه» بازی کرد، به هر دلیل، آن قدر کوتاه شد که اصلا به چشم نیامد. این دو بازیگر که زمانی با یکدیگر زیر یک سقف زندگی می‌کردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعالیت قبلی‌شان که همان بازیگری در سینما و تلویزیون است ادامه می‌دهند؛ از جمله خویینی‌ها که چهره‌اش را در نقش اصلی «بی‌صدا فریاد کن» حتما دیده‌اید.

     



     

     


    فریبرز عرب نیا/آتنه فقیه نصیری/ عسل بدیعی
    ۹-این ۳ بازیگر، معروف‌تر از آن هستند که بخواهیم معرفی‌شان کنیم. فریبرز عرب‌نیا به ترتیب با آتنه فقیه‌نصیری و عسل بدیعی ازدواج کرد و از آن‌ها جدا شد.
    عرب‌نیا که اغلب، او را با بازی‌های چشمگیرش در فیلم‌های مسعود کیمیایی، مانند«سلطان» و «ضیافت»، به خاطر می‌آورند، در فیلمی با موضوع طلاق نیز ایفای نقش کرده است. او در این فیلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نیکی کریمی) جدا شده و مانع احقاق حق او برای تصاحب بچه می‌شود.  آتنه فقیه‌نصیری نیز که در فیلم‌ها و سریال‌های متعددی ایفای نقش کرده است، با بازی خوبش در نقش «خاله سارا» در یک سریال تلویزیونی، نگاه‌ها را به خود متوجه کرد. درخشش عسل بدیعی نیز از بازی در فیلم «بودن یا نبودن»، ساخته‌ی کیانوش عیاری، شروع شد

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • در حاشیه واکنش تماشاچیان ونیز به فیلم کیارستمی

    جابر تواضعی بلاگر "زیر درخت انجیر" درباره واکنشهای منفی تماشاگران ونیزی به آخرین ساخنه عباس کیارستمی چنین نوشته است:

    فارغ از این که دوستدار کیارستمی و سینمایش باشیم یا نه، انتشار خبر اعتراض تماشاگران فیلم تجربی«شیرین» کیارستمی در جشنواره ونیز خبر خوشایندی نبود؛ مخصوصا که این اعتراض خیلی هم فرهنگی و مودبانه نبوده و جماعت انگار از هیچ کاری برای نشان دادن اعتراضشان دریغ نکرده‌اند. کیارستمی را به پرمدعایی، هدر دادن وقت تماشاچیان و همچنین ساخت یک فیلم به معنای واقعی خسته‌کننده متهم کرده‌اند و حتی شعار داده‌اند که پولشان را پس بگیرند. این اتفاق در حالی افتاده که کیارستمی به عنوان یک فیلم ساز جشنواره‌ای در سراسر دنیا شناخته شده و مخاطبان خاص خودش را دارد.

    ما به هر دلیل سال‌هاست از او فیلمی در ایران ندیده‌ایم. ولی همیشه خارج از کشور خریدار داشته و درست یا غلط حالا او خودش را یک فیلم ساز جهان وطنی می‌داند. به هرحال به قول نیما آن که غربال دارد، از پشت سر می‌آید. ممکن است همین «شیرین» هم بعدها به عنوان یک شاهکار هنری شناخته شود و لکه ننگ این استهزا و اعتراض برای همیشه بر دامن تماشاگران ونیز باقی بماند. 

    ولی حقیقت این است که فیلم ساز جهان وطنی ما در ماجراجویی‌های هنری و فرم‌گرایی‌هایش آن قدر افراط کرده که کاسه صبر مخاطبان جشنواره‌ای و خاص او هم لبریز شده و سورپرایزی مثل برداشتن عینکش جلوی خبرنگاران هم آن ها را آن قدر ذوق زده نکرده که از خیر پول بلیتشان بگذرند.

    عکس این ماجرا هم هست. به خاطر سفرهای بین شهری زیادم با اتوبوس، علاوه بر فیلم‌های مخاطب ‌پسندی مثل «توفیق اجباری»، گاهی هم این توفیق اجباری را پیدا می‌کنم که به خاطر هوس شاگرد راننده یا اعتراض مسافران همیشگی مسیر که از تکرار چند فیلم خاص خسته شده‌اند، فیلم‌های قدیمی‌تر را مرور کنم. 

    در یکی از این سفرها خیلی اتفاقی وسط فیلم از خواب بیدار شدم و فقط از روی بازیگران فیلم حدس زدم که باید «اعتراض» کیمیایی باشد. ولی فیلم آن قدر بی در و پیکر و ژورنالیستی بود که فکر نمی‌کردم حدسم درست باشد. تیتراژ که آمد، از ناباوری یخ کردم. باور نمی کردم کسی که فیلمی مثل قیصر را با یک داستان متناسب با شرایط روز ساخته و اعتراض‌ها و حرف‌های سیاسی‌اش را هنرمندانه مطرح کرده و موج نوی سینمای ایران را به وجود آورده، یک وقتی آن قدر بی‌حوصله و جوگیر شود که درون مایه فیلم را به عنوان اسم فیلمش انتخاب کند و داستانی ژورنالیستی و تاریخ مصرف دار را به تصویر بکشد.

    نمی شود وجود «اعتراض»، «پارتی» یا بقیه فیلم‌هایی را که در یک مقطع خاص و تحت تاثیر شرایط روز جامعه ساخته می‌شوند و به نوعی کارکرد روزنامه‌ای دارند، نفی کرد. ولی می‌شود نتیجه گرفت که فیلم سازان بزرگ و باتجربه هم گاهی در انتخاب مسیرشان درست عمل نمی‌کنند و مقهور جریان شرایطی می‌شوند که برایشان پیش آمده یا خودشان برای خودشان به وجود آورده‌اند. همین افراط و تفریط است که کار دستشان می‌دهد؛ جوری که حتی به غربال به دستان عقب کاروان هم امیدی نیست.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نظر هنرمندان راجع به مهران مدیری

    *سحر ولد بیگی : به نظر من مهران مدیری ، علی صادقی ، یوسف تیموری ، آقا خانی ، اویسی ، رضویان ، شفیعی جم هر کدام در زمینه طنز وزنه ای به شمار می روند. من از مدیری در سریال های روتین مطالب بسیاری آموخته ام ، به نظر من مدیری استاد قابلی در زمینه طنز است.

    * شایان احدی فر : آقای مدیری همیشه سوژه نو دارند.کارهاشون روند خاصی رو طی میکنه و اصلاً نمی شه کارگردانی ایشون رو با کارگردان های دیگه مقایسه کرد.شانس بزرگی آوردم که با آقای مدیری کار می کنم.

    *رامبد جوان : مهران مدیری یک آدم ثابت قدم و باهوش است که مسیر کاری خود را انتخاب کرده است.البته شاید مثل همه آدم ها یک لحظه خودش را تکرار کند اما چیزی که مشخص است این است که مدیری کارش را خوب بلد است.

    *پژمان بازغی :مهران مدیری از جمله کارگردان های مطرح در حوزه تلویزیون است که عموماً هم کارهای طنزشان در تلویزیون ، پیشرو بوده است. از همکاری و آشنایی با ایشون بسیار خوشحالم.

    *محمد شیری : همیشه عاشق کارهای مدیری و سریال هایی که می ساخته بودم .به نظر من مهران مدیری سبک تازه ای را وارد طنز ایران کرده.مهران بهترین روتین ساز تلویزیون در سال های پس از انقلاب است. علت همکاری من با ایشون اخلاق و ویژگی های منحصر به فرد اوست او فوق العاده مودب ، نکته سنج و ریزبین است.

    *محمد امیری مهر ( شخصیت چهار شنبه در مجموعه رضویان) : در عرصه طنز فقط کارهای مهران مدیری و رضا عطاران را قبول دارم.

    *هانیه توسلی : به کارهای تلویزیونی مهران مدیری علاقه زیادی دارم.

    *قاسم افشار : مهران مدیری و رضا عطاران کمدین های محبوب من هستند.

    *حمید جبلی : مهران مدیری بهترین کارگردان سریال های طنز است.

    *پوریا پورسرخ: مهران مدیری سلطان طنز است.گروهی که چند سال به مدت ۹۰ شب مردم را سرگرم کرده اند و همیشه در کارشان موفق بوده اند ، حتماً خیلی قوی و حرفه ای هستند.

    *سعید شهروز: تا حالا ده بار فیلم توکیو بدون توقف را دیده ام

    * علی بحرینی : با ظهور پدیده ای به نام مهران مدیری ، یکی از صفحات سنگین طنز در تلویزیون ورق خورد.مهران مدیری “تابو” را شکست و به دوران تصویری شدن طنز رادیویی صبح جمعه پایان داد.

    * بهنوش بختیاری : انتخاب شدن از سوی مهران مدیری هم لذتش زیاد است و هم مسئولیتش .کار با مهران مدیری هم همیشه عالی بوده و هست. بنده همیشه از کار با ایشان لذت برده ام و از این به بعد هم هر وقت آقای مدیری من را برای کاری صدا بزنند در هر شرایطی که باشم ، با کمال میل خواهم پذیرفت. چون او طنز را خوب می شناسد و سبکهای مختلف این ژانر را هم به خوبی بلد هستند.در کارشان هم بسیار قوی و منسجم عمل می کنند. مهران مدیری فوق العاده است. او با شب های برره واقعاً خسته شد چون از یک طرف موانعی برایش وجود داشت و از سوی دیگر خودش هم رضایت نمی داد تا هیچ قسمتی ضعیف اجرا شود یا متن ضعیفی داشته باشد. یادم هست یک روز صبح وقتی به لوکیشن شب های برره رفتیم آقای مدیری از متن خوشش نیامد و اصلاً اجازه نداد آن قسمت کلید بخورد. در شبهای برره من مهره کوچکی بودم اما به حضور در آن افتخار می کنم.

    * رضا شفیعی جم : در دنیای حرفه ای ها فقط به مهران مدیری ، عطاران و حاتمی کیا اعتماد کامل دارم.

    *احسان علیخانی : از برنامه های شبکه سه فقط برنامه ۹۰ عادل فردوسی پور و برنامه های مهران مدیری و برنامه های خودم را دوست دارم.

    *فرزاد فرزین: آقای مدیری در طنز جایگاه استادی را دارند. بهترین سریال من شب های برره است.

    * طوفان کرمی : برنامه های مهران مدیری را دنبال می کنم و دوست دارم.

    *افسانه چهره آزاد : اصولاً طنز کمدی را زیاد نمی پسندم ، اما در این زمینه کارهای مهران مدیری قابل تقدیر است.

    *حسی کاظمی( بازیکن استقلالی): سریال نگاه می کنم اونم فقط سریال های مهران مدیری را. بعد از دیدنشون از خنده دل درد می گرفتم.

    *نسرین مقانلو : آقای مدیری در قالب طنز یک سری مشکلات جامعه را بیان می کنند. هر کسی بتواند چیزی از ذهن مردم بیرون بکشد خیلی به دل آنها می نشیند.

    *مهدی سلوکی : من در حیطه طنز نمی توانم کار کنم ولی به این معتقد هستم که مهران مدیری طنز ایرانی را می شناسند و به همین خاطر است که کارهایش بیشتر از سایرین طرفدار دارد.

    *شیلا خداداد : کارهای مهران مدیری ا دوست دارم .شب های برره را همیشه دنبال می کردم و بیشتر از همه عاشق بازی بگوری ( شاعر برره ) بودم.

    *علی انصاریان : کارهای مهران مدیری را خیلی دوست دارم.

    *یوسف تیموری : تنها مهران مدیری می تواند طنز های نود قسمتی بسازد و این استعداد در کمتر کارگردانی وجود دارد.

    *علی صادقی : در میان کارگردان های طنز ، مهران مدیری موفق بوده چون مردم شناس خوبی است.

    *آناهیتا هعمتی : از بین کارگردان های داخلی به کار های مهران مدیری علاقه فراوانی دارم. آقای مدیری آدم صادقی است و هرگز دچار غرور بیجا نشده.

    *نادر سلیمانی : علت موفقیت سریال های مهران مدیری ، ساده نگری و بعد نکته بینی اوست. او خوب می بیند خوب گوش می دهد و خوب اجرا می کند.

    *سعید پیر دوست : مدیری ثبات شخصیت بالایی دارد ، دارای گروه بسته ای است که هر کسی به گروهش نمی تواند وارد شود و پس از ورود خیلی دیر از گروه جدا می شود.آدم بسیار دوست داشتنی و بدون شیله پیله ای که به بازیگرانش اجازه هر هنر نمایی را می دهد. زمانی که با مدیری دست همکاری دادم ، خود را از تمام سابقه هنری تخلیه کردم و شدم یک بازیگر بی تجربه که به اصطلاح هیچ فعالیت هنری انجام نداده است و به مدیری گفتم که اصلاً فکر نکن من سابقه هنری دارم ، اگر هر جا دیدی مشکلی هست ، بدون تعارف به من بگو.

    *محمد رضا هدایتی : طنز روتین را مهران مدیری در سال ۷۷ باب کرد.کسان دیگری هم آمدند اما چون مهران مدیری شروع کننده این سبک بوده و آن را می شناسد ، موفق تر عمل کرده و کارهایش به مراتب بهتر بوده است.خود من هم اگر بخواهم کار طنز روتین هر شبه انجام بدهم ، ترجیح می دهم با مهران مدیری کار بکنم.

    *آرام جعفری : مهران مدیری بدون شک پدر سریالهای طنز در ایران هست.

    *مهران غفوریان : مهران رو خیلی دوست دارم. در عرصه طنز ، مهران مدیری ، حمید لولایی ، و رضا عطاران را خیلی قبول دارم.

    *عادل فردوسی پور: فقط عاشق کارهای مدیری هستم.

    *اشکان شاملو( خواننده کاست پسران آفتاب ۲) : همیشه برای دیدن سریال جدید مهران مدیری روز شماری می کنم.

    مجید صالحی:مهران مدیری دکترای کمدی را در تلویزیون دارد

    منابع: روزنامه جام جم-مجلات اتفاق نو ، خانواده سبز ، صبح زندگی ، روزهای زندگی ،سروش ، فیلم و سینما.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش