
مروری اجمالی بر قاجاریان این سلسله داراى هفت پادشاه بوده که آشنایى اجمالى با زندگى سیاسى هر کدام ضرورى است:۱- آغا محمّدخانوى اوّلین پادشاه این سلسله بود که با سرکوبى رقباى خود از خاندان زندیه توانست در سال ۱۱۶۶ ش/ ۱۷۹۴ م سلسله قاجاریه را بنا نهد. آغا محمد خان با توجّه به اوضاع جهانى و نیز شجاعت و تدبیرى که داشت توانست اقدامات مؤثّرى در جهت حفظ تمامیّت ارضى ایران انجام دهد که از جمله آنها تصرف تفلیس در دو مرحله و بازگرداندن بلخ به ایران بود، امّا جنایات هولناک وى ضربات مهلکى بر ایران وارد کرد. به عنوان مثال وى پس از لشکرکشى به کرمان جهت سرکوب لطفعلى خان زند و فائق آمدن بر وى، دست سربازان خود را به مدّت سه روز جهت هرگونه جنایتى در آن شهر بازگذاشت. در نهایت خود دستور داد که چشم مردان کرمان را با وضع فجیعى از حدقه درآورند. او براى اخذ جواهرات نادرى از شاهرخِ نابینا، به شکنجههاى گوناگون متوسّل شد. در اوّلین لشکرکشى به تفلیس و پیروزى بر آراکلى خا ن سربازان وى جنایات بىشمارى در داخل شهر انجام دادند. خود وى نیز دستور قتل هفتاد نفر از اهالى آن شهر را که به استقبالش آمده بودند صادر کرد! این جنایات یکى از زمینههاى مهمّ جدایى بعدى گرجستان را از ایران فراهم کرد. این پادشاه در لشکرکشى دوّم به تفلیس، به دست لشکریانِ خود به قتل رسید. ۲- فتحعلى شاهوى با وصیّت آغامحمدخان و مساعدت حاجى ابراهیم کلانتر توانست در ۱۱۶۹ ش/ ۱۷۹۷ م تاجگذارى کند. دوران سلطنت وى مقارن با رقابت شدید قدرتهاى بزرگ، بویژه روس و انگلیس در ایران بود. در این دوره روسیه ضمن الحاق رسمى گرجستان به خاک خود، جنگ بزرگى را علیه ایران آغاز کرد که ده سال طول کشید. در این جنگ، علاوه بر تلفات و خسارات دوران جنگ، به موجب پیمان گلستان قسمتهاى مهمّى از خاک ایران از جمله داغستان، گرجستان، ارمنستان، گنجه، شکّى و … از ایران جدا شده؛ و ایران حق کشتیرانى در دریاى خزر را نیز از دست داد. آنچه که زمینهساز اصلى شروع جنگ دوّم ایران و روس شد ابهام در تعیین حدود مرزها بود؛ که البته جنگ دوم نیز باعث جدا شدن قسمتهایى دیگر از خاک ایران از جمله ایروان و نخجوان شد و مرزهاى بین دو کشور رود ارس قرار گرفت؛ ضمن آنکه براى اولین بار به صورت رسمى به یک کشور خارجى (روسیه) امتیاز کاپیتولاسیون اعطا شد.کشور ایران که در این دوران از ضعف شدید برخوردار بود درصدد اتّحاد با کشورهایى مانند فرانسه و انگلستان برآمد و به عقد قراردادهایى همچون «فینکناشتاین» با فرانسه و پیمانهاى «مجمل» و «مفصّل» با انگلستان مبادرت کرد ولى این اتّحادها نه تنها نتیجه مثبتى در برنداشت بلکه با تنها گذاشتن ایران در مراحل حسّاس جنگ، زمینه را براى شکست ایران فراهم کرد.در پى شکستِ ایران در جنگِ دوّمِ ایران و روس و اعمال خودسرانه «گریبایدوف» سفیر روسیه مبنى بر انتقال زنان گرجى مسلمان شده به سفارت جهت بازجویى در زمینه تمایل یا عدم تمایل آنها براى سکونت در ایران، مردم خشمگین به سفارت حمله برده کلّیه افراد روسى داخل سفارت را به قتل رساندند. روسها نیز که پى به واقعیت برده بودند با معذرتخواهى رسمى توسط دولت ایران موضوع را خاتمه یافته تلقّى کردند.واقعه دیگر زمان فتحعلیشاه لشکرکشى به هرات توسط عباسمیرزا و پسرش محمدمیرزا بود که موقعیّتى جهت بازگرداندن هرات به ایران به دست نداد. علّت اصلى این شکست، کارشکنىهاى جدّى انگلیسیها در راه ورود نیروهاى ایرانى به هرات بود. در این زمان که جهان در حال پیشرفت بود فتحعلى شاه خود را شاه شاهان مىخواند. در حالى که وى با اشتغال به حرمسراى عریض و طویل خود، از اوضاع جهان (بلکه ایران) کاملًا بىاطلاع بود.۳- محمدشاهپس از مرگ فتحعلى شاه، محمدمیرزا با توجّه به دراختیار داشتن نیروى نظامى و حمایت روس و انگلیس از وى و همچنین داشتن وزیرى لایق همچون «میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانى» توانست بر رقباى خود فائق آید و در سال ۱۲۰۶ ش/ ۱۸۳۴ م تخت سلطنت را تصاحب کند. وى در دوران سلطنت خود اقدام به لشکرکشى جهت تسخیر هرات کرد ولى مجدداً به علّت کارشکنى انگلیس موفقیتى به دست نیاورد.میرزا ابوالقاسم که در زمان سلطنت محمد شاه به عنوان صدر اعظم انتخاب شده بود به علّت بدگویى افراد چاپلوس و وابسته به بیگانه از وى در نزد شاه و عدم خوشآیند شاه از استقلال نظر صدر اعظم، به دستور شاه به قتل رسید. با این قتل، اقدامات اصلاحى قائممقام که در جهت پیشرفت و ترقّى کشور صورت مىگرفت نیز پایان گرفت. وى تنها کسى بود که در دربار محمّد شاه حاضر به اخذ رشوه نبود. «1»4- ناصرالدین شاهپس از مرگ محمّدشاه، ناصرالدین میرزا در معیّت سفراى روس و انگلیس و وزیر لایق و کاردان خود، میرزا تقى خان فراهانى، به طرف تهران حرکت کرد و در ۱۲۲۰ ش/ ۱۸۴۸ م بر تخت سلطنت جلوس کرد. اوّلین صدر اعظم وى میرزا تقى خان فراهانى ملقّب به امیرکبیر در سه سال و اندى صدارتش اصلاحات فراوانى در زمینههاى اقتصادى، فرهنگى، سیاسى و نظامى انجام داد که باعث پیشرفتهاى شگرفى در این دوره کوتاه شد. بدگویى متملّقان و چاپلوسان و توطئههاى سفراى روس و انگلیس، منجر به صدورِ حکم قتل امیر به امضاى شاه شد. استبداد و استعمار در دوران سلطنت پنجاه ساله ناصرالدین شاه به اوج خود رسید.سفرهاى شاه به خارج نه تنها باعث تحوّلى در کشور نشد بلکه از ترس اطلاع مردم از تحوّلات کشورهاى اروپایى و اعتراض آنها علیه سلطنت، بر فشار و اختناق موجود افزوده گشت به طورى که مردم تا قبل از نهضت تنباکو هرگز فکر نمىکردند بتوانند علیه وى اعتراض موفقیّتآمیزى صورت دهند. استعمار نیز با اخذ امتیازات گوناگون از جمله «رویتر»، انحصار توتون و تنباکو- رژى- توسط انگلیس و امتیازات بانک استقراضى و شیلات توسط روسیه سعى در نفوذ هر چه بیشتر در ایران داشت. حرکت مردمى بر ضد امتیاز انحصارى توتون و تنباکو به رهبرى مرحوم میرزاى شیرازى در همین زمان صورت گرفت که در نهایت با پیروزى مردم به پایان رسید. همچنین در زمان سلطنت وى، هرات و سرزمین ترکستان (ترکمنستان) براى همیشه از ایران جدا شد. سرانجام ناصرالدین شاه در حالى که مشغول برگزارى جشن پنجاهمین سال سلطنت خود بود توسط میرزا رضاى کرمانى که تحت تأثیر افکار سید جمالالدین اسدآبادى قرار داشت کشته شد. «1»5- مظفرالدین شاهوى در سال ۱۲۶۸ ش/ ۱۸۹۶ م جانشین پدر شد. او با وامهاى کلانى که از روسیه گرفت دو سفر اروپایى جهت تفریح و خوشگذرانى انجام داد و با این کار، بر نابسامانى اوضاع اقتصادى کشور افزود. با توجّه به تحوّلات سیاسى- اجتماعى در کشورهاى دیگر و آگاهى نسبى ایرانیان با آن و با توجّه به ظلم و بىعدالتى موجود، مردم و روحانیون اعتراضات دامنهدارى را صورت دادند و خواستار تأسیس عدالتخانه جهت رسیدگى به تظلمات مردمى شدند. هر چند پس از مهاجرت صغیر، شاه فرمان تأسیس عدالتخانه را صادر کرد ولى عوامل استبداد از جمله صدر اعظم، امینالدوله» حاضر به اجراى آن نشدند. در مرحله بعدى با انجام مهاجرت کبیر، شاه به خواست جدید مردم تن داد و فرمان مشروطیت را صادر کرد و براى اوّلین بار مجلس شوراى ملّى تشکیل شد. در این دوره نیز همانند قبل، اعطاى امتیازات گوناگون به خارجیان تداوم یافت. از جمله آنها امتیاز نفت بود که به یک انگلیسى به نام دارسى داده شد.۶- محمد على شاهمحمدعلى شاه در زمان حکومت خود در تبریز بر ضد مشروطهخواهان اقدام کرد، ولى براى اینکه بتواند به سلطنت برسد تغییر روش داد و به طور ظاهرى با مشروطیت و قانون اساسى تنظیم شده موافقت کرد، امّا به محض رسیدن به سلطنت بناى مخالفت با مشروطه را گذاشت. اوّلین اظهار مخالفت را با عدم دعوت نمایندگان مجلس در جشن تاجگذارى بروز داد. او با دعوت از «امینالسلطان» جهت پذیرشِ مقام «صدارت عظمى» زمینه سرکوبى نهضت را هم فراهم کرد. وى سوگند یاد کرده و پشت قرآن با دستخط و امضاى خود نوشته بود که هرگز علیه مشروطیت اقدام نکند. امّا او که از محدودیتها و سلب اختیارات توسّط قانون اساسى مشروطیت بشدّت عصبانى بود، مدّتى بعد به کمک قواى قزّاق و فرمانده روسى آنها به نام «لیاخوف» مجلس را به توپ بست. پس از این سرکوبى، حکومت وى که به «استبداد صغیر» معروف شده است آغاز شد. در این زمان انقلابیون از رشت و اصفهان به سوى تهران حرکت کرده و دوباره پایتخت را فتح نمودند.پس از آن، در حالى که محمدعلى شاه به سفارت روس پناهنده شده بود توسط شورایى از مشروطهخواهان براى همیشه از سلطنت خلع و پسرش احمد میرزا که بیش از یازدهسال نداشت به پادشاهى و «عضدالملک» رئیس ایل قاجار به عنوان نیابت سلطنت منصوب شد.۷- احمد شاهوى پس از عزل پدر و در حالى که اوضاع سیاسى- اجتماعى کشور بشدّت نابسامان بود به پادشاهى رسید. مشروطه خواهان ضمن پیروزى اوّلیه هنوز موفّق به تثبیت اوضاع نشده بودند. مجلس هم براى سر و سامان دادن به اوضاع مالیه کشور، از هیأتى آمریکایى به ریاست مورگان شوستر «1» کمک خواست. وى که با اختیارات تام مشغول به خدمت شد هنگامى که تصمیم گرفت «ماژور استوکس» «2» انگلیسى را به عنوان فرمانده ژاندارمرىِ خزانه تعیین کند با اولتیماتوم روسها روبرو شد. بالاخره مجلس مجبور شد که شوستر را از کار برکنار کند. احمد شاه که هنوز کفایت لازم جهت انجام امور حکومتى را نداشت، در پى کودتا ۱۲۹۹ ه. ش با فراهم نمودن وسایل سفر توسط رضا خان به اروپا رفت و هرگز برنگشت. در این زمان انقلاب بلشویکى در روسیه رخ داده و احتمال نفوذ کمونیسم در ایران و منطقه مىرفت. از این رو انگلستان تصمیم به ایجاد یک حکومت مقتدر مرکزى در ایران توسط رضا خان گرفت. با اعمال این سیاست زمینه براى انقراض سلسله قاجاریه و روى کار آمدن خاندان پهلوى فراهم شد.
گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز




