کتاب مقاله بیماری آرایش

ژست‌های خوانندگان ناشناس

ژست‌های خوانندگان ناشناس
 خوانندگان ناشناس

این‌روزها شبکه‌های سیما به پخش نماهنگ‌هایی روی آورده‌اند که خوانندگان آن با فیگور و ژست‌های اغراق‌آمیز و نمایشی در طبیعت ایران ترانه می‌خوانند.
رسانه‌ی ملی که برای تحقق رویکرد خود در خصوص نمایش خرده‌ فرهنگ‌ها و آداب و رسوم ایرانی هم‌چنین به استفاده از تصاویری از لباس‌های محلی و اقوام ایرانی در کلیپ‌ها روی آورده، این سیاست را در حالی به اجرا درمی‌آورد که گاه خوانندگان کلیپ با لباس‌هایی امروزی در بین مردم این مناطق (برنامه‌یی چون سیب سفید شب) ظاهر شده‌اند.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شرمنده؛ من یک شهری‌ام!

    شرمنده؛ من یک شهری‌ام!

    گفت وگوی کنت جونز با وودی آلن درباره‌ی فیلم نیمه شب در پاریس

    وودی آلن رو در روی کنت جونز نشسته و از لذت ساخت آخرین فیلم‌اش «نیمه شب در پاریس» حرف زده است؛ از روزهای آفتابی که دوست ندارد و باران که حال‌وهوای دل‌چسبی به فیلم‌هایش می‌دهد.


    وودی آلن رو آیا موقع تدوین فیلم، وسوسه‌ی حس گرفتن، به مفهومی کاملاً موسیقایی، سراغ‌تان می‌آید؟

    منظورتان هماهنگی با ریتم فیلم است؟

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۳ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفت‌وگو با جلیل واقع‌طلب

    گفت‌وگو با جلیل واقع‌طلب؛

    برخی شاعران کارشان به بحران رسیده است؛ نه شعر

    به‌عقیده جلیل واقع‌طلب، نمی‌توان گفت که جهت‌گیری چند نفر در حوزه شعر، یک جریان عمومی ادبی و هنری را به سمت و سوی انحراف می‌تواند برگرداند.

    این شاعر معاصر ، درباره آن‌چه که از آن به‌عنوان بحران در شعر امروز یاد می‌شود، توضیح داد: این امر در بین دوستداران ادب و هنر و عوام برداشت‌های متفاوتی را داشته است. عوام شعری را می‌پسندند که با جان‌مایه هستی، عشق و عاطفه ارتباط مستقیم داشته باشد.

    او در توضیح گفته خود تاکید کرد: مقصودم از عوام، مردم بی‌سواد نیست؛ همین مردم که امروزه بعضی‌ها به‌زعم خودشان آن‌ها را کم‌سواد یا عوام به مفهوم بی‌سواد معرفی می‌کنند. آن‌ها شعر حافظ را می‌فهمند و شعر سعدی را تجزیه و تحلیل می‌کنند، پس نمی‌شود گفت که به‌خاطر جهت‌گیری چند نفر، یک جریان عمومی ادبی – هنری مثل شعر فارسی به‌سمت بحران یا انحراف می‌تواند برود.

    او با بیان این‌که در شعر هیچ ایسم و ایستی را نمی‌پذیرد، تصریح کرد: ‌هنر واقعی هنری است که جان آدمی را بشوراند. اگر قرار باشد پدیده‌ای به‌نام هنر خلق شود، اما در یک کشور ۷۰ میلیونی تنها ۷۰ نفر مخاطب داشته باشد، آیا این روش موفق خواهد بود؟

    به‌عقیده واقع‌طلب، جریان‌های موسوم به مدرنیسم و پست‌مدرن یا بحران‌زدگی در شعر امروز، به‌صورت باندبازی به جریان‌های اصلی شعر و ادبیات وارد شده‌اند که هنوز هم نتوانسته‌اند پیروان و مریدانی برای خود پیدا کنند. چنان‌که اکثر این شاعران اغلب جوان افتاده در دامن این جریان‌ها، پس از مدتی روی‌گردان می‌شوند و حالا دیگر جذابیت ایسم‌ها برایشان مطرح نیست.

    او به جدا نبودن شعر و موسیقی ایرانی از یکدیگر به‌عنوان مثالی در این زمینه اشاره کرد و گفت: شعر ما در همه هنرهای ماست که وقتی از صورت موزونش خارج می‌شود، حتا به‌عنوان قطعه‌ای ادبی اگر با موسیقی هم خوانده شود، طرفدارانی نخواهد داشت. شعر سپید جایگاه خودش را دارد، اما این جایگاه باید بر ساز و کارهای ادب و هنر این دیار تکیه کند؛ چون متاسفانه بخش اعظم شعر سپید ما از ترجمه‌های شعرهای برون‌مرزی برگرفته است.

    به‌عقیده او، در چنین مرحله‌ای، شاعرانی که مرید این‌گونه سبک‌ها بوده‌اند، وقتی در محافل شعری، ادبی و هنری حضور پیدا می‌کنند، به نوعی به سرخوردگی می‌رسند و سعی می‌کنند به شکل جماعت درآیند، یعنی برگردند و راه خود را در راه ادب و هنر این مملکت دنبال کنند.

    واقع‌طلب خاطرنشان شد: شعری که به بحران رسیده باشد، مطمئن باشید که ماندگار نخواهد بود. شواهد بسیاری هم هست. کسانی بوده‌اند که به حق یا ناحق، اما با استفاده از شعر و شناس‌نامه شعر ایرانی، خودشان را بالا کشیدند، که این‌ها بسیار زودتر به مقصد رسیده‌ند .

    جلیل واقع‌طلب متذکر شد: این‌را ‌که شعر امروز به بحران رسیده، قبول ندارم، اما برخی از شاعران امروزمان کارشان به بحران رسیده است و این را در آینده به صورت شفاف خوهیم دید. چگونه است که در همه جا می‌گوییم هنر نزد ایرانیان است و بس و مردم را با شعور می‌پنداریم؛ اما در مورد شعر امروز و کم یا زیاد بودن مخاطبش همین مردم را بی‌توجه توصیف می‌کنیم!؟

    او افزود: شاید همین تکرار عبارت به بحران رسیدن شعر امروز باعث شده که خیلی از ناهنرمندها و ناشاعرها هم این روزها در وادی ادب و هنر قلم بزنند و خود را صاحب‌نظر بدانند؛ این بحران شعر نیست، بحران شاعران نوگرای ماست.

    این غزل‌سرای گیلانی سپس با اشاره به قله‌های شعری در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ درباره این‌که بعد از گذشت آن سال‌ها آیا در شعر ایرانی، اتفاق تازه‌ای افتاده است، توضیح داد: ‌اتفاق‌های فراوانی در این چند دهه افتاده، اما دست‌های پنهان و آشکاری تلاش کرده‌اند که این اتفاق‌ها به ظهور نرسند و به‌صورت گسترده بیان نشوند. ما شاعران موجهی داریم که عده‌ای به آن‌ها اجازه نمی‌دهند مطرح شوند و عزیزان ما آن قدر در حول و بلا یا در همان بحرانی که خودشان درست کرده‌اند، گیر هستند که دیگران را از یاد برده‌اند. چرا وقتی به رسانه‌های دیداری و شنیداری (تلویزیون و رادیو) توجه می‌شود، سراینده آثار و شرکت‌کنندگان بیش از چند نفر نیستند که غالبا با نام استاد هم لقب گرفته‌اند. در این اوضاع عده دیگری آمدند، این جریان را به نفع خودشان حفظ کردند و رتبه‌های دنیوی خوبی هم گرفتند.

    به گفته او، انحصارگرایی هم شاید پس از همان بحران‌زدگی حاصل از برخی تلاش‌های عده‌ای ناشاعر به‌وجود آمده باشد که این انحصارگرایی متاسفانه در حیطه صدا و سیما بی داد می‌کند و در روزنامه‌ها هم همین‌طور.

    جلیل واقع‌طلب در ادامه گفت‌وگویش با خبرنگار ایسنا اظهار داشت: روزنامه‌های امسال چه‌قدر برای محرم و شعر عاشورایی و برای چند شاعر عاشورایی حساب باز کردند؟ در یک آمار تقریبا دقیق ما چند نفر را داریم که به‌صورت داد و ستدی در مرکز (تهران) در اداره امور ادبی دخیل هستند.

    وی ادامه داد: متاسفانه ما در مورد شعر دفاع مقدس و ادبیات پایداری، اگرچه آثار فراوانی و شاعرن سترگی داریم که سروده‌های متنوعی هم به مردم عرضه کرده‌اند، بدون این‌که حتا شناخته شده باشند، اما آن‌چه را که در چهاردهمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس با همه تبلیغات گسترده‌ای که انجام شد، شاهد بودیم، حتا بخش ناچیزی از گفته‌ها هم نبود و حتا در برخی موارد هم دقیقا به مواردی برخوردیم که به‌صورت انحصاری، چند نفر دامنه شعر و ادب دفاع مقدس را به خودشان اختصاص دادند.

    او تصریح کرد: هیچ‌یک از شاعران معروف دفاع مقدس که تکه نامی دارند، به این کنگره دعوت نشده بودند. من دست همه شاعران دفاع مقدس را می‌بوسم، اما باید همین عزیزان قبول کنند که در کنگره، آن‌چه را که به عنوان شعر برتر یا آثار درخور توجه یا حالا پدیده‌هایی که مورد تقدیر و تجلیل قرار گرفتند، به مخطبان عرضه شده، متاسفانه در نبود آثار قوی صورت گرفته است. یعنی اگر از شاعران قوی‌پنجه ادبیات دعوت می‌کردند، صددرصد این وضع را مشاهده نمی‌کردیم. خب در جایی که صندلی‌ها خالی باشند، خیلی‌ها بر صندلی بزرگان تکیه خواهند زد.

    وی افزود: تا این‌گونه تنگ‌نظری‌ها و انحصار‌گرایی‌ها باشد، جوان‌های شاعر ما به همان بحران‌زدگانی شبیه می‌شوند که ادعا دارند شعر ما به بحران رسیده است.

    واقع‌طلب که تاسیس بنیاد سراسری غزل معاصر در رشت را برعهده دارد، درباره شاعران سایر شهرها که با محافل ادبی شعری ازجمله تهران ارتباط کم‌تری دارند، توضیح داد: در بین شاعران جوان، استعدادهایی را یافته‌ام که اگر به نوعی پرورش یابند یا به نوعی به آن‌ها توجه شود، چهره‌های خوبی می‌شوند و حتما شاعران قوی‌پنجه‌ای در دهه‌های آینده خواهیم داشت. همان‌طور که حالا هم شاعران سترگی داریم که سن و سال ندارند، اما متاسفانه عرصه شناخت آن‌ها آن‌قدر بسته و محدود است که برخی با سرخوردگی از شعر دور می‌شوند و آن‌هایی هم که جوهره شعر رهایشان نمی‌کند، به نوعی کم‌بودها دچار می‌شوند که خود نمی‌دانند.

    وی در ادامه تصریح کرد: شاعران جوان ما هیچ چیز از شاعران پیش‌کسوت کم ندارند، اما با سرپوش گذاشتن روی ترقی شاعران جوان امروزی فضایی کاذب برای شاعرانی باز شده که با سرودن برخی تصنیف‌های مبتذل در کشورهای همسایه، شعر ما را به تمسخر گرفته‌اند و چنین ناشاعر‌هایی برای جولان فرصت یافته‌اند.

    او گفت: ما شاعر داریم، ولی فضای باز برای چاپ و خوانش آثارشان نداریم؛ دغدغه شعر، شاعران واقعی را رها نمی‌کند و ما در هر دهه‌ای شعرهای خوب خواهیم داشت.

    این شاعر در پایان تصریح کرد: یکی دیگر از دلایل اصلی بحران‌زدگی شاعران ما، عدم حمایت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهایی از این دست است، زیرا از شاعران پیش‌کسوت و بویژه شاعران جوان هیچ‌گونه حمایتی به عمل نمی‌آورند. چگونه دولت برای کسی که بر اثر تمرین توانسته وزنه‌ای را بالای سر ببرد و هزار پشت خود را از نظر مالی تامین کند، تسهیلاتی هم فراهم می‌آورد؛ اما شاعر امروز برای چاپ کتاب خود، اگر هم از تبصره وام بهره ببرد، در پرداخت اقساط آن مستأصل خواهد شد. در کجای دنیا از دانشمندی با ۹۰ اثر به چاپ‌رسیده، سالی یک‌بار هم اسم برده نمی‌شود. اما در دایره ورزش، یک گل زدن به دروازه‌ی حریف، آن‌چنان امتیازی برای بازیکن به ارمغان می‌آورد که قابل مقایسه نیست.

    گفت‌وگو با جلیل واقع‌طلب

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شخصیت امام (ره) به استحکام ادبیات داستانی کمک می‌کند

    شخصیت امام (ره) به استحکام ادبیات داستانی کمک می‌کند
    ابراهیم حسن‌بیگی

    ابراهیم حسن‌بیگی با بیان این‌که نویسندگان امام خمینی (ره) را فراموش کرده‌اند، متذکر شد: باید با دغدغه نسبت به امام (ره) زندگی کرد و آن را در آثار داستانی انعکاس داد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۵ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مصاحبه خواندنی با علی دائی ،ازدواجش و …

    شاید خیلی‌ها فکر می‌کردند «علی‌ دایی‌» اسطوره‌ فوتبال‌ ایران‌ دیگر ازدواج‌ نکند، … اما علی‌ دایی‌ درروز اول‌ بهمن‌ ماه‌ سال‌ ۱۳۸۳ پای‌ سفره‌ عقدنشست‌ و پیمان‌ زناشویی‌ بست‌…
    این‌ ازدواج‌ باعث‌ تعجب‌ خیلی‌ها شد،همان‌هایی‌ که‌ فکر می‌کردند، دایی‌ به‌ ازدواج‌ فکرنمی‌کند، اما او ازدواج‌ کرد و پاسخ‌ خیلی‌ها راداد. حالا اگر شما خواننده‌ محترم‌ دوست‌ داریدبدانید، همسر این‌ اسطوره‌ فوتبال‌ کیست‌ با ماهمراه‌ شوید. ما تمام‌ این‌ پرسش‌ها را از علی‌ دایی‌پرسیدیم‌. درست‌ سه‌ روز بعد از مراسم‌ ازدواجش‌که‌ هنوز گل‌های‌ بزرگ‌ اتاق‌ عقدش‌ در خانه‌ بود.این‌ شما و این‌ گفته‌های‌ علی‌ دایی‌ در رابطه‌ باشریک‌ زندگی‌ آینده‌اش‌…

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ضبط صوتی «مکبث» آغاز شد

    ضبط صوتی «مکبث»  آغاز شد
    میکاییل شهرستانی

    میکاییل شهرستانی اظهار امیدواری کرد: از هفته‌ی آینده ضبط ، صوتی نمایشنامه‌ی «مکبث» نوشته‌ی ویلیام شکسپیر را آغاز کند.
    این کارگردان و بازیگر تئاتر به ایسنا، گفت: در ادامه‌ی ضبط صوتی ۱۰ نمایشنامه‌ی «شکسپیر»، ضبط نمایشنامه‌ی «هملت» را به پایان رسانده‌ایم و امیدوارم به‌زودی ضبط «مکبث» را با حضور بازیگرانی همچون احمد آقالو، مهرخ افضلی، مصطفی عبداللهی، اسماعیل بختیاری و … آغاز کنیم.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۳ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • چاییتون سرد نشه آقای اصفهانی

    چاییتون سرد نشه آقای اصفهانی
    تصویری از محمد اصفهانی

    مهندس تنها

    او معلم راهنماى ما در دوران دبیرستان بود. هنوز او را دانش آموزوار دوست دارم. او گذاشتن و گذشتن را به ما یاد داد. او در دهه شصت جوى در مدرسه درست کرده بود که با دموکراسى کامل مى توانستى به هر چیزى شک کنى و پرسشت را بپرسى.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • راز ماندگاری «راه شب» رادیو پس از ربع قرن

    *راز ماندگاری «راه شب» رادیو پس از ربع قرن*
    محمد میلانی

    گفت‌وگو با محمد میلانی: از مخاطب جلوتریم
    «راه شب» نقش سنگ صبور مردم را هم دارد

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مصاحبه با منوچهر نوذری

    **(موسیقی متن سریال کوچه ی اقاقیا)**

    مصاحبه با منوچهر نوذری

    بازیگر نقش «نصرت خان » در سریال کوچه اقاقیا

    مجموعه ای ماندگار خواهد شد که قصد خنداندن، به هر شکل را نداشته باشد؛ بلکه در لایه های زیرین خود، نگاهی به مشکلات خانواده ها بیندازد.

    انتهای «کوچه اقاقیا» باغ بزرگی است که در ورودی آن به روی خانه و حوض آب با ماهی های سرخ و سفیدش و تخته سنگ های بزرگ که به حیاط خانه دکور غریبی بخشیده است، باز می شود. پشت ساختمان در اتاق گریم «منوچهر نوذری» بازیگر نقش «نصرت خان» را به طور اتفاقی دیدیم.

    نوذری در این مجموعه یکی از نقش های اصلی را ایفا می کند. «نصرت خان» بزرگ یک خانواده ی به هم ریخته است، البته هنوز افراد این خانواده به او توجه دارند و این باعث می شود که به نوعی، مرکز ثقل بسیاری از اتفاقات ریز و درشت باشد.

    ما فرصت به دست آمده را مغتنم شمرده و به گفتگو با ایشان پرداختیم :

    چند تا از کارهای خود را نام ببرید.

    - می توان گفت بیشتر فعالیت های من در رادیو و در کار دوبله بوده مثل برنامه «صبح جمعه با شما». از کارهای تلویزیونی هم «مسابقه هفته».

    شما در هنگام اجرای برنامه ارتباط خوب و تنگاتنگی با مخاطب خودتان برقرار می کنید. راز این موفقیت چیست؟

    - دلیل این امر مطالعه زیاد بنده است، نیم قرن و یک سال است که در این حرفه فعالیت می کنم . کتاب زیاد می خوانم، در اجتماع زیاد می گردم، فیلم زیاد می بینم،  به خارج از کشور سفر کرده ام. با مردم مختلف دنیا ارتباط برقرار کرده ام.

    و خلاصه باید بگویم من یک روزه همه این تجربیات را به دست نیاورده ام، ۵۰ سال زحمت کشیده ام.

    آقای نوذری اکثر مردم طرفدار و بیننده ی برنامه های شاد و طنز هستند و در میان اینها قشر جوان از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند. خیلی از جوان ها علاقه مند هستند که روزی جای یکی از هنرمندان و یا شخصیت های مطرح جامعه را بگیرند. دوست دارند در آینده یک «نوذری» باشند.

    من سفارش می کنم که نخواهند نوذری باشند؛ بلکه  بخواهد خودشان باشند.

    چرا؟

    چون خیلی فرق می کند. او اگر بخواهد یک روزی نوذری باشد، شروع می کند به تقلید از من، در نتیجه به بن بست می رسد و اگر هم خیلی تلاش کند همه می گویند «بارک ا… مثل نوذری شدی» اینجاست که آن شخص از شخصیت واقعی خودش دور می شود.

    ولی اگر بگردد و برای شخصیت خود یک کاراکتر مناسب را پیدا کند، آن وقت موفق است.

    در کار ما خوشبختانه هیچکس جای دیگری را نمی تواند بگیرد. اگر عرضه داشته باشد خودش برای خودش جا باز می کند و اگر برای خودش جا باز کرد، محبوب می شود و توی دل ها جای می گیرد.

    به نظر شما چه بازیگری در کارش موفق می شود و چه اصلی در این امر مهم است؟

    بازیگری که سعی کند هنر پیشه و هنرمند محبوب خانواده باشد.

    به عنوان نمونه در آمریکا مثلا جیمز دین، یک جوان ۱۸ – ۱۹ ساله بازی را ارائه می دهد و همه جوان های ۱۸ و ۱۹ ساله به بازی او علاقه مند می شوند. ولی در مقابل جایی در دل پدر و مادرها باز نمی کند. همین طور برعکس؛ بازیگری در جای دیگر با سن و شخصیت ویژه ای که دارد؛ در سینما ظاهر می شود و جز افراد مسن کسی طرفدار بازی او نمی شود و فقط قشر خاصی از جامعه را با بازی خود جذب می کند. در نتیجه بقیه اقشار جامعه به دلیل نوع کاراکتر و شخصیت وی نمی توانند هیچ ارتباطی  با او برقرار کنند.

    در مقابل، ما شاهد هنرنمایی بازیگرانی هستیم که به دلیل نوع شخصیت و نقشی که بازی کنند، تمام اعضای یک خانواده را مجذوب خود کرده و می توانند به نوعی با تک تک آنها ارتباط برقرار کنند.

    جوانان علاقه مند نیز باید سعی و تلاش کنند تا هنرمند خانواده شوند؛ نه هنرمند نقش.

    مطلب مهم بعدی، درس است. بازیگر با سواد بهتر از یک بازیگر بی سواد است . چون او فنون این هنر را بهتر یاد می گیرد و می تواند به صورت علمی با این هنر روبرو شود و صحبت های استاد را بهتر متوجه  می شود؛ در نتیجه موفق تر در صحنه ظاهر می گردد.

    همان طور که می دانید هر حرفه ای در کنار خودش مشکلاتی را هم به همراه دارد …  و این امر در مورد حرفه ی شما نیز صادق است، مشکلاتی که مطمئناً شما آنها را می شناسید.  شمایی که نیم قرن در  وادی هنر نقش آفریدید، حتما راه حل هایی را سراغ دارید. اگر امکان دارد در این باره صحبت کنید.

    بله، مشکلات همیشه وجود دارد. من برای شما هنر دوبله را مثال می زنم. حدوداً ۳۰- ۴۰ سال پیش هر کس که به دوبله علاقه مند بود، به محل استودیو می آمد و مدت حدوداً ۸ ماه فقط هنرمندان دوبله را در حین کار نگاه می کرد . چون این کار کاملاً فنی است شما هم باید همزمان حرکت لب و دهان را با فیلم تنظیم کرده و صحبت کنی و هم باید به صدا و لب و دهان حالت بدهی و همزمان انجام دادن این کار بسیار مشکل است.

    مطلبی که در این میان مهم است مسئله هزینه ها است. خوب همه ما می دانیم که در آن زمان همه ی هزینه های یک نفر که می خواست بیاید و دوبله یاد بگیرد اعم از ایاب و ذهاب و غذا در طول روز چیزی حدود ۲ تومان می شد ولی حالا این طور نیست. اگر الان همان حرکت و کار بخواهد صورت بگیرد چیزی حدود ۲۰۰۰ تومان هزینه بر می دارد.

    مگر یک نفر که در حال دوره دیدن است و هنوز شغلی ندارد چقدر می تواند برای این کار در ماه هزینه کند.

    به نظر شما راه حل چیست؟

    نظر من این است که دولت مکانی را مهیا سازد و همه هنرمندان و هنرجویان را گرد هم آورد و تمام هزینه های جاری امر آموزشی و یادگیری آنها را تقبل کند، که مبادا کسی که در حال یادگیری و شکوفا شدن استعداد نهفته اش است به دلیل مشکلات مالی در میانه ی راه، تغییر مسیر بدهد و دیگر نتواند استعدادهای خود را شکوفا سازد. یا به خاطر همین مشکلات بخواهد که خیلی سریع به نتیجه برسد و در نتیجه در آینده موفق نمی شود و یا غالب کارهایش بی نتیجه و بی کیفیت از کار در  می آید.

    به نظر من اگر دولت  مکانی را  آماده کند و بین هنرجویان  یک سری را انتخاب کرده و برای آنها، امکانات و اساتید مختلف را در اختیار بگیرد مطمئناً بعد از چند وقت از بین این هنرجویان یک «مقبلی» پیدا می شود ؛ یک «اکبر عبدی» و … کشف می شوند.

    به نظر شما، آیا فیلم هایی که یکی دو دهه ی گذشته می بینیم  ، سمت و سوی درستی دارند؟

    اگر سینما را یک شغل بدانیم، فیلمساز باید به گیشه هم توجه داشته باشد. اگر نتواند درآمد داشته باشد چطور می تواند فیلم بعدی را بسازد؟ در ضمنی که مواظب جنبه ی هنری فیلم باشد. می تواند فیلمی بسازد که همه ی جنبه ها را در برداشته باشد. در حقیقت  یک اصل وجود دارد، این که هنر جایگاه ویژه خود را دارد. مثلاً در مورد طنز می توان گفت که نباید به دلقک بازی کشیده شود.

    فرق طنز و دلقک بازی چیست؟

    کج و کوله های زندگی را بزرگ کردن طنز است. خود زندگی خنده دار است. از نگاهی  شکلک و ادا است. ممکن است چند دقیقه شما را بخنداند، اما بعد از یاد می رود. طنز برای زندگی و خانواده است و همیشه در خاطر می ماند.

    فکر می کنید امروزه خانواده ها و جوانان نیازمند چه جور برنامه هایی هستند؟

    «طنز خانوادگی» طنزی که درد دلشان را بگویند. چیزی بین مردم می ماند که قابل لمس باشد. چرا تیپ «آقای ملوّن» به دل می نشیند؟ برای اینکه در خانواده و در جامعه نظیرش هست. چرا تیپ «آقای دست و دل باز» جاذبه دارد؟ چون همه جا هست و قابل لمس است.

    در همین فیلم «کوچه ی اقاقیا» اتفاقاتی که در خانه ی آنها می افتد آینه جامعه است و در خیلی از خانه ها اتفاق می افتد. در نتیجه سوژه، مسائلی است که در خانواده ها اتفاق می افتد. اما فیلم هایی نیز ساخته می شود، که مصنوعی است.

    طنز بزرگ کردن است؛ مانند کاریکاتور. اما کمدی متفاوت است. شکلک و اداست .

    با توجه به این که شما قبل از این ، سریال تلویزیونی بازی نکرده بودید ، آیا نقش نصرت آن قدر برای شما کشش داشته که آن را انتخاب کردید؟

    راستش من اصلاً سریال بازی نکردم –  آن هم از نوع روتین – تمام این مدت ۵۰ سال هم در تلویزیون خودم مسبب کار بودم  و برای کسی کار نکردم. در سال های اخیر چندین پیشنهاد شده بود که من نپسندیدم. اما وقتی عطاران من پیشنهاد داد، سوژه را پسندیدم ؛ چون عطاران احترام پیش کسوت را دارد ، صمیمی است و اجازه بدیهه کار کردن به بازیگر را می دهد،در نتیجه من هم قبول کردم.

    از شخصیت «نصرت خان» بگویید.

    نقش نصرت خان، نقش یک مرد سنتی است که بچه هایش را برای یک دنیای مدرن  آزاد گذاشته و حتی گاهی نیز با بچه ها هم سو می شود اما در عین حال گذشته را از یادش نمی برد.

    من خودم معتقد هستم که ما نباید سنتها را فراموش کنیم. چون با آنها بزرگ شدیم و چون یک چیزهایش طلایی است باید حفظ شوند زیرا نظیر آنها در دنیای مدرن وجود ندارد.

    در قدیم لوله کشی آب نبود و ما نیز در کوچه ای زندگی می کردیم که بیست روز یک دفعه آب می آمد. ما آب انبار داشتیم که پر می کردیمش. شبها که آب می آمد، همسایه ها برای پر کردن آب ِ آب انبارها به هم کمک می کردند. اما الان دیگر هیچ کس در مورد همسایه اش این حس را ندارد. حتی اگر دستش برسد لوله ی آب همسایه را هم خراب می کند که خودش آب بیشتری داشته باشد!

    یک پیغام به همسایه ها:

    با هم دوست باشند. مثل فامیل.

    دوست بهتر است یا فامیل؟

    فامیلی خوب است که با هم دوست باشند. الان خیلی سنت ها در حال از بین رفتن است اما حیف است و ما باید آنها را حفظ کنیم. ژاپنی ها با این همه ترقی صنعتی که دارند اما احترام مرد به زن و زن به مرد هنوز در بین آنها برقرار است و ما در این مجموعه سعی داریم این سنت ها را حفظ کنیم.

    نصرت خان مردی است که به سنتها احترام می گذارد . هنوز فکر می کند در آلمان جنگ است ، از اینکه کاسه عتیقه اش ترک خورده ناراحت می شود.

    به نظر من پیاده کردن این سنت ها در فیلم قشنگ است، اما این که ما چقدر توانسته ایم به هدفمان نزدیک باشیم، قضاوت مردم است.

    آقای نوذری قبل از مصاحبه ضمن توضیحاتی که ما در مورد سایت دادیم شما با قسمتهای مختلف آن آشنا شدید، نظر شما در مورد عملکرد و هدفی که ما قصد داریم به آن برسیم چیست؟

    شما در سایتتان نیاز های اغلب و شاید همه ی اعضای یک خانواده را برآورده کردید و مطمئناً در این راه اقدامات بیشتری نیز خواهید کرد. اگر یادتون باشد در اول صحبتهایم گفتمبازیگری موفق است که سعی کند هنر پیشه و هنرمند محبوب خانواده باشد و سایت شما چون مستقیماً با خانواده در ارتباط است قطعاً موفق خواهد بود.

    به عنوان یک پدر و به عنوان شخصی که خودش را پدر همه ی جوان ها می داند، جوان هایی که دوستش دارند و به او احترام می گذارند ، چه صحبتی برای آنها دارید.

    همه آنها باید درس بخوانند. تا دو سه سال  دیگر اگر کسی با کامپیوتر آشنایی نداشته باشد بی سواد است. الان دنیا، دنیای کامپیوتر است. این است که هر طور می توانند دنبال درس و یادگیری بروند. چون من معتقد هستم که هر کاری را شخص باسواد بهتر از بی سواد انجام می دهد. نصیحت من به جوانان ها این است که آینده نگر باشند چون آن وقت است که موفق می شوند.

    مصاحبه با منوچهر نوذری

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۵ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • حس سوم (شخصیتی با قدرت بویایی فوق العاده )

    استفاده از ژانر پلیسی راه نجات سینمای ایران است

    فیلم های پلیسی باید از تقطیع زیاد و ریتم بالایی برخوردار باشند

    استفاده از ژانر پلیسی در ساخت فیلم های سینمای داخلی راه بسیار خوبی برای بهبود اقتصاد سینما و نجات سینمای بدنه از شرایط کنونی است.

    مهدی فخیم زاده، نویسنده و کارگردان مجموعه تلویزیونی ” حس سوم “، درباره روند ساخت این سریال به خبرنگار تلویزیونی “مهر” گفت: من از مدتها قبل طرح ساخت این سریال را در ذهن داشتم و در اندیشه شکل دادن به شخصیتی بودم که از قدرت بویایی فوق العاده و بیش از حد معمول برخوردار باشد. پیش از این هم در هیچ اثر سینمایی ندیده بودم که در مورد حس بویایی خارق العاده اثری ساخته شده باشد. چون بو با تصویر و سینما تا حدودی در تضاد است و حس بینایی و شنوایی خیلی قوی در فیلم ها به تصویر کشیده شده بود. از همین رو داستانی را به نگارش درآوردم که هم به این مساله بپردازد و هم اینکه طنز موقعیت خوبی داشته باشد. مدتی قبل از سوی دکتر پور حسین پیشنهاد ساخت یک سریال به من داده شد که من فیلمنامه این اثر را تکمیل کردم و برای ساخت به شبکه ارایه دادم که ساخت آن هم آغاز شد.

    وی در پاسخ به این مطلب که پس از ساخت سریال ” خواب و بیدار ” گفته بود دیگر فیلم پلیسی نخواهد ساخت، اما دوباره به تولید این ژانر روی آورده است، توضیح داد: حقیقت این است که در زمینه ساخت سریال قبلی با مشکل مواجه شدم و فشار کاری زیادی را تحمل کردم، اما دلیل ساخت دوباره سریالی در ژانر پلیسی به دو عامل مهم بر می گردد. نخست اینکه این ژانر یکی از گونه های مهم در عرصه تولید سینما و تلویزیون است که برای مخاطب جذابیت زیادی دارد. چون این نوع فیلمنامه ها از تعلیق و کشمکش زیاد با استفاده از زمینه های پلیسی برخوردار است و همین مساله این نوع آثار را بسیار جذاب می کند. در حال حاضر حدود ۷۰ درصد از تولیدات سینما و تلویزیون امریکا و اروپا یا درباره مسایل پلیسی است یا به مسایل پلیسی ربط دارد.

    این کارگردان ادامه داد: در حال حاضر در سینمای ما فیلم ها در سه ژانر کلی ساخته می شوند. آثار سینمای ایران یا در زمینه ملودرام است یا بر اساس کمدی های شبه فیلمفارسی و کم اهمیت و نه چندان سطح بالا ساخته می شود یا فیلم های جشنواره ای است. به عقیده من راه برون رفت سینمای ایران از وضعیت کنونی و توجه به چرخه اقتصاد سینما توجه به سینمای پلیسی است. چون کشمکش در ذات این سینما است و این نوع آثار می تواند ذهن مخاطب را درگیر کند. البته اگر یاد بگیرم فیلم هایی با این مضمون را خوب بسازیم و از ولنگاری و شلختگی دست برداریم. عامل دیگری که باعث توجه من به ژانر پلیسی شده، علاقه شخصی است که من را به فعالیت در این عرصه وا می دارد.

    فخیم زاده در پاسخ به این سوال “مهر که تعدادی از کارگردان های تلویزیونی از دل سریال هایی که می سازند یک اثر سینمایی تدوین و به جشنواره رسانده اند، اما این کارگردان چنین کاری نکرده است، اظهار داشت: من با این کار مخالفم. زمانی هم که سریال ” ولایت عشق ” را می ساختم به من چنین پیشنهادی شد که در آن زمان نپذیرفتم. مساله اینجاست که من از ابتدا طرحی را در ذهن می آوردم و بر اساس آن به تعریف شخصیت های داستان، چگونگی روابط میان آنها و شناسایی روند شکل گیری این روابط تا پایان داستان می پردازم. فیلمنامه ای که من برای ۱۰۰۰ دقیقه طراحی می کنم، اگر بخواهی یک فیلم سینمایی از دل آن بیرون بیاوری همانند شیر بی یال و دم و اشکم می شود. مگر اینکه فصل جدایی در سریال وجود داشته باشد که بتواند به عنوان یک اثر سینمایی مطرح شود. اما من فیلمنامه هایم را به گونه ای می نویسم که از ابتدا به هم پیوسته باشد. بنابراین هیچ وقت معتقد نبودم که می شود از دل یک سریال، یک فیلم سینمایی در بیاورم. همانطور که از طرح داستانی که برای ۱۰۰ دقیقه طراحی شده است نمی توان یک سریال ۱۰۰۰ دقیقه ای ساخت که اگر چنین بشود به اصطلاح می گویند در سریال آب بسته اند.

    کارگردان ” حس سوم ” درباره اینکه به نظر می رسد در این سریال داستان از شکل ساده تری برخوردار است و از پیچیدگی ها و چند وجهی ” خواب و بیدار ” کمتر بهره می برد، اعلام کرد: به نظر من بحث پیچیدگی یا ساده تر بودن نیست. در آن سریال ما اتفاقاتی را داشتیم که بر اساس شخصیت ناتاشا شکل گرفته بود و از سوی دیگر پلیس ها را داشتیم که ماموریت های مختلفی را انجام می دادند. آن سریال از سوی نیروی انتظامی سفارش شده بود و من به بخش های مختلف این نیرو اشاره کردم که هم خودم و هم مخاطب از آن اطلاع کافی نداشتند. در بین قسمت های مختلف سریال هم عملیات هایی از سوی پلیس ها انجام می شد که هیچ ارتباط مستقیمی با اصل داستان نداشت که مانور شبانه از آن جمله بود. داستان اصلی هم از قسمت ۸ و ۹ به بعد سیر روایی خود را به شکل کامل دنبال می کند. زمانی هم که از مردم در مورد قسمت های مختلف این سریال نظر سنجی به عمل آمد، قسمت هایی که فقط به مساله فعالیت های دو پلیس پرداخته می شد از تماشاگران کمتری برخوردار بود و قسمت هایی که طی آن ناتاشا و اصغر کپک قصه را پیش می بردند، بیشترین تعداد تماشاگر را به خود جلب کرده بود، اما در این سریال پلیس ها و شخصیت ها از همان ابتدا در هم تنیده می شوند.

    وی ادامه داد: اتفاقات باید با قصه آمیخته و در آن تنیده شود و این ترکیب بندی به خوبی انجام شود تا جذابیت و زیبایی خود را داشته باشد. در برخی از آثار پلیسی گاه از یک صحنه تعقیب و گریز استفاده می شود تا به اثر جذابیت و تنوع بصری بدهد، در حالی که اگر این صحنه بخشی از داستان پردازی نباشد، چندان جذابیت نخواهد داشت. در سریال ” خواب و بیدار ” برای پرداختن به فعالیت های پلیس در بخش های مختلف مجبور بودم که از صحنه های مختلف برای نشان دادن این بخش استفاده کنم. اما در این سریال جدید از این کار احتراز کرده ام و بخش های مختلف سریال را به صورت متصل و به هم تنیده تا انتها دنبال کردم. باید به این مساله هم اشاره کنم که در سریال ” خواب و بیدار ” ناتاشا و پلیس ها از هم جدا بودند و داستان آنها به صورت موازی دنبال می شد، اما در قسمت های پایانی به هم پیوستند. در ” حس سوم ” مساله بر عکس است. ابتدا تمامی شخصیت های اصلی قصه در کنار هم قرار دارند و در قالب یک خط داستانی پیش می روند، اما در ادامه سریال از هم جدا می شوند و هم کدام بخشی از داستان را پیش می برد.

    فخیم زاده در خصوص دلیل استفاده از ریتم تند و به کارگیری تصاویر کوتاه و پشت سر هم در این سریال توضیح داد: این سریال به خاطر برخورداری از بار طنز آمیز برخوردار است به طور طبیعی نماهای بسته تر و خرد تری را می طلبد. به همین خاطر نماهای کوتاه و مقطع را می طلبد. در سریال قبلی هم وقتی مساله صمیمت روابط عاطفی میان ناتاشا و اصغر کپک به میان می آید، ریتم داستان پر کشش و سنگین می شود. از سوی دیگر، ساخت سریال ” خواب و بیدار ” زمینه ای برای رسیدن به تجربه تولید یک اثر پلیسی بود. اصولا” فیلم های پلیسی از تقطیع زیاد و سرعت ریتم بالایی برخوردار است و بر خلاف فیلم های ملودرام به سمت استفاده از ضرباهنگ سریع تمایل دارد. وقتی هم بار طنز به سریال افزوده شود آنچه که این شرایط خنده آور را ایجاد می کند، واکنش بازیگر است. برای نمونه در قسمت سوم این سریال نماهایی که از واکنش جوان نسبت به صحبت های شخصیت اصلی داستان گرفته شده است یا عکس العمل معتاد در ایستگاه مترو حالت طنز را به وجود می آورد.

    وی درباره دلیل استفاده از نسرین مقانلو در یکی از نقش های اصلی و عدم استفاده از رویا نونهالی در این سریال یادآور شد: جدا از اینکه در هنگام تولید این سریال خانم نونهالی در پروژه دیگری مشغول بازی بود، هر بازیگری در یک ژانر بیشتر خود را نشان می دهد. گذشته از این قرار نیست من همیشه با یک بازیگر کار کنم و همانطور که یک بازیگر قرار نیست همیشه با یک کارگردان کار کند. من از ابتدا که متن این سریال را می نوشتم به خانم نونهالی برای این نقش فکر نمی کردم. بلکه نقش پلیس درگیری را برای او در نظر گرفته بودم که تا انتها نتوانستم این شخصیت را دنبال کنم و آن را از قصه درآوردم. این مساله هیچ ربطی به توانایی های بازیگری خانم نونهالی ندارد. زیرا او در کارهای دیگر هم قدرت بالای بازیگری خود را نشان داده است و امسال هم یکی از نامزدهای انتخاب بازیگر برگزیده در جشنواره فیلم فجر بود. مساله دیگر این است که خانم مقانلو نیز در جایگاه خود هنرپیشه بسیار توانایی است که بخش های طنز و جدی قصه را بسیار خوب درک می کند و چون تجربه زیادی در زمینه بازیگری دارد و هنرپیشه توانایی است، او را برای حضور در این نقش دعوت به همکاری کردم. خانم مقانلو در کارهای دیگر از جمله ” مهمان مامان ” نیز بازی خوبی را ارایه کرده بود.

    کارگردان ” حس سوم ” درباره بازی خودش در آثاری که می سازد، گفت: من بازی کردن را دوست دارم و اگر ببینم نقش با من هماهنگ است، بازی آن را برعهده می گیرم. اما آثاری هم دارم که در آن بازی نکرده ام که ” باغ در پاییز “، ” همسر “، ” خواستگاری ” و ” طپش ” از آن جمله است. در کارهای تاریخی هم که ساختم بازی در نقش اول را بر عهده نگرفتم. در سریال ” خواب و بیدار ” هم برای بازی در نقش اصغر کپک با چند بازیگر صحبت کردم که هر کدام به دلیلی میسر نشد و در پایان خودم این نقش را ایفا کردم.

    وی در خصوص اینکه بازی او در سریال بر کیفیت آن تاثیر منفی نمی گذارد به خصوص که اثر در زمان بازی او چشم سوم را از دست می دهد، یادآور شد: من موقع نوشتن نقش ها به بازیگران آن فکر می کنم و وقتی نقشی را برای خودم در نظر می گیرم، به خوبی بر مشخصات و خصوصیات نقش تسلط و آشنایی دارم و از این جهت چند ماه از بازیگران جلوتر هستم. مهمتر اینکه وقتی من به طور همزمان بازی و کارگردانی می کنم، این نیست که دوربین را بکارم و کار خود را انجام بدهم. نخست اینکه یک بازیگر نقش اصلی حداکثر در ۳۰ درصد از پلان های کل سریال بازی دارد که صحنه های مختلف این مقدار هم نزدیک به ۳۰ بار در بخش های مختلف میزانسن دادن، هماهنگی با دوربین، نور، جا افتادن بازی ها و ایفای نقش جلوی دوربین هر صحنه بازی می شود. از طرف دیگر، در حال حاضر ابتدا هر نما به وسیله دوربین دیگری ( ویدیو شاهد ) ضبط می شود و من به دقت آن را می بینم و اگر مشکلی وجود داشته باشد آن را برطرف می کنم. من زمانی که امکانات ویدیویی به این وسعت وجود نداشت، بر روی کار خودم نظارت دقیق داشتم. حالا که امکانات بسیار پیشرفت کرده است.

    فخیم زاده درباره شرایط استفاده از جلوه های ویژه در زمان تعقیب و گریز یا انفجارهای فیلم که همیشه برای کارگردان های تولیدات پلیسی مشکلاتی به وجود می آورد، عنوان کرد: من در این مورد مشکل خاصی نداشتم و همه چیز با برنامه ریزی و به صورت دقیق پیش رفت که البته بخشی از این مساله بر اثر تجربه ای است که از سریال قبلی به دست آورده ام. چون در آن سریال ما چند نفر زخمی داشتیم و چند تصادف ناخواسته ماشین به وجود آمده بود. اما این بار شرایط خوب و هماهنگ شده پیش رفت.

    وی در مورد ایجاد لحظه هایی که بتواند مخاطب را به خود جذب کند و امکان تماشای سریال از سوی بیننده را به وجود بیاورد که در بیشتر ساخته های فخیم زاده به چشم می خورد، یادآور شد: اگر این طور که اشاره می کنید، باشد مساله اصلی به شرایط دراماتیکی اثر و دوری از مقدمه چینی های طولانی مربوط می شود. گاه در آثار تلویزیونی یا سینمایی کارگردان دست به مقدمه چینی های طولانی می زند که همین مساله روی شرایط شکل گیری اثر و لحن قصه تاثیر می گذارد. به شکلی که گاه پرده برداری از کارکترها دیر انجام می شود و مخاطب را خسته می کند. مخاطب از ابتدای داستان باید در جریان اتفاقات باشد و کشمکش داستان افت نکند. به این ترتیب یک اثر در چشم مخاطب جلوه می کند.


    حس سوم (شخصیتی با قدرت بویایی فوق العاده )

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش