نوشته شده توسط همکلاسی
cellspacing="3" >
فایل
کیلو بایت
src="http://hamkelasy.com/components/com_hamticle/templates/pdf_icon_small.gif"/>
کلمات کلیدی :
رشته شهرسازی، حرفه شهرسازی، آموزش شهرسازی، دکترای شهرسازی، دانشگاه تهران
نوشته شده توسط همکلاسی
کلمات کلیدی :
رشته شهرسازی، حرفه شهرسازی، آموزش شهرسازی، دکترای شهرسازی، دانشگاه تهران
نوشته شده توسط مریم اسعدی
طبقه بندی مواد زاید جامد (Tupe of solid wastes)
عبارت مواد زاید جامد (solid wastes) به مجموعه مواد ناشی ازفعالیت های انسان و حیوان که معمولا جامد بوده و به صورت ناخواسته و یا غیر قابل استفاده دور ریخته می شوند اطلاق می گردد. این تعریف به صورت کلی در برگیرنده همه منابع، انواع طبقه بندی ها، ترکیب و خصوصیات مواد زاید بوده و به سه دسته کلی زباله های شهری، زباله های صنعتی وزباله های خطرناک تقسیم می گردند :
۱ ـ زباله های شهری
در نشریات و کتب از تعاریف و طبقه بندی های مختلفی برای توضیح اجزاء مواد زاید جامد شهری استفاده شده است. تعاریف ارائه شده در زیر می تواند به عنوان یک راهنما برای شناسایی اجزاء مواد زاید شهری مورد استفاده قرار گیرد .
زایدات غذائی
به قسمت فسادپذیر زباله که معمولا از زایدات گیاهی، تهیه و طبخ و یا انبار کردن مواد غذایی بدست می اید، اطلاق می شود. کمّیت پس مانده های غذایی در طول سال متغیر بوده و در ماه های تابستان، که مصرف میوه و سبزی بیشتر است، به حداکثر می رسد. پس مانده های غذایی مهمترین قسمت زباله است، چرا که از یک سو به دلیل تخمیر و فساد سریع، بوهای نامطبوع تولید کرده و محل مناسبی برای رشد و تکثیر مگس و سایرحشرات و جوندگان است و از سوی دیگر به دلیل قابلیت تهیه کود از آن (کمپوست) حائز اهمیت است. قابل ذکر است که میزان پس مانده های فسادپذیر در زباله های شهری ایران بین ۳۵ تا ۷۶ درصد گزارش شده است.
آشغال
به قسمت فساد ناپذیر زباله به جز خاکستر گفته می شود. آشغال در زباله معمولا شامل کاغذ، پلاستیک، قطعات فلزی، شیشه، چوب و موادی از این قبیل می شود. آشغال را می توان به دو بخش قابل اشتعال و غیرقابل اشتعال تقسیم کرد.
خاکستر
باقیمانده حاصل از سوزاندن زغال، چوب و دیگر مواد سوختنی که برای مقاصد صنعتی، پخت و پز و یا گرم کردن منازل بکار می رود گفته می شود.
زایدات ناشی از تخریب و ساختمان سازی
به زایدات حاصل از تخریب ساختمان، تعمیر اماکن مسکونی، تجاری، صنعتی، و یا سایر فعالیت های ساختمان سازی اطلاق می شود.
زایدات ویژه
این قسمت از زباله ها شامل مواد حاصل از جاروب کردن خیابان ها و معابر، برگ درختان، اجساد حیوانات مرده و موادی که از وسایل نقلیه به جای مانده است می شود.
۲ ـ۲ ـ زباله های صنعتی
زباله های صنعتی، مواد زاید ناشی از فعالیت های صنعتی هستند ومعمولا شامل فلزات، مواد پلاستیکی، مواد شیمیایی و بالاخره زباله های ویژه و زباله های خطرناک هستند. که عمل جمع آوری، حمل و نقل و دفع آن ها ضوابط خاص و مقررات ویژه ای را به خود اختصاص داده است.
۲ ـ۳ ـ زباله های خطرناک
مواد زاید خطرناک، مواد زاید جامد یا مایعی هستند که به علت کمّیت، غلظت و یا کیفیت فیزیکی، شیمیایی و یا بیولوژیکی می توانند باعث افزایش میزان مرگ و میر و یا بیماری های بسیار جدی شوند. براساس تعریف آژانس حفاظت محیط زیست Environmental Protection Agency : EPA)) زباله های خطرناک به مواد زاید جامدی اطلاق می شود که بالقوه خطرناک بوده و یا اینکه پس از طی مدت زمانی موجبات خطر را برای محیطزیست، فراهم می کنند. زباله های خطرناک معمولا یکی از مشخصات قابلیت انفجار، احتراق، خوردگی، واکنش پذیری و سمی را دارا بوده و اغلب تحت عنوان مواد زاید رادیواکتیو، پس مانده های شیمیایی، زایدات قابل اشتعال، زایدات بیولوژیکی و مواد منفجره دسته بندی می شوند : از منابع عمده زایدات بیولوژیکی، بیمارستان ها، آزمایشگاه ها و مراکز تحقیقات پزشکی هستند. زباله های بیمارستانی به دلیل آنکه حاوی زایدات پاتولوژیکی، مواد زاید رادیواکتیو، زایدات دارویی، مواد زاید عفونی، مواد زاید شیمیایی و بعضا ظروف مستعمل تحت فشار هستند، از منابع عمده، زباله های خطرناک در شهرها محسوب می شوند. تکنولوژی جمع آوری، دفع و یا احیای این مواد در مقایسه با زباله های شهری و خانگی تفاوت بسیار دارد و باید جداگانه مورد توجه قرار گیرد.
۲ ـ۴ ـ زباله ها بیمارستانی
زباله های بیمارستانی شامل موادی هستند که با توجه به نوع کار و وظیفه در هر بخش متفاوت است. مثلا زباله بخش عفونی یا اطاق عمل با مواد زاید آزمایشگاه یا بخش رادیولوژی تفاوت محسوسی دارد و طبق یک بررسی، زباله بخش های مختلف بیمارستان ها به هفت گروه تقسیم می شوند :
الف ـزباله های معمولی بیمارستان
عموما شامل زباله های مربوط به بسته بندی مواد و دیگر زباله های پرسنل شاغل در بیمارستان و خوابگاه های آن هاست.
ب ـزباله های پاتولوژیکی
شامل بافت ها، ارگان ها، قسمت های مختلف بدن، پنبه های آغشته به خون و چرک و مواد دفعی بدن همچون نمونه های مدفوع و ادرار و غیره جزو این گروه از مواد زاید محسوب می شوند.
ج ـ مواد زاید رادیواکتیو
شامل جامدات، مایعات و گازها بوده و در برخی از بخش ها و آزمایشگاه های بیمارستان ها وجود دارند که جمع آوری و دفع آن ها دارای خصوصیات ویژه ای است.
د ـمواد زاید شیمیایی
شامل جامدات، مایعات و گازهای زاید می باشد که به وفور در بیمارستان ها وجود دارد، در بخش های تشخیص و آزمایشگاه ها ماحصل نظافت و ضد عفونی بیمارستان، وسایل و ابزار تنظیف و ضدعفونی به انضمام داروها و وسایل دور ریختنی اطاق عمل بخش دیگری از این فضولات را تشکیل می دهند. مواد زاید شیمیایی ممکن است خطرناک باشند. فضولات شیمیایی خطرناک در سه بخش زیر تقسیم بندی می شوند:
فضولات سمی : این فضولات با PH کمتر از ۲ (به شکل اسیدی) و بالاتر از ۱۲ (به حالت قلیایی) در زباله های بیمارستانی وجود دارند. بخشی از داروهای اضافی و یا فاسد شده، جزو اینگونه فضولات به حساب می ایند.
مواد قابل احتراق : شامل ترکیبات جامد، مایع و گازی شکل.
مواد واکنش دهنده و موثر : در سایر فضولات که تا حدودی در زباله های بیمارستانی قابل تشخیص هستند.
از فضولات شیمیایی بی خطر می توان قندها، اسیدهای آمینه و برخی از نمک های آلی و معدنی را نام برد. اسیدهای آمینه و نمک های شیمیایی نظیر نمک های سدیم، منیزیم، کلسیم، اسید لاکتیک، انواع اکسیدها، کربنات ها، سولفات ها و فسفات ها قسمتی از مواد زاید شیمیایی هستند.
ه ـمواد زاید عفونی
این مواد شامل جِرم های پاتوژن در غلظت های مختلف هستند که می توانند به سادگی منجربه بیماری شوند. منشاء آن ها ممکن است پس مانده های آزمایشگاهی، جراحی و اتوپسی بیماران عفونی باشد. وسایل آغشته به جرم های عفونی در بیمارستان، شامل دستکش، وسایل جراحی، روپوش، لباس های بلند جراحی، ملحفه و غیره است. این زباله ها تقریبا ۱۰% کل زباله های بیمارستانی را تشکیل می دهند. از وسایل جراحی سرنگ ها، اره های جراحی، شیشه های شکسته، کاردهای کوچک جراحی و غیره را می توان در یک دسته بندی خاص منظور کرد.
و ـمواد زاید دارویی
شامل داروهای پس مانده، محصولات جانبی درمان و داروهای فاسد شده یا مواد شیمیایی هستند که تا حدود زیادی در زباله های بیمارستانی وجود دارد.
ز ـظروف مستعمل تحت فشار
ظروفی مثل قوطی های افشانه (آئروسُل)، گازهای کپسوله شده و غیره که اگر برای از بین بردن آن ها از دستگاه های زباله سوز، استفاده شود موجب بروز خطر می شود زیرا در پاره ای از موارد دارای قابلیت انفجار هستند.
ـ منبع تولید زباله های شهری
توجه به منابع تولید همراه با آگاهی از ترکیب و نرخ تولید زباله، اساس مدیریت مواد زاید جامد را تشکیل می دهد. از بررسی های انجام شده در این زمینه چنین نتیجه گیری می شود که نوع زباله تولید شده در هر شهر و منطقه در ارتباط مستقیم سیستم فعالیت، اماکن تولید و نحوه زندگی مردم است. وجود قطب های صنعتی، ساخت و سازها و دیگر عوامل تولید زباله تاثیر اساسی مدفوع و ترکیبات مختلف مواد زاید جامد و در نتیجه سیستم های مدیریتی آن دارد (۳).
آلودگی های آب
آب شرط اصلی ادامه حیات در جهان است، کلمه آبادانی در زبان فارسی از آب گرفته شده که خود عامل مهمی در جهت عمران و بهسازی مناطق کشور به شمار می رود. سرعت افزایش جمعیت، بهبود سطح بهداشت و پیشرفت های صنعتی در سطح جهان بیش از پیش باعث محدود شدن منابع آب شده است، اما باید قبول کرد که دنیا تشنه است و این تشنگی یک تصور شاعرانه و خیال نیست بلکه یک حقیقت مسلم است.در کشور ما مسئله کمبود آب مخصوصا چه در امر صنعت و چه در امرکشاورزی مشکلات فراوانی را به بار آورده است. مصرف زیاد از حدّ آب در شهرها و اسراف های بی رویه در هر زمینه نیز تشدید کننده این مشکل است. گرمسیر بودن مناطق مختلف کشور و عدم وجود منابع آب کافی از یک سو و عدم کنترل آلودگی آب به وسیله تخلیه فاضلاب ها و زباله های شهری و صنعتی از سوی دیگر تاثیر زیانبخشی در اقتصاد و بهداشت جامعه ما دارد. همچنین تخلیه مواد زاید جامد و مایع (زباله و فاضلاب ها) در محیط به وسیله جاری شدن آب های سطحی اعم از جویبارها، رودخانه ها و دیگر آب های حاصل از بارندگی به نقاط مختلف موجب انتشار آلودگی می گردند و این در حالیست که متاسفانه در بعضی از شهرهای ما دفع بی رویه زباله اکثرا به وسیله تخلیه مواد به جویبارها صورت می گیرد و یا دفن غیر بهداشتی آن در سراشیبی ها و دیگر اماکن که مخالف ضوابط حفاظت آب های زیرزمینی است انجام می شود که از نظر بهداشت محیط کاملا خطرناک است. مخصوصا اینکه محل تخلیه و یا دفن در خاک های سبک شنی و یا در حوالی رودخانه ها و چشمه سارها باشد.
جوندگان
سالم سازی محیط بخصوص کنترل زباله ها چه در امر جمع آوری و چه در دفع بهداشتی آن ها مفیدترین راه مبارزه با جوندگان می باشد و بدیهی است که یکی از خطرناکترین مضرات عدم توجه به دفع زباله نشو و نما و انتشار موش در شهرها است. خطر ازدیاد موش در شهرها را نمی توان به سادگی با هیچ بودجه ای جبران نمود. موش های خانگی و جوندگان دیگر به طرز وسیع و دامنه داری در جهان پراکنده و در جوار انسان ها زندگی می کنند. از این نظر اینگونه موجودات بالقوه ناقل بسیاری از بیماری های انسانی هستند. ناراحتی های حاصل از موش ها از یک گاز گرفتگی ساده تا تب تیفوس و طاعون متفاوت است. بیماری لپتوسپیروز در نتیجه تغذیه مواد غذایی آلوده به مدفوع موش بیمار و با استحمام در آب آلوده و یا در تماس مستقیم با موش آلوده، به وجود می اید. موش می تواند در انتقال بیماری هایی چون اسهال آمیبی و انتقال کرم کدو و تریشین نیز به طور غیرمستقیم، نقش مهمی ایفاء کند. موش و سایر جوندگان برای تولید مثل و ازدیاد جمعیت خویش به سه چیز احتیاج دارند، غذا، آب و پناهگاه که هر سه در اغلب موارد در زباله های شهری وجود دارد.
مگس :
خطرات ناشی از وجود مگس برای انسان و عموم حیوانات اهلی بر همه روشن است، مگس خانگی(Mussca domestica) مخصوصا از نظر انتشار بسیاری از باکتری های بیماریزا قابل اهمیت می باشد. اصولا بیش از ۵۰-۴۰ هزار نوع مگس در این زمان شناسایی شده ولی نام گذاری همه آن ها به اتمام نرسیده است. بر اساس مطالعات انجام شده در صحرا و آزمایشگاه انتشار بسیاری از امراض همچون اسهال های آمیبی و باسیلی، تراخم، حصبه و شبه حصبه، وبا، سِل، جذام، طاعون و سیاه زخم به وسیله مگس امکان پذیر است. این حشره به وسیله پُرزهای چسبنده و مژک های فراوان بدن خود با نشستن بر روی مدفوع انسان و حیوان و بسیاری از کثافات و زباله ها میکروب های مختلف را از طریق تماس مستقیم بدن انسان و یا اغذیه مورد نیاز او به محیط زندگی وارد نموده و به طور مکانیکی باعث انتقال بیماری ها به موجود زنده دیگری می گردد.ساختن مستراح های بهداشتی در شهر و روستا و حفظ محیط زیست ازپهن و دیگر فضولات فساد پذیر انسانی و حیوانی نیز از جمله عواملی است که باعث جلوگیری از تولید و رشد لارو مگس خواهد شد. مواد زاید صنعتی اعم از فرآورده های گیاهی، میوه ها، فضولات کشتارگاه ها و غیره چه در شهرها و چه در مراکز تولید و مصرف می تواند محل پرورش لارو (کرمینه) مگس قرار گیرد. در صورتی که روش دفع زباله به صورت تلنبار کردن در فضای آزاد باشد کرمینه مگس در داخل زباله که از نشر حرارت، رطوبت و مواد غذایی مناسب ترین محیط به شمار می رود رشد و نمو کرده و پس از رسیدن زمان بلوغ به منازل و اماکن مجاور پرواز می نماید. قدرت پرواز مگس تا حدود ۲۰ کیلومتر مشخص شده است .
نوشته شده توسط مریم
منابع اصلی برنامهریزی شهری و منطقهای
1.یالپانیان، علی؛ مجوعه نکات و پرسشهای چهارگزینهای طبقهبندی شده کنکور کارشناسیارشد شهرسازی (برنامهریزی و طراحی شهری)؛ ۱۳۸۵٫ ۲٫ یالپانیان، علی، جزوه خلاصه مباحث کنکور کارشناسیارشد شهرسازی، ۱۳۸۵٫ ۳٫ زیاری، کرامت ا….؛ اصول و روشهای برنامه ریزی منطقه ای؛ یزد: دانشگاه یزد؛ ۱۳۷۸٫ ۴٫ مشهدی زاده دهاقانی، ناصر؛ تحلیلی از ویژگیهای برنامه ریزی شهری در ایران؛ تهران: دانشگاه علم و صنعت ایران؛ چاپ سوم؛ ۱۳۷۸ ۵٫ شیعه، اسماعیل؛ مقدمه ای بر مبانی برنامه ریزی شهری؛ تهران: دانشگاه علم و صنعت ایران، مرکز انتشارات، ۱۳۷۹٫ ۶٫ شیعه، اسماعیل؛ با شهر و منطقه در ایران؛ تهران: دانشگاه علم و صنعت؛ ۱۳۷۸٫ ۷٫ موریس، جیمز؛ تاریخ شکل شهر، تا انقلاب صنعتی؛ ترجمه: راضیه رضازاده؛ تهران: انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران، چاپ دوم، ۱۳۷۴٫ ۸٫ زیاری، کرامت ا…؛ برنامه ریزی شهرهای جدید؛ تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)؛ ۱۳۷۹٫ ۹٫ حبیبی، سید محسن؛ از شار تا شهر؛ تهران: دانشگاه تهران؛ ۱۳۷۸٫ ۱۰٫ مجتهدزاده، غلامحسین؛ برنامه ریزی شهری در ایران- انتشارات پیام نور ۱۱٫ کتاب سبز (راهنمای شهرداریها)-جلد پنجم: طرحهای شهری در ایران ۱۲٫ معصومی اشکوری،سید حسن؛اصول و مبانی برنامه ریزی منطقه ای؛۱۳۷۶ ۱۳٫ دانشور، تورج، طرح ریزی کالبدی و برنامه ریزی منطقه ای در ایران، آذرخش، چاپ اول ۱۳۸۱ ۱۴٫ احسن، مجید ، مجموعه قوانین و مقررات شهرسازی، مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، چاپ اول ۱۳۸۲ ۱۵٫ ربانی، رسول، جامعه شناسی شهری، سمت، چاپ اول ۱۳۸۱ ۱۶٫ قریب، فریدون؛ شبکه ارتباطی در طراحی شهری؛ تهران: دانشگاه تهران؛ ۱۳۷۶٫ ۱۷٫ استروفسکی، واتسلاف؛ شهرسازی معاصر، از نخستین سرچشمهها تا منشور آتن؛ ترجمه: لادن اعتضادی؛ تهران: مرکز نشر دانشگاهی؛ ۱۳۷۸٫ ۱۸٫ برآبادی، محمود؛ الفبای شهر (مجموعه مقالات ماهنامه شهرداریها)؛ تهران: سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور؛ ۱۳۸۴٫
۱۹٫کامروا، سیدمحمدعلی؛ مقدمهای بر شهرسازی معاصر ایران؛ تهران: دانشگاه تهران؛ ۱۳۸۴٫
کتابهای مفید برای طراحی شهری فرایند طراحی شهری(سید حسین بحرینی) ۱ تئوری شکل خوب شهر(کوین لینچ) ۲ سیمای شهر(کوین لینچ) ۳ به سوی شکل پایدار شهر(هیلند براند فری) ۴ تحلیل فضای شهری(بحرینی) ۵ قواعد و معیار های طراحی شهری( محمود توسلی) ۶ ساخت شهر در اقلیم گرم و خشک ایران(توسلی) ۷ طراحی فضای شهری۱و۲(توسلی) ۸ هنر هندسه(توسلی) ۹ مبانی طراحی شهری(ترفسکی) ۱۰ محیطهای پاسخده(بن بنتلی) ۱۱ فضا،زمان،معماری(گیدئون) ۱۲ کندوکاوی در تعریف طراحی شهری(گلکار) ۱۳ مفهوم سکونت(شولتز) ۱۴ شهرسازی واقعیات و تخیلات(شوای) ۱۵ از شار تا شهر(سید محسن حبیبی) ۱۶ سبک شناسی معماری ایران(پیرنیا) ۱۷ معماری اسلامی(پیرنیا) ۱۸ زیبایی شناسی در معماری(گروتر) ۱۹ آفرینش نظریه معماری(جان لنگ) ۲۰ تاریخ شکل شهر(جیمز موریس) ۲۱ راهنمای طراحی فضای شهری در ایران(پاکزاد) ۲۲ فضای شهری(راب کریر) ۲۳ تئوری جدید در طراحی شهری(کریستوفر الکساندر) ۲۴ روان شناسی محیط و کاربرد آن( مرتضوی) ۲۵ تجدد فرا تجدد و پس از آن در شهرسازی ( بحرینی )۲۶ طراحی شهرها(اموند بیکن) ۲۷ گزیده منظر شهری(کالن) ۲۸ تفسیر محیط به روش هرمنوتیک،سنتی،و ساختارگرایی ( موگروئر)۲۹ معماری فرم فضا نظم(چینگ) ۳۰ آشنایی با طراحی محیط و منظر(سازمان پارکها) ۳۱ ۳۲ طراحی شهری در خیابانهای شهری(سازمان پارکها) شهرسازی شهروندگرا(فرانسیس تیبالدز) ۳۳ ( آفرینش محلات و مکانها در محیطهای انسان ساخت (چپ من معماری زمینه گرا(برولین) ۳۵ مکتب اصفهان در شهرسازی(اهری) ۳۶ طراحی فضای شهری(مدنی پور) ۳۷ شهرسازی معاصر(اوستروفسکی) ۳۸ انسان شناسی شهری(فکوهی) ۳۹ شهر همچون چشم انداز(ترنر) ۴۰ جامعه شناسی شهر(ممتاز) ۴۱ معماری ایران(پوپ) ۴۲ فارابی و سیر شهروندی در ایران(فلامکی) ۴۳ آرمانشهر در اندیشه ایرانی (اصیل) ۴۴ مبانی طراحی شهری در بخش مرکزی تهران(توسلی) ۴۵ طراحی شهری در خیابان کارگر(توسلی) ۴۶ مرمت شهری (حبیبی) ۴۷ طراحی شهری در بافت قدیم شهر یزد (توسلی)۴۸ باززنده سازی بناها و شهرهای تاریخی ایران(فلامکی) ۴۹ مقدمه ای بر طراحی شهری (سلطان زاده )۵۰ فضاهای شهری در بافت های تاریخی ایران(سلطانزاده) ۵۱ اغاز شهرنشینی در ایران(کیانی) ۵۲ نخستین شهر(وایت هاوس) ۵۳ به سوی شهرسازی انسانگرا(یار احمدی) ۵۴ شکل گیری معماری در تجارب ایران و غرب(فلامکی) ۵۵ نگرشی بر روند تهیه طرحهای تفصیلی در شهرسازی(نوریان) ۵۶ تاریخ شهر (بنه ولو)۵۷ تاریخ معماری مدرن(بنه ولو) ۵۸ منبع
نقد شهر)
hamkelasy . com
نوشته شده توسط محسن سورگی
از کلیه کسانی که تمایل دارند مقالات آنها نیز در سایت همکلاسی قرار بگیرد دعوت می شود مقالات خود را به آدرس
ارسال کنند.
اتوواگنر وایجاد فضاهای بازدرمحلات:
فرستنده :محسن سورگی _تحولات شهرسازی _ گروه آموزشی همکلاسی
E-mail:
اتو واگنر( ۱۹۱۸-۱۸۴۱) به نسلی تعلق داشت که سخت به صنعت خوشبین بود. وی نمی توانست تصور کند که روزگاری توسعه صنعتی برمشکلات شهرهای بزرگ دامن خواهد زد. واگنر عقایدخود را هنگامی ابراز داشت که تاثیرات عقاید زیته به منتهای خود رسیده بود و فکر ایجاد نواحی سرسبز وخرم درقسمتهای مسکونی شهر، یکی ازراههای رهایی اززشتی موجود دراین قسمتها به نظر می رسید. واگنر ازآغاز متوجه شد که این راه حل کافی نیست ومدتها بعد، واقعیات صحت نظر اورا ثابت کرد. بصیرت ونیروی فعال واگنر، که دربسیاری ازکارهای معماری او هویدا است، درعرصه شهرسازی انگار بنوعی فلج دچارمی شود. به عنوان مثال، ازنقشه کاملی که واگنر برای محله ای مسکونی دروین به منظور پیش گیری ازرشد آشفته این محلات مطرح کرد، یاد می نماییم . دراین طرح، واگنر فضایی باز ونسبتاً وسیع را درمرکز محله پیش بینی نموده بود که خود آن را ((مرکزتنفس)) محله می نامید. اما، طرح به اندازه ای تقلیدی وبدون تحرک است که عدم تحرک آن ازنقشه پاریس توسط هاسمان به مراتب بیشتر است. دراین طرح، آپارتمانهای مسکونی پنج طبقه که ساختن آنها درتمام شهرهای بزرگ اروپا درآن زمان معمول بود، تکرار می شود. شاید، واگنر نمی توانست طرح تازه ای برای این محلات تهیه کند. اما، چه ازطرح واگنر وچه ازطرح سایر شهرسازان قرن نوزدهم ، چنین گمان می رود که شاید تمام امکانات شهرسازی آزمایش شده اند و هیچ راه تازه ای وجود نداشته است. درحقیقت، قدرت سامان دادن به شهر با توجه به مسائل موجود، ازمیان رفته بود.
واگنر ازجمله اولین کسانی بود که دریافت شهر مدرن باید براساس احتیاجات ساکنین آن طرح شود. احتیاجاتی که برحسب انواع مختلف مردم تفاوت دارد. توجه اصلی واگنر، معطوف به ایجاد محیطی سالم برای طبقات متوسط مردم بود ومی دانست برای سکونت همین طبقات نیز، احتیاجات مختلف طرحهای متفاوت را ایجاب می کند. واگنر خواستارشد نواحی شهر(( مالکیت عمومی )) یابند تا قیمت زمین دستخوش سودجویی زمین بازان قرار نگیرد ونظارت برگسترش شهر میسر باشد . واگنر معتقد بود ، گسترش شهر مانند گذشته نمی تواند کورکورانه صورت گیرد ومعماری مغلوب سودجویی (زمین خواران ) شود.
hamkelasy . com
نوشته شده توسط مریم اسعدی

در آغاز شهر سازی مدرن در ایران در طرح های شهری، مهندسی ترافیک به عنوان یکی از شاخه های
مهم شهرسازی به لحاظ سهم معابر در کالبد شهر و نیاز به گسترش جمعیت شهرها و خصوصا تهران، با
پدیده ی ظهور کلان شهرها در کشور عملا جمعیتی بیش از پیش بینی های طرح های جامع حصوصا در
کلان شهر تهران را شاهد هستیم.
پیچیدگی ترافیک تهران روز به روز گوی سبقت را از تحقیقات و مطالعات کارشنانه و دستاوردهای آن را
می رباید و همواره جلوتر از راه حل های حرکت می کند. مدیران شهری در تکاپوی حل مساله، تدابیرو سیاست های گوناگونی اتخاذ می کنند که غالبا به صورت مسکن های مقطعی، مدت زمانی بیماریرا التیام می بخشد. معضل ترافیک تهران اگرچه ویژگی های خاص خود را داراست، لیکن در کلیت عام خود جدا از مسائل و ویژگی های ترافیک در دیگر کلان شهرها ی جهان و خصوصا جهان سوم نیست.استفاده از تجربیات موفق دیگر کشورها در زمینه ی ترافیک می تواند ریسک های ناشی از آزمون وخطای شیوه های مختلف را به حداقل کاهش دهدبهبود شبکه حمل و نقل عمومی مدیران شهری با مطالعات دقیق و دستیابی به بانک اطلاعاتی قوی و به روز از کمیت و کیفیت سفرهای درون شهری و با توجه به الگوی انتخابی شهروندان برای سفرهای درون شهری که تابعی از زمان، هزینه و آسایش و راحتی سفر است باترسیم الگوی بهینه سفر سعی می کنند ترکیبی مطلوب از وسائل حمل و نقل را در تناسب با معابر شهری و تقاضای سفر به کار گیرند.احداث، گسترش یا تعریض و اصلاح معابراحداث خیابان ها و اتوبان های جدید شهری غالبا در افق طرح های ساختاری بلندمدت و میان مدت در امتداد رشد جمعیت و نیازهای ارتباطی گسترده جامعه ی شهری پیش بینی می شود و به موازات تحقق پیش بینی طرح های بالا دست در بعضی محورهای تردد که به سبب فراتر رفتن نیازها از پیش بینی ها، معابر شهر پاسخگوی مناسبی نیست. اقداماتی از قبیل گسترش، تعریض یا اصلاح معابر با تاکید بر حفظ هویت، منظر و در کل حفظ هماهنگی و توازن در ساختار منطقه ی شهری و مناطق مجاور انجام می پذیرد.
محدود کردن استفاده از اتومبیل هادر مقاطعی مدیریت شهر جهت روان کردن ترافیک مراکز عمده ی شهری، طرح های ویژه ای در معابرشهر را طراحی می کند که از جمله می توان طرح های محدوده ممنوعه در مراکز پرترافیک شهر و نوبت بندی اتومبیل ها برای ورود به شهر بر اساس شماره پلاک یا پرداخت حق استفادهاز بزرگراه ها و خیابان های پرتراکم را نام برد.
تغییر یا اصلاح قوانین کاربری اراضیاصولا در طرح های نوین شهری الگوی کاربری اراضی متناسب با شبکه حمل و نقل عمومی و در ارتباط با آن پیش بینی می شود. در خصوص ساماندهی کاربری های موجود شهری با هدف مدیریت تقاضای حمل و نقل درون شهری و کاهش سفرها، شیوه هایی چون عدم تمرکز خدمات و چند قطبی کردن مراکز عمده ی خدماتی شهر، انعطاف ساعت کار و…به کار می رودکنترل( محدودیت) مالکیت خودرومدیریت کارآمد، تقاضای سفر از طریق مدیریت، مالکیت وسایل نقلیه و استفاده از آن از جمله سیاست های شهرهایی است که عمدتا به سبب مالکیت کنترل نشده ی سواری های شخصی و استفاده ازآنها دارای ترافیک سنگینی هستند. محدودیت مالکیت خودروها از طریق ابزارهای متنوع مالیاتی و دریافت مالیات های سنگین از دارندگان وسایل نقلیه ی شخصی و مالیات های تصاعدی سالانه راه ها انجام می پذیرد و شامل مالیات استفاده از خودروی شخصی در ساعات کاری هفته و نیز خیابان هایمرکزی شهر می شود.
البته باید توجه داشت که در کنار این راهبرد، سیاست های مدیریت شهر علاوه بر عرضه خدمات و حملو نقل عمومی با کیفیت مناسب و راحت، اطلاع رسانی قوی و شفاف از مسایل ترافیک و بیان ضرورتاتخاذ سیاست فوق در جهت کنترل ترافیک و راحتی شهروندان است.
(آناهیتا گودرزی)
حومه
رشد پر شتاب شهر بر زایش حومه سبب شده است.از نظر حقوقی، حومه قلمرو فراتر از حصار شهری را در بر می گیرد، در حالیکه وابسته به شهر است.در حومه نوع معیشت روستایی و شهری به هم امیخته و در عین حال وابستگی حومه با شهر در تمامی زمینه ها به چشم می خورد، به گونه ای که کشاورزی حومه نیز متاثر از شهر و متناسب با خواست شهریان است و بر این اساس در فعالیت های کشاورزی حومه تاکید بر کشت سبزی و صیفی جات مورد نیاز شهر است.
(حومه ی نکاء)
در زایش حومه ها نقش توسعه خطوط آهن و اتومبیل بخصوص وسائل نقلیه یاختصاصی را نمی توان دست کم گرفت، منتهی تاثیر گذاری آنها در زایش حومه ها شکل پذیری میدان جاذبه ی شهری به گونه ی همسان نیست.
صنایع حومه وابسته به شهر است و سرمایه های شهری است که بر نضج و پویاییصنایع حومه سبب مس شود.بعلاوه کادر فنی، مدیریت و بخشی از نیروی انسانی صنایع حومه از شهر تامین می شود.حومه ها به هر دلیلی که تکوین یابند فعالیتی را به عهده می گیرند، بعضی از فعالیت ها خاص حومه است و در برخی از فعالیت های حومه و شهر تشابه وهماهنگی وجود دارد.
(دکتر یداله فرید)
حاشیه های ویرانگر
تهران هم اکنون به عنوان یک ابرشهر چند میلیونی موجی از طبقات مختلف مهاجران را در خود جای داده است که این افراد به اقتضای شغل و درآمدی که دارند به ناچار سکونت در شهر تهران را فراموش کرده و ناگزیر به سکونت در حریم شهر تهران هستند. برهمین اساس و به مرور زمان که بر تعداد ساکنان حریم شهر افزوده می شود شاهد پدیده بغرنج حاشیه نشینی در تهران هستیم.
جامعه شناسان در تعریف افرادی که در حریم شهرها سکونت دارند چنین می گویند : معمولا حاشیه نشینان را کسانی تشکیل میدهند که در شهرها زندگی می کنند اما به عنوان یک شهروند از امکانات و خدمات شهری بهره نمی برند. این افراد با وجودی که در دل یا حاشیه شهرها جای دارند اما فرهنگ روستایی را هم چنان حفظ کرده اند ولی در عین حال خود را شهری می دانند.
همچنین در انسان شناسی نیز حاشیه نشین به فرد یا گروهی گفته می شود که فرهنگ اولیه خود را بدون اینکه فرهنگ ثانویه را جایگزین نماید از دست داده است یا در عالم برخ قرار می گیرد.
یک جامعه شناس در خصوص حاشیه نشینی افراد مهاجر می گوید : " انسان حاشیه نشین شخصیتی است که از برخورد یا پیوند دو نظام فرهنگی متفاوت یا متخاصم به وجود می آید. چنین موجود دو رگه ای در آن واحد نسبت به دو فرهنگ احساس دلبستگی دارد اما از طرف دیگر خود را کاملا به هیچ کدام متعلق نمی داند. "
توسعه حاشیه نشینی در ایران به سالهای ۱۳۳۰ برمی گردد اما شدت آن در دهه های ۴۰ و ۵۰ رقم خورده است. براساس مطالعات انجام شده حاشیه نشینی در حاشیه شهرها ابتدا از تهران شروع شده است. پیدایش اولین اجتماعات آلونک نشین در تهران به سال ۱۳۱۱ برمی گردد اما رشد و گسترش اجتماعات آلونک نشین به بعد از کودتای ۲۸ مرداد به خصوص از سال ۱۳۳۵ به این طرف برمی گردد. اولین اجتماعات حاشیه نشین در جنوب شهر تهران تمرکز یافتند . تهران تا شهریور سال ۱۳۵۹ نزدیک به ده هزار و ۴۵۰ خانوار و چهار هزار و ۵۰۰ آلونک را در خود جای داده است. پدیده حاشیه نشینی در ایران نیز همانند اکثر کشورهای در حال توسعه تا حدود زیادی ریشه در مهاجرت و عوامل دافعه و جاذبه روستایی- شهری دارد. فقدان و کمبود امکانات رفاهی و خدماتی در مناطق روستایی و شهرهای کوچک فرآیند مهاجرت را تشدید کرد و حاشیه نشینی پدیدار گشت و به این ترتیب یکی از بارزترین نمودهای مهاجرت در ایران مانند بسیاری از کشورهای درحال توسعه شکل گرفت.
در فرهنگ شهر و شهرنشینی ، حاشیه نشینی تا حدود زیادی مترادف با مفاهیمی چون زاغه نشینی و آلونک نشینی به کار برده شده است. از لحاظ فرهنگی ، انزوا طلبی، احساس غریبه بودن و بیگانگی ؛ از لحاظ روانی، پریشانی و تقدیرگرایی؛ از لحاظ اقتصادی، فقر، اشتغال در بخش غیر رسمی ، بی ثباتی شغلی؛ از لحاظ بهداشتی، فقدان یا نارسایی سیستم خدمات بهداشتی- درمانی ، آب شرب و از لحاظ اجتماعی هویت قومی ، پایبندی به سنت ها و ارزش ها ، خانواده گسترده و فقدان تخصص، بی سوادی و کم سوادی ، درآمد پایین و به خصوص فرهنگ مستقل حاشیه نشینی از ویژگی های اجتماعات حاشیه نشینان است که در مناطق مختلف دیده می شود.
سراب زندگی خوش شهری
وضعیت موجود در مناطق شهری در کشورهای آسیایی همیشه به آن خوبی که خیلی از مردم فکر میکنند نیست این امر مخصوصا در مورد اقشار فقیرتر صدق می نماید.اکثر در مردم ما هنوز در مناطق روستایی زندگی میکنند.چون مردم از مناطق روستایی به این شهرها می آیند آنها را با مسئله جمعیت بیش از اندازهمواجه می سازند. شرایط زندگی در این شهرها برای کسانی که به آنجا می آیند دشوارتر می گردد.یافتن شغل مناسب در این شهرها مشکل می شود و مردم مجبورند هر کاری که به دستشان می رسد انجام دهند چنین کارهایی معمولا مزد کمی دارند. بسیاری به کارهای موقت مشغولند و درآمد ثابتی ندارند. بعضی حتی مدت زیادی بیکار می مانند و زندگی خود را از طریق جلب شفقت دیگرانمی گذرانند.برای افراد بیکار زندگی در شهر مشکلتر از روستا است.علاوه بر مسئله شغل یافتن سرپناه برای افراد کم درآمد در مناطق شهری مشکلی جدی است.فقرا مجبورند در حلبی آبادهایی زندگی کنند که در محله های کثیف و پست شهر قرار دارد. این محله هااز نظر جغرافیایی پست تر از مناطق دیگر بوده، عموما در معرض سیلاب اند یا محل عبور خطوط راه آهنو کانالهای فاضلاب و یا نزدیک محل تخلیه زباله می باشند. این خانه ها چنانچه بتوان آنها را خانه نامیدبوسیله ثروتمندان شهری که کنترل اینگونه مناطق را به دست دارند ایجاد میگردد.اینگونه ساختمانها معمولا غیر قانونی بنا می شود و ساکنین ان نه تنها باید اجاره بپردازند بلکه باید مدامبا وحشت حمله مامورین شهرداری یا ایادی باج بگیران روبرو باشند.
زندگی در این زاغه ها و حلبی آبادها حتی در مقایسه با زندگی اقشار فقیر روستایی نیز اسفناکتر است.تسهیلات جمع آوری زباله و سیستم فاضلاب در این مناطق وجود ندارد. اگر منبع آب و عرضه آن وجود داشته باشد اغلب کاملا ناکافی است. تراکم جمعیت شرایط محیطی زندگی را به غایت غیر بهداشتی کرده و مردم، مخصوصا کودکان د رمعرض آلودگی و بیماری قرار دارند .بیشتر کسانی که سرشار از آرزوهای بزرگ رو به شهر می آورند مجبور حواهند شد در چنین شرایط مشکلی زندگی کنند.تلاشهای چندی در جهت بهبود شرایط زندگی این افراد از طرف دولت انجام گرفته اما کافی نمی باشد.هرچه پول بیشتر صرف توسعه شهری شود افراد بیشتری از روستا به شهر مهاجرت نموده و وضعیتهم مناطق شهری و هم مناطق روستایی روز به روز برای مردم فقیر بدتر می گردد.با توجه به شرایط موجود در اغلب کشورهای آسیایی آنها پی برده اند که راه حل مشکلات روستاییان در شهرها نیست بلکه در خود روستاهاست.
مرگبرنامه ریزی در شهر تهران
تهران امروز، بدل به شهری بی دروازه و حصار، بی قانون و ناامن، پرآشوب و پرتنش شده است، و تعیین ضوابط فروش تراکم و افزایش جرایم رانندگی نه آنکه راهی برای حل مشکلات شهر تهران نیست، بلکه تنها دغدغه های نظام دیوان سالار و اقتدارگرای مدیریت شهری است. در آستانه قرن بیست و یکم و دغدغه های چالش جهانی شدن، تردیدی نیست که بیش از این نمی توان بر کلان شهری ده میلیونی در دنیای مدرن، حصار و دروازه و بارو و نگهبان گذاشت، که اینها از ویژگی های شهرهای قرون وسطا بود تا دیگران به شهر وارد نشوند. آیا هنوز می توان در کلان شهر تهران کسی را در زمره دیگران شمرد؟ تعیین محدوده شهر نیز سخن گزافه ای بیش نیست، چنان که رشد حاشیه ای شهرهای ایرانی در فراسوی محدوده های تعیین شده طی چهار دهه رشد مهاجرت و شتاب شهرنشینی، طومار این خرافه اراده گرایانه را نیز درهم پیچیده است. شهر تهران در آستانه قرن بیست و یکم، دوره ای پرآشوب و پرتنش را طی می کند. شهری که طی پنج سال، و کمی بیش از یک دوره پرتنش و ناکارآمد از روی کار آمدن اولین شورای شهر، پنج شهردار به خود دیده است که نشان از ساختار سیاست زده مدیریت شهری دارد. شهری که از زمان اعلام خودکفایی شهرداری ها از سوی دولت درسال ۱۳۶۵ تاکنون، فاقد یک نظام مالی کارآمد و ساخت یافته برای مدیریت منابع مالی در شهر بوده است. ۴۵ سال از تاریخ تهیه اولین طرح جامع شهر تهران می گذرد، و بیش از پانزده سال پیش عمر افق زمانی آن به سر آمد، در حالی که چندان آثار متحقق شده ای را در پی نداشت.
آیا طرح جامع و تفصیلی، با وجود منسوخ و ناکارآمد شدن دیدگاه های کلاسیک و ساختارگرا در تهیه طرح های جامع و تفصیلی، همچنان درصدد تعیین محدوده شهر و ضابطه تراکم خواهد بود؟ این سئوالی است که باید به روشنی و درستی از سوی شهرداری و مشاوران دست اندرکار تهیه طرح توسعه آتی تهران و بدون هیچ ابهامی به آن پاسخ داده شود. شهرداری تهران در پی پنج سال چالش هاش نظری و فنی بین جامعه مشاوران، وزارت مسکن و شهرسازی، و معاونت شهرسازی و معماری شهرداری تهران، در آخرین روزهای سال ۱۳۸۰ و با روی کار آمدن ملک مدنی، قراردادی را به منظور شناخت مسائل و مشکلات مناطق بیست و یک گانه شهری تهران و با هدف دستیابی به شرح دقیق خدمات تهیه طرح توسعه آتی شهر تهران، و ۲۱ شرکت مهندسی مشاور، طی توافقی جمعی مبنی بر همکاری نزدیک آنان در یک کمیته مشترک برای یک افق زمانی شش ماهه به امضا رساند، که گویا حاصل آن باید تحولی اساسی در نظام تدوین طرح توسعه آتی شهر تهران می بود. طرحی که افق زمانی شش ماهه را پیش رو داشت و اکنون بیش از چهارده ماه از پایان افق زمانی آن گذشته است و گویا باید طی این مدت عمده مسایل و مشکلات شهر تهران به طور اساسی از سوی بیست و یک مشاور طرف قرارداد شهرداری شناخته شده باشد. خالی از فایده نخواهد بود اگر مشاوران بیست و یک گانه شهرداری، اکنون عناوین باورهای خود را در این زمینه آشکار کنند. این که آیا خود بدین باور رسیده اند؟
مشاوران بیست و یک گانه تا کجا به این باور رسیده اند و یا آن را طرح و عنوان کرده و یا شناخته اند، که شاید و تنها شاید، یکی از اصلی ترین مشکلات شهر تهران، وضعیت مدیریت شهر تهران، یعنی خود شهرداری تهران باشد؟ ساختار فرسوده و ناکارآمد و از پیش به میراث رسیده شهرداری تهران، که پیش از انقلاب نیز تنها با اتکای بر اهرم های قدرت متمرکز و دیوان سالار، شهر را اداره می کرد و در همان زمان نیز روشن نبود که در افق زمانی طرح جامع تهران قادر به حل مشکلات شهر تهران باشد. ساختاری که خود در همان زمان از هماهنگی با «شورای عالی نظارت بر گسترش شهر تهران»، که به عنوان نهادی مستقل و با هدف کنترل و انطباق شاخص های اولین طرح جامع مصوب نیمه دوم دهه چهل شهر تهران ایجاد شده بود ناتوان ماند و بالاخره آن را ابتر کرد. آیا میراث فروریخته چنان ساختار ناکارآمدی، که هنوز به طور عمده دست نخورده باقی مانده است، بیش از این قادر خواهد بود که یک شهر ده میلیونی را در آستانه جهانی شدن اداره و راهبری کند. شاید مشکل اصلی همان ساختار فرسوده و ناکارآمد مدیریت شهری باشد، که در راستای اصل ۱۳۶ برنامه سوم توسعه، مبنی بر واگذاری تصدی های بخشی دولت در شهرها به شهرداری ها هیچ توفیقی نداشته است و همچنان در تارعنکبوتی مدیریت جزیره ای، در غرقاب مشکل تراکم فروشی و گره ترافیک دست و پا می زند. ساختار مدیریتی شهر تهران، نیازمند مهندسی مجدد تشکیلاتی و مالی است. ساختار مدیریتی شهر تهران، نیازمند ایجاد نهادهایی است که قادر به رسیدگی به پاسخگویی به حل مسائل و مشکلات آتی مگاپولیس تهران باشند، که در آینده ای نه چندان دور، تمامی باورهای اقتدارگرایانه محدوده نهادن بر شهر را تا دماوند و کرج در می نوردند.
نوشته شده توسط علی کامل
رشد شهر نشینی و صنعتی شدن جوامع شهری و فرهنگ جامعه را به سرعت از اعتقادها وآداب و سنن دور کرد و تمایل به زندگی امروزی و استفاده از رفاه و ارزشهای مادی به نوعی ارزش اجتماعی تبدیل شد به گونه ای که رشد تجملات و تزئینات در سیمای شهر وخانه ها از همیشه نمایان تر شد و جامعه ها را از پایبندی به یکدیگر و مناسبات خانوادگی وخویشاوندی دور کرد .
در جوامع سنتی و روابط اجتماعی به هم پیوسته بود و باور های مشترک و مشخصی وجودداشت و افراد همدیگر را می شناختند و اعتماد میان افراد بیشتر بود و روابط اجتماعی براساس آشنایی های دراز مدت و دوستی و مناسبات فامیلی و خانوادگی استوار و پایدار بود .
ولی جوامع بزرگ شهری امروز به خاطر وجود شرایطی خاص ، فرصتی برای شناختن افرادنگذاشته است . افراد به جای خانه و محیط زندگی در محیط کار با افراد بسیاری روابطبرقرار می کنند و اما به دلیل شغلهای متفاوت و موقعیت اجتماعی افراد و روابط با روابطسنتی متفاوت است که در این ارتباط بیشتر به جای وجود علایق و احساسات ، غلبه باموقعیت اجتماعی افراد است …
رشد شهر نشینی و صنعتی شدن جوامع شهری و فرهنگ جامعه را به سرعت از اعتقادها وآداب و سنن دور کرد و تمایل به زندگی امروزی و استفاده از رفاه و ارزشهای مادی به نوعی ارزش اجتماعی تبدیل شد به گونه ای که رشد تجملات و تزئینات در سیمای شهر وخانه ها از همیشه نمایان تر شد و جامعه ها را از پایبندی به یکدیگر و مناسبات خانوادگی وخویشاوندی دور کرد .
در جوامع سنتی و روابط اجتماعی به هم پیوسته بود و باور های مشترک و مشخصی وجودداشت و افراد همدیگر را می شناختند و اعتماد میان افراد بیشتر بود و روابط اجتماعی براساس آشنایی های دراز مدت و دوستی و مناسبات فامیلی و خانوادگی استوار و پایدار بود .
ولی جوامع بزرگ شهری امروز به خاطر وجود شرایطی خاص ، فرصتی برای شناختن افرادنگذاشته است . افراد به جای خانه و محیط زندگی در محیط کار با افراد بسیاری روابطبرقرار می کنند و اما به دلیل شغلهای متفاوت و موقعیت اجتماعی افراد و روابط با روابطسنتی متفاوت است که در این ارتباط بیشتر به جای وجود علایق و احساسات ، غلبه باموقعیت اجتماعی افراد است .
در شهر های بزرگ تحرک اجتماعی و تغییر پایگاه طبقاتی به راحتی صورت می گیرد و ضمنآنکه نامتجانس بودن فرهنگ شهری بیشتر مواقع ، سازمان شکنی اجتماعی و تغییر ساختارسنتی را به همراه دارد . این موضوع بیشتر ناشی از تراکم بالای جمعیت و وجود فرهنگ هایگوناگون و رنگ باختن برخی از آنها و اختلاط با هویت شهری و گسترش منطقه های حاشیهنشین و در نتیجه ایجاد فاصله میان قشرهای مختلف در این جوامع است . امروزه شهرهابیگانگی را در انسان ها تقویت می کنند و احساس تنهایی و جدایی و تمایل به تنهایی را درمیان طبقات مختلف جامعه رشد می دهند .
وجود معضل های بزرگ شهری مانند ترافیک های سنگین و گسترده و بیکاری و کمبود و یاگرانی مسکن و گسترش جرم و جنایت و آلودگی های زیست محیطی و فرهنگی علاوه برگسترش زمینه های بی اعتمادی میان انسانها این احساس را در شهرنشینان ایجاد می کند کهشاید مسئولان شهری قادر به اداره شهر نیستند و این امر در پاره ای مواقع میل به قانونگریزی را در جامعه دامن می زند و جلوگیری از این کار نیازمند برنامه ریزی های فرهنگیو ایجاد بستر فعالیت های سالم و سازگار از سوی مدیران و مسئولان است .
مدیریت فرهنگی نیاز ضروری
در این چند سال افزایش جمعیت و گسترش ترافیک و آلودگی های زیست محیطیو
کمبود و گرانی مسکن ذهن بسیاری از برنامه ریزان شهری و مدیران اجرایی شهر را بیشاز پیش به خود مشغول کرده بود و جلسه های بسیاری هم برای حل آنها تشکیل شده ومی شود , ولی همه اینها بیشتر با فیزیک و ظاهر شهرها در ارتباط است و ضمن اینکههنوز پاسخ منطقی و مناسب برای این مسائل پیشنهاد نشده است ولی آنچه فراموش شدهنیازهای فرهنگی و رسیدگی به آرمان ها و خواست های درونی جامعه است .
هر شهری در کنار ساخت فضاها و کالبد شهر و نیازمند برقراری روابط معقول بین محیط طبیعی و فیزیکی با وضع اجتماعی و فرهنگی است . به طور معمول در کلانشهر ها وشهر های بزرگ , ریشه بسیاری از بحران های بزرگ و زنجیره ای را باید در ضعف فرهنگ بومی و محله ای دنبال کرد .
در شهر هایی که زندگی ماشینی و روابط مجازی غربی , فروشگاههای بزرگ , مراکزفروش دور از منزل و نبود یا کمبود فضاها و عرصه های عمومی در محدوده محله ها ونواحی , منجر به از بین رفتن روابط محله ای و منطقه ای شده است , خصوصی شدناوقات فراقت , گذراندن زمان زیاد در منزل , کاهش ارتباط میان همسایگان , نبود زمانو فرصت کافی برای تخلیه فشارهای ناشی از مشکلات زندگی روزانه و مانند اینهاگسترش یافته و بر ایجاد و تشدید بحران های شهری موثر واقع شده است .
ضمن آنکه بی توجهی و آگاهی نداشتن حکومت های محلی یا همان شهرداری ها به
مسائل اجتماعی و فرهنگی روز زمینه را برای افزایش این بحران ها ونابسامانیهای
شهری هموار کرده است . این امر دلیل محکمی بر نیاز ضروری شهر ها بهمدیریتکامل و جامع شهری در همه مسائل بویژه مسائل فرهنگی و اجتماعی است .
فقر فضاهای فرهنگی در شهر ها
هر چند وظایف شهرداری ها برای ما بیشتر در ظاهر شهر ها خلاصه و نمود داشته است ,اما وظایف دیگری هم بر عهده شهرداری ها قرار دارد و حمایت از نهاد های متولیفعالیت های هنری , سرگرم کننده , تفریحات جمعی , شهری و نظایر آنها ، حمایت وتقویت فعالیت های فرهنگی و اجتماعی از آن جمله است .
در طول سه چهار سال گذشته توجهاتی به خرده فرهنگ های موجود در شهر بویژه درمحله ها شده است , اما باید گفت که بی توجهی به این خرده فرهنگ ها و تلاش نکردنبرای بالابردن کیفیت شاخص های فرهنگی موجب شده برنامه های فرهنگی به نتیجه نرسد. در کنار همه این موارد وقتی فضاهای فرهنگی ایجاد می شود توجه به دو نکته ضروری است :
۱- شرایط جغرافیایی و بومی محله
۲- توجه به نیاز منطقه با در نظر گرفتن استاندارد های موجود
اصلاح فرهنگ شهری راه حل بحران ها
برنامه ریزی شهرها نیازمند ایجاد هماهنگی میان دستگاههای تصمیم گیرنده در حوزه فرهنگی و اجتماعی است یعنی شهرداری ها , وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی , وزارت مسکن و شهرسازی , صدا و سیما , سازمان میراث فرهنگی , سازمان تربیت بدنی وبرخی دیگر از دستگاهها که هر کدام به گونه ای دارای تجربیاتی در برنامه های فرهنگی , اجتماعی و تفریحی هستند . البته لازمه حل مسائل شهری و بحران ها اصلاح رفتار شهروندان و وجود فرهنگ مناسب شهرنشینی است.دو مقوله ای که پایه و اساس پایداری و دوام هر شهر است .
فرهنگ در اینجا شامل موضوع های اجتماعی , هنری , ورزش همگانی , محیط زیست ,محصولات فرهنگی , صوتی تصویری و خدمات آموزشی است . در چارچوب این حرکت , ایجاد تعادل , تناسب و هماهنگی در برنامه ریزی های کلان شهری ضروری است و همه اجزای شهر باید با در نظر گرفتن نقش فرهنگ در مناسبت های اجتماعی شهر , تاسیسات شهری , نظام حمل و نقل و کالبد شهر و کاربری های شهری سعی کنند تعادل لازم را بوجود آورند .
تبیین و تعیین مبانی فرهنگ شهر نشینی برای همه مردم بویژه قشر جوان و نوجوان ,برقراری زمینه مناسب برای رشد و اعتلای این فرهنگ و ارتقا و اصلاح فرهنگ همگانی با تکیه بر مساجد و محله های شهر – که پایگاه اصلی فعالیت های فرهنگی و آموزشیشهری است – گامی موثر در دستیابی به شهر فرهنگی است .
البته ناگفته نماند ایجاد توسعه فضاهای فرهنگی مانند فرهنگسراها , خانه های فرهنگ ,کتابخانه های عمومی و تخصصی , نگار خانه ها , موزه ها و بنا های فرهنگی به فراخورجمعیت محله ها و منطقه های شهری در حوزه فعالیت ها و برنامه های شهرداری هاست .
فقر فرهنگ شهر نشینی
سالهاست که مسائل و مشکلات شهر و شهر نشینی از دغدغه های اساسی مدیریت شهری ، کارشناسان و طراحان شهری بوده و همچنان نیز از محور های اساسی طراحی شهری برطرف کردن این معضلات است.
زیبایی شهر ها ، هماهنگی اجزای تشکیل دهنده آن ، کارایی مناسب آنها، امکان استفاده شهروندان از عناصر شهری از بعد منظر ، رفاه و کارایی از مهمترین عوامل شهری است.راحتی و آسایش شهروندان در شهر تهران که حاصل سالها رشد و نمودر مسیر نا موزون ،بدون توجه به روابط منطقی بین اجزای آن است به دلیل اینکه خطرات ایجاد شده در آن بیش از امنیت آن است میسر نمیشود.
البته در سالهای اخیر سعی شده است تا این تعادل بیشتر به سمت آسایش و امنیت سوق پیدا کند، که نتیجه نتایج پایدار و گسترده ای به دنبال نداشته است، از این رو در این کلاف تو در تو و سردر گم باید سعی کرد از زاویه دیگری به مسئله نگاه کرد.
ما اکنون شهری داریم با مسائل و مشکلات بسیار که چه بخواهیم و چه نخواهیم در آن باید زندگی کنیم در واقع ما وارث معضلاتی هستیم که خود بر خود تحمیل نموده ایم و گریزی از آن نیست. و تنها با همکاری و همیاری و تعاون و تعامل باید سعی در اصلاح ان داشته باشیم و در واقع باری بیش از آنچه هست برآن میفزاییم.
در تمام این مسائل جای خالی موضوعی که خود را در پس واژه فرهنگ شهر نشینی پنهان کرده ، به خوبی احساس میشود.
کمبود مسیر های پیاده ، کمبود عرض ناهموار ی کلی معابر( سواره و پیاده)، عدم روشنایی مسیر ها … معلولین و سالمندان که نمیدانم به کدامین گناه نکرده جز کلمات نادیده یا بهتر بگویم فراموش شده واژه ی شهر هستند … و هزاران مسئله دیگر نگفته ، که به این موضوع ارتباط مستقیم دارد ، از جمله این مسائل است ، از سوی دیگر میدانیم که ترمیم و اصلاح کمبود ها و نواقص اشاره شده ، هزینه هایی به دنبال دارد که باید متحمل شد و پرداخت شود که از آن گریزی نیست.
عبور از عرض خیابانها باید تنها از تقاطع ها و محل خط کشی عابر پیاده صورت بگیرد و عبور از بزرگراهها نیز به طور کلی غیر قانونی است و مخاطره آمیز.لذا استفاده از زیر گذر و رو گذر به طور اکید و جدی لازم است. در کشور ما و به خصوص در کلان شهر ها کم توجهی به قوانین و مقررات شهری از سوی شهروندان کاملا عادی شده و علیرغم صرف هزینه های بسیار برای تبلیغ در خصوص آموزش همگانی ، از سوی نیروهای انتظامی، راهنمایی و رانندگی و رسانه های جمعی همچنان رعایت نمیشود.
با نگاهی به عملکرد شهرداری ها و هزینه های صرف شده جهت جلوگیری از تخلف شهروندان ( پیاده و سواره) به این اصل می رسیم که چنانچه فرهنگ شهرنشینی و شهروندی خود را با تمام مشکلات شهری موجود بالا برده و تقویت کنیم، قادر خواهیم بود تا این مبالغ هنگفت را در جای خود هزینه کنیم تا معضلات موجود به حداقل خود برسد و شاهد شهری زیبا و عاری از آهن کشی و بتن کاری های معابر و غول سیمانی حاکم بر شهر باشیم.
hamkelasy . com
نوشته شده توسط مریم
نوشته شده توسط محسن سورگی
معرفی چند سایت علمی مربوط به رشته شهرسازی
یکی از دوستان در خواست معرفی سایتهای شهرسازی را کرده بودند :
این سایت ها را در اختیار دیگران نیز قرار دادیم تا همگان استفاده کنند.
باتشکر
Hamkelasy TM
Urban Design Alliance
udal.org.uk
Civic Trust
نوشته شده توسط مریم
جایگاه طراحی شهری در طرحهای توسعه شهری
شهر مقوله پیچیدهای است که حل مشکلات آن همکاری و همفکری تمامی رشتهها و تخصصهای مربوط بهآن را میطلبد.
نه میتوان صرفاً مسایل فنی آن را مدنظر قرار داد و نه میتوان فقط به مسایل زیباشناختی آن توجه کرد. هر رشته و تخصصی فقط میتواند گوشهای از واقعیت موجود را آشکار کند و راه حل مورد نیاز را پیشنهاد دهد. عدم شناسایی، تمامی جوانب و ابعاد یک شهر و عدم هماهنگی میان پیشنهادهای بخشی تخصصیهای مختلف، نه فقط جامعیت طرح را زیر سوال میبرد، بلکه میتواند برای آینده شهر نیز فاجعهآمیز باشد.
دانش طرحی شهری نیز از جمله تخصصهایی است که از دیدگاه خودبه شهر و مسایل آن میپردازد. این رشته بایستی به عنوان یک تخصص مکمل فعالیتهای دیگر برنامهریزی شود و توسط بخشهای تخصصی دیگر تکمیل گردد.
لذا دانش طراحی شهری امروز، فعالیت تخصصی خود را در فرآیندی فرارشتهای تعقیب و تثبیت میکند.
داعیه نقش هماهنگ کننده و رهبر ارکستر برای طراحی شهری به همان اندازه انحرافی است که کتمان و انکار نقش موثری که این رشته در ارتقا کیفیت محیط شهری دارد. نه وجود طرحهایی بنام «طراحی شهر» شاهدی برای داعیه اول است و نه نبرد فصلی مستقل در طرحهای جامع امروزی اروپا و آمریکا دلیل بربیاهمیت بودن مسایل کیفی است.
یکی از مهمترین پرسشها در بررسیهای تحقیقی این است که مباحث کیفی و دانش طراحی شهری چگونه خود را در طرحهای شهری متبلور کردهاند؟ آیا همیشه به عنوان بخش مستقلی مطرح شدهاند یا خیر؟
در بررسی محتوای طرحهای در دسترس، دو گروه مشاهده میشوند؟
۱- گروهی که فصل مجزایی به نام طراحی شهری را در کنار بقیه بخشها دارند (مونیخ و سانفرانسیسکو)
۲- گروهی که دارای فصل مستقلی به نام طراحی شهری نبودند، بلکه مباحث کیفی مطروحه در طراحی شهری را علاوه بربخش اهداف و چشمانداز، در لابهلای بخشهای دیگر مطرح کردهاند. مانند سیاتل، بریستول، گلاسکو و…
گروه اول بیشتر شامل طرحهایی میشود که در سالهای ۷۰و ۸۰ میلادی تهیه شدهاند، در صورتی که غالب طرحهای گروه دوم به سالهای ۹۰ و بعد از آن تعلق میگیرد. در واقع به نظر میرسد که یک سیر تکوینی در برنامهریزی شهری اروپا و آمریکا به وقوع پیوسته است.
طرحهای شهری تا دهه ۶۰ میلادی، با دیدگاهی عملکرد گرایانه و راسیونالیستی تهیه میشدند. نتایج بررسی این طرحها نشان میدهد که هر چند توجه به عملکرد امری لازم است ولی به دلیل بیتوجهی به تاثیرات غیرمستقیم و عاطفی این تصمیمات برشهروندان ناکافی است.
تفکر حاکم برکارشناسان و برنامهریزان تهیهکننده طرح برنامه اروپا و آمریکا نیز دیدگاهی عملکرد گرایانه، مدرنیستی و پوزیتیویستی بود، لذا چنین تفکری عملاً نمیتوانست مسایل کیفی شهر را راساً مورد بررسی قرار دهد.
نارضایتی عمومی و انتقاد شدید افرادی مانند «جاکوبس» (Jacobs) در آمریکا، «میچرلیچ» (Mitscherlich) در آلمان بیانگر این امر است. آنها عنوان میکردند که این طرح، بایستی مباحث کیفی محیط را پیگیری نماید و متولی حل معضلات کیفی شهر شود. (یعنی کاربرد دانش طراحی شهری در تهیه طرحها) به همین دلیل در دهه ۷۰و ۸۰ با گروهی از طرحها روبهرو هستیم که به مباحث طراحی شهری به عنوان طرحهای جبرانی پرداختهاند و در طرحهای توسعه شهری خود به مطالعات کیفی محیط تاکید ورزیدهاند.
در طرحهای این دوره، مبحث طراحی شهری یا به صورت مستقل در کنار سایر بخشها با عنوان «بخش طراحی شهری»
(Urban Design Element) مطرح میشد و یا در مواردی که طرح جامع یا ساختاری شهری به تازگی تهیه و تصویب شده بود، به عنوان طرح جبرانی مورد مطالعه قرار گرفت و مکمل طرحهای مصوب به کار گرفته میشد. (طرحهای جامع سانفرانسیسکو، لندن و …).
همزمان با این طرحها، طرحهایی نیز مطالعه و تهیه شدند که به منظور ارتقا کیفی فضاهای شهری و ساماندهی بافتها تعریف و تهیه شدند. تعدادی از این طرحها به «پروژه های طراحی شهری» و یا «طراحی فضاهای شهری» معروف شدند. که تهیهاین طرحها برای جبران کیفیتهای از دست رفته است و در ایران تهیه این قبیل طرحها چند سالی است که رواج یافته و باعث این سوءتفاهم شده است که وظیفه دانش طراحی شهری صرفاً تهیه اینگونه طرحهاست.
ویژگی این طرحها عبارتند از:
۱- در سطحی محدودتر از کل شهر مورد مطالعه قرار میگیرند و تهیه میشوند.
۲- پروژههایی جبرانی برای موضعی خاص هستند.
۳- میزان پیچیدگی و جامعیت این طرحها بسیار کمتر از طرحهای توسعه شهری است و با چشم اندازی کوتاه تا میان مدت تهیه میشوند.
این پروژهها ماهیتاً با نقش دانش طراحی شهری در نظام برنامهریزی توسعه شهرها تفاوت دارند، ولی از اواخر دهه ۸۰ با گروه دیگری از طرحها مواجه هستیم که عنصر طراحی شهری به عنوان فصلی مستقل در آن دیده نمیشود. این موضوع به معنای تنزل اهمیت دانش طراحی شهری، یا حذف طراحی شهری نیست. بلکه بالعکس مباحث کیفی و موضوعاتی که توسط طراحی شهری مطرح میشود. خود را چنان بسط داده و باعث تغییر ذهنیت کارشناسان فنی و برنامهریزان امروز اروپایی و آمریکایی شده است که این مباحث را هر کارشناسی در بخش تخصصی خود مدنظر قرار میدهد.
امروزه نه فقط طراحان و برنامهریزان بلکه حقوقدانان، مهندسان، متخصصان اقتصادی و اجتماعی و مدیران شهری اروپا و آمریکا نیز به تاثیر نقش تصمیمات خود برکیفیت محیط شهریشان پیبردهاند.
سه موضوع در این چند دهه باعث این تغییر رویکرد شده است:
۱- تجربیاتی که از مطالعه محتوای فصلهای مستقل طراحی شهری و مباحث مطروحه این رشته در طرحهای توسعه، ساختاری و جامع به دست آمده است.
۲- تجربیاتی که از همکاری برنامهریزان، مهندسان ترافیک و سایر رشتهها در پروژههای ساماندهی بافتهای قدیم، میانی، پروژههای طراحی شهری و مطالعات یا پروژههای طراحی فضاهای شهری کسب کردهاند.
۳- تجربیاتی که از تحقیقات، مطالعات و طرحهای جامع بخشی (یا موضوعی) مانند (ترافیک، کاربری اراضی، محیطزیست و غیره) به دست آمده است.
در برخورد با «طراحی شهری» گروهی معتقدند که این طرحها فعالیتی فرا رشتهای هستند و صرفاً نقش پردازش مسایل کیفی شهری را به عهده ندارند و براین اساس لازم است که در تهیه این طرحها عمدتاً به نقش و ارزش فرارشتهای آنها توجه نشان داده شود.
به هر حال، این نیز نوعی دیدگاه در مورد طراحی شهری است، اما در تبیین صحت و سقم آن باید دیدگاههای دیگر را نیز شناخت و از برآیند آنها به نتیجه لازم دست یافت.
hamkelasy . com