کتاب مقاله بیماری آرایش

ده خصلت خانم ها

ده خصلت خانم ها :

      

  آقایـون خـانم ها را دوست دارند. قیافه، بو، طرز راه رفتن وصـحبـت کردن تـنـها چـنـد نـمـونـه از دلایـلی هسـتـــند کهآقایون فــکر میـکنند خانم ها موجوداتی آسمانی هستند.در حـالیکه زنـدگی بدون وجود اونها غیر ممکنه اما مطمئنا باهاشون هم نمی تونیم زندگی کنیم. عـلــت این که چرا نمی تونیم باهاشون زندگی کنیم تاحدود بسیار زیادی به این مطلب بر میگرده کــه اونها کامل و بی عـیـب نیـــستند.  من از روی تحلیل های بسیار زیاد۱۰ نمـونــه از کارهای خانم ها رو کشف کردم که آقایون رو واقـعا کفری می کـنـــه و باعث میشه که مردها به سر حد جنون برسند.

 

شماره ۱

  خانم ها وانمود می کنند که پاک و معصوم هستند چیزی که در تعداد بسیار زیادی از خانم ها دیده می شود این است که قصد دارند تا وانمود کنند در زیر یک نور الهی هستند و همیشه از شما خیلی پاک تر هستند. هیچ وقت حاضر نیستند تا اعتراف کنند که به خیابان گردی می روند و تعداد دوست پسرهایشان از ۵ نفر هم بیشتر است. البته آن دسته از خانمهایی که واقعا پاک و معصوم می باشند قابل تحسین هستند اما بقیه باید از سرپوش گذاشتن روی کارهایشان دست بردارند. این حق مسلم خانم هاست که به اندازه آقایون سرگرمی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند و نهایتا هم مردی را برای زندگی آینده خود پیدا کنند که قادر به درک تمام این موارد باشد.

 

شماره ۲

  از سایر خانم ها انتقاد می کنند  برای چه هیچ خانمی نمی تواند از خانم دیگر تعریف کند؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم های دیگر ایراد بگیرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا… تنها یک خانم می تواند تشخیص دهد که کفش خانم دیگری با کیفش ست نیست و با همین مطلب می تواند او را به خاک سیاه بنشاند.   البته عده بسیار معدودی از خانم ها می توانند جذابیت خانم های دیگر را بپذیرند (و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعوت کنند) اما بسیاری از آنها دوست ندارند

همسرانشان جذب زیبایی و محبوبیت خانم های دیگر شوند. اما با وجود تمام این حرف ها آقایون به طور ناخودآگاه خانم های زیبا و جذاب را خواهند دید.

 

شماره ۳

  حسودی  می کنند .بیشتر اوقات تنها اشاره به اسم یک خانم دیگر می تواند برای شما مرگ را به همراه داشته باشد. حال تصور کنید چگونه می خواهید در جنگی که به دلیل رفتن شما به کلاب رقص شبانه به وجود آمده آست پیروز شوید

 

شماره ۴

 

  خود را نیازمند نشان می دهند بعضی از خانمها همیشه چند خط مشی بسیارسری را دنبال می کنند. آنها از همسرانشان انتظار دارند که تمام توجهشان را به آنها معطوف کنند، آنها را تر و خشک کنند و به آنها بگویند که تا چه حد وجودشان استثنایی و ویژه است. آنها می خواهند مردها را به یک

صندوقچه احساسات تبدیل کنند و از آنها انتظار پشتیبانی اخلاقی، ذهنی و عاطفی دارند.در این قسمت یک تضاد جدی بین آن دسته از خانم ها که ذکر شد و دسته دیگری که به بیرون از خانه رفته، کار می کنند و خود را مستقل نشان می دهند وجود دارد. دسته دوم جزء گروهی هستند که هنگام عاشقی واقعا متزلزل می شوند. البته شاید دانستن این مطلب برای شما خالی از لطف هم نباشد که آقایون خانم های سرسخت را ترجیح می دهند زیرا حداقل در این حالت می توانند اندکی آرامش ذهنی خود را حفظ کنند.

 

شماره ۵

 

رمزی صحبت میکنندجمله قدیمی " نظر تو چیه؟" یکی از مثال هایی است که خانم ها برای تست کردن احساسات و روحیات آقایون به کار می برند. آنها می خواهند به این طریق متوجه احساسات واقعی مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال می کنند و بر اساس طرز تفکر

آنها ما باید پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهیم در غیر این صورت جزئی از روح آنها به شمار نخواهیم رفت و به عبارتی نیمه گمشده آنها نخواهیم بود.   می توانید این منظره رقت آور را تصور کنید: مردی که آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب می گردد ولی هیچ چیز به ذهنش نمی رسد، همسرش دست به کمر در جلوی او ایستاده و از فاصله نسبتا زیادی به او خیره شده و و پای خود را مرتبا به زمین می زند. آقایون عزیز هیچ راه فراری جز ارائه جواب ندارید فقط باید امیدوار باشید که سرانجام کارتان به بیرون از خانه در کنار زباله ها کشیده نشود!

 

شماره ۶

 

تجاوز به حریم شخصی همه خانم ها این تمایل غریزی و نا خودآگاه را دارند که هر طور می خواهند با مردها رفتار می کنند و تمام وسایل شخصی آنها را مال خود می کنند.   به عنوان مثال هنگامیکه لباسی را دوست ندارند، به راحتی به خود اجازه می دهند که بر سر کشوی لباسهای ما رفته و آن را زیر و رو کنند تا چیزی را که مناسب حالشان است پیدا کنند و مثلا ژاکت جدید مورد علاقه ما را بر میدارند و می پوشند. حال تصور کنید که شما به متعلقات شخصی آنها نزدیک شوید و یا نه، فقط در مورد مدل مویشان نظر بدهید، آنچنان جهنمی برپا خواهد شد که شعله های آن همه جا را فرا می گیرد. بنابراین شما فکر نمی کنید که زندگی یک زمین بازی جوانمردانه است؟

 

شماره ۷

 

  بیش از اندازه احساساتی می شوندآنها به خاطر هر چیزی گریه می کنند: یک فیلم غم انگیز ( و یا حتی شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و … و بدتر از همه اینها زمانی است که از ما انتظار همدردی دارند، تنها کاری که باید انجام دهید سرو کله زدن با خانمی است که به شما چسبیده و گریه و زاری راه انداخته است.   البته منظور من این نیست که آقایون بی عاطفه هستند و هیچ گونه احساسی ندارند اما مشکل اینجاست که خانم ها بیش از اندازه "مامانی" هستند و متاسفانه بسیاری از آقایون کوچکترین نکته ای در مورد تسلی خاطر به خانم ها نمی دانند. البته این حقیقت که خانم ها اندکی ظریف و آسیب پذیر هستند نکته جالبی است زیرا شما به راحتی می توانید آنها را دلداری دهید تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمی خواهید سیلی از اشکهای او در خانه شما جاری شود؟

 

شماره ۸

 

آنقدر خرید  می کنند تا از حال بروند هنگامی که زمان خرید فرا می رسد در طول روز زمان کافی برای خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراکز خرید و تماشای ویترین مغازه ها گرفته تا خرج کردن تمام موجودی همسرانشان. آنها می توانند ساعت های طولانی را در پشت ویترین یک مغازه کفش فروشی صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و دیگر مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش آنهاست

فکر نکنند.   اما تا اینجا همه چیز قابل تحمل است فقط دعا کنید آنروز فرا نرسد که آنها تصمیم بگیرند تا شما را نیز به همراه خود ببرند. ما همراهشان می رویم از این مغازه به آن مغازه، سرگردانی های بی هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانیکه تمام جزئیات البته بجز برچسب قیمت مورد بررسی قرار گیرد.

 

شماره  9   

 

پیوسته صحبت می کنند متاسفانه "کریس راک" نیز این تجربه تلخ را داشته است. روزی در یک مصاحبه تلویزیونی یک سوال از خانمی پرسید که او برای ۴۵ دقیقه در مورد آن توضیح داد! بیشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگامیکه به آنها میدان دهید بدون توقف پیش خواهند رفت. البته تصور نکنید که گفته های آنها برای ما اهمیت ندارد ما فقط نمی خواهیم گزارش ثانیه به ثانیه تمام جزئیات را بدانیم.

 

  شماره ۱۰

از روابط جنسی به عنوان یک سلاح استفاده می کننددر جدال جنسی همه چیز بر سر کسی خراب می شود که شلوار بر تن دارد. اغلب خانمها برای نشان دادن برتری خود نسبت به مردها به آنها از موضع روابط جنسی حمله می کنند.   البته من به نوبه خود به کارگیری این روش موذیانه را تحسین می کنم ولی این واقعا منصفانه نیست که آنها از ابتدایی ترین نیازهای انسانی اینطور سوء استفاده کنند.   یاد بگیرید آنها را تحمل کنید اگر با کفایت و تدبیر کافی با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنید رفتارهای آزاردهنده آنها چندان هم غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد. تنها شانس شما این است که خود را با آنها وفق دهید شما هم رفتارهای رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را دارید، هیچ انسانی کامل نیست، و من فکر می کنم این مطلب تنها چیزی است که هم خانم ها و هم آقایون می توانند بر سر آن به توافق رسند.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۹ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • تـــن ‌کامه ‌سرایی در ادب پارسی (۵)

    تن ‌کامه ‌سرایی در ادب پارسی (۵)

    ماه منیر رحیمی

    در میان منابع فارسی، کار جدی تحقیقی در این باره کمتر انجام شده، اما دکتر سیروس شمیسا که کتاب شاهدبازی را نوشته و اکنون از سوی دولت ایران جزء کتاب‌های ممنوعه قلمداد شده است، و دکتر جلال خالقی مطلق، که نظراتش را در خلال چند مقاله مطرح کرده، از کوشاترین پژوهشگران در این زمینه‌ی مهم، اما تاریک‌مانده‌اند.

    خالقی مطلق در مقاله‌ای با عنوان «تن‌کامه‌سرایی در ادب فارسی»، چاپ شده در ایرانشناسی، سال هشتم، چشم‌اندازی از این موضوع به‌دست می‌دهد. او در تعریف اروس (Eros) می‌گوید: در اساطیر یونانی اروس پسر خدای جنگ و افرودیت (Aphrodite) بانو خدای عشق و زیبایی‌ست و خود او خدای عشق است. اروس به پیکر نوجوانی زیبا و بالدار تصور شده، با اندامی لخت، تاجی از گل سرخ بر سر، دارنده‌ی کمان و ترکش، خسته از زخم تیر و سوخته از آتش عشق، ولی آماده تا هر دم تیر ناپیدای عشق را به‌سوی خدایان و مردمان رها سازد.

    برابر اروس در اساطیر رومی «اَمور» است که پسر مارس خدای جنگ و ونوس ایزدبانوی عشق و زیبایی‌ست. در ادبیات فارسی بهرام یا مریخ، برابر "مارس" و ناهید یا زهره، برابر "ونوس" اند.

    دکتر خالقی می‌افزاید: امروزه از اروس، ایزد عشق، عشق، نه صرفاً عشق افلاطونی و معنوی و روحانی فهمیده می‌شود، نه صرفاً عشق جسمانی و ظاهری و مجازی، و نه صرفاً نظربازی و حس جمال، بلکه معنویت دادن به زیبایی تن و خواهش تن است؛ عشقی‌ست آمیخته با هم‌آغوشی و هم‌خوابگی و زیباشناسی. که خالقی مطلق در مجموع آن را به «تن‌کامه‌گی» یاد کرده است.

    اما در ادب فارسی بحثی از اروس نیست؛ آنچه عمدتاً دیده می‌شود، الفیه و شلفیه است که به‌نوعی با پورنوگرافی (pornography) مرادف دانسته می‌شود. خالقی در این باب می‌گوید: الفیه و شلفیه یعنی صرف توصیف و نمایش عمل جنسی که در گذشته برای طبقه‌ی اشراف تهیه، و پنهانی در گردش بود، در سربسته‌ترین جوامع نیز نفوذ خود را داشت. خالقی در تفاوت این دو می‌گوید: در حالیکه برای پیدایش تن‌کامه‌پردازی در ادبیات و هنر باید در جامعه در مناسبات مردم رویه‌ی آسان‌گیری و روش سازگاری و اخلاق مدارا (tolerance) رواج یافته باشد که خود بدون پیشرفت نسبی آزادی زنان، که منجر به آزادی معاشرت زن و مرد گردد، میسر نیست.

    دکتر خالقی مطلق درمقاله‌ی خود تحول شعر اروتیک را در ادب کلاسیک فارسی بررسی کرده، نمونه‌هایی نیز از انواع شعر فارسی در این مورد به‌دست می‌دهد. وی معتقد است در منظومه‌های عشقی زیباترین توصیف‌های تن‌کامه‌گی را در ویس و رامین می‌یابیم؛ دیگر ما زنی با این جوش و کوش عشق که در ویس است، در منظومه‌های عشقی فارسی نمی‌بینیم. زن در دیگر منظومه‌های عشقی ما چون الماسی‌ست درخشنده، ولی سرد و بی‌جنبش؛ فرشته‌ای‌ست زیبا، ولی در رگ‌های او به‌جای خون، برف جاری‌ست. بی‌گمان در میان این زنان، شیرین نظامی استثناست، هرچند در مقایسه با ویس، زنی پرده‌نشین است. ولی این صفت، بدان کیفیتی که نظامی در شیرین آفریده است، یک عفت تحمیلی نیست، بلکه میوه‌ی سرشت غرورآمیز شیرین است. خالقی ادامه می‌دهد: نظامی در هفت‌پیکر نیز، شیرین‌هایی در قالب‌های کوچکتری آفریده است که مهم‌ترین آنها فتنه است. ولی در کنار آنها زنانی نیز، که خداوند آنها را مثل هندوانه برای تمتع مرد آفریده، کم نیستند؛ یعنی نمونه‌هایی از زن مستوره‌ی محجوبه‌. در هرحال نظامی مانند گرگانی، استاد توصیف‌های تن‌کامه‌گی‌ست.

    دکتر خالقی می‌گوید: اما باز کنش تنها از سوی مرد است و از سوی زن واکنش. در حالیکه درست این دو سویه‌ی کوشنده‌گی درکار عشق است که در هنر تن‌کامه‌سرایی عنصری تهییج‌زاست.

    در شعر فارسی نسبت‌دادن عشقبازی نه تنها به جانوران که امری طبیعی‌ست، بلکه به گیاهان و حتا عناصر بیجان طبیعت، مثال‌های فراوان دارد. مثلاً فردوسی "روز و شب" را فراوان به مرد و زنی مانند کرده است که میان آنها رابطه‌ی عشقی و جنسی‌ست.

    در میان عناصر طبیعت به‌ویژه "نسیم" در شعر فارسی جای ویژه دارد و غالباً نماد جوانی زنباره و هوسران است که دمی از کامجویی آرام ندارد. از میان صدها بیت که در شعر فارسی بر سر این توصیف سروده شده‌اند، به بندی از مسمط بهاریه‌ی قاآنی بسنده می‌کنیم:
    نرمک نرمک نسیم زیر گلان می‌خزد / غبغب این می‌مکد، عارض آن می‌مزد / گیسوی این می‌کشد، گردن آن می‌گزد / گه به چمن می‌چمد، گه به سمن می‌وزد / گاه به شاخ درخت، گه به لب جویبار

    پس از گرگانی و نظامی بسیاری از سرایند‌گان منظومه‌های عشقی به توصیف‌های تن‌کامه‌گی پرداخته‌اند، ولی کارشان چنگی به دل نمی‌زند؛ خالقی مطلق می‌گوید. برای مثال کار گل و نوروز کار خواجوی کرمانی، که در آن شاهزاده‌ی نوروز می‌رود که با گل عشقبازی کند، ولی با دیدن او بیهوش نقش بر زمین می‌گردد.

    پس از نظامی در میان منظومه‌های عشقی تنها فرهادنامه، اثر عارف اردبیلی، از این بابت در یک مورد مستثناست. از مقاله‌ی خالقی مطلق نقل می‌کنم: به عقیده‌ی عارف اردبیلی در خسرو و شیرین نظامی، خسرو و فرهاد بیشتر زن‌اند تا مرد و شیرین او بیشتر مرد است تا زن. عارف بر خسرو نظامی ایراد می‌گیرد که این چه مردی‌ست که در هنگامیکه او شیرین را لخت در چشمه می‌بینید به‌جای آنکه چستی کند، سستی می‌کند. ولی حقیقت کار این بوده که چون کاری از دست خسرو ساخته نبوده، فرهاد به‌جای او تلافی کرده است. به گمان شاعر زنان شوخ و شنگ در پی الفیه و شلفیه‌اند و اگر لازم باشد از خود شبی ده‌بار دوشیزه می‌سازند. اما خالقی مطلق می‌گوید: پیداست که از شاعری تا این اندازه گرفتار تن‌شیفته‌گی با چنان نظری سخیف درباره‌ی زن و عقیده‌ی سبک درباره‌ی داستان عاشقانه، که لطف آن را صرفاً در شرح عمل جنسی می‌بیند، نه داستانی همتا و هم‌عرض خسرو و شیرین برمی‌آید، و نه داستانی همسنگ و هم‌چند ویس و رامین ساخته است.

    دکتر خالقی مطلق می‌نویسد: از میان داستان‌های کلاسیک ادب فارسی، چه حماسی و چه عشقی، در آن دسته که به اصلی کهن برمی‌گردند، زنان چه در نقش مادر چه در نقش همسر و چه در نقش معشوق، خواه باوفا و فداکار و خواه بی‌وفا و خیانت‌کار، همه در یک صفت شریک‌اند و آن برخورداری از خودآگاهی و کوشایی‌ست. برعکس در آن دسته داستان‌ها که اصل کهن ندارند و بیشتر ساخته‌ی تخیل داستانسراست، زنان بی‌اراده و فقط وسیله‌ی ارضای هوس جنسی مردان‌اند. این نظر نه تنها درباره‌ی منظومه‌ها، بلکه درباره‌ی منثور‌ها نیز درست است. وی در این باب مثالی از داراب‌نامه‌ی طرسوسی می‌آورد.

    به گفته‌ی خالقی مطلق، یکی از منظومه‌های عشقی در ادب فارسی داستان پدومات از ملاعبدالشکور بزمی‌ست که به سال ۱۰۲۸ هجری سروده شده. به باور خالقی مطلق در این داستان نکته آنکه: دختر برای آنکه آتش عشق و شهوت شوهر را تیز کند، نخست خود را پنهان می‌کند. و نکته‌ی نوی دیگر نازکردن دختر است که تا شوهر ناز او را نمی‌کشد، تن بدو نمی‌سپارد.

    خالقی می‌گوید: در منظومه‌های عاشقی، از این چند نمونه که بگذریم، دیگر به توصیف‌های تن‌کامه‌گی قابل توجهی برنمی‌خوریم تا می‌رسیم به روزگار ما، به زهره و منوچهر، سروده‌ی ایرج میرزا.

    اما در قصاید؛ جلال خالقی مطلق می‌گوید: بیشتر قصاید فارسی آغازی غزل‌گونه دارند. وی مثالی می‌آورد از قطران تبریزی که دلدار خود را آراسته و به‌سراغ شاعر رفته، ولی میان شاعر و او هیچ اتفاقی نمی‌افتد، مگر گله‌ی شاعر از بی‌وفایی یار. بسیاری از قصاید امیر معزی دارای آغازه‌هایی هستند در توصیف عشق، ولی مایه‌ی تن‌کامه‌گی آنها اندک است و دلدار نیز در بیشتر آنها پسر است.

    در دیوان خاقانی بیت‌های بسیاری در شرح گازگرفتن اعضای تن دلدار است؛ و هم اشعاری در هزل. ولی توصیف‌های تن‌کامه‌گی در دیوان او یافت نمی‌شود، مگر بیت‌هایی تک و توک.

    شاعری داریم به‌نام ابولمحامد محمود متخلف به جوهری زرگر که در سده‌ی پنجم هجری می‌زیسته. از دیوان این شاعر تنها اشعاری چند در تذکره‌ها و جنگ‌ها برجا مانده و از جمله یکی هم، که اگرچه توصیف‌های تن‌کامه‌گی در آن مایه‌ی چندانی ندارد، شاعر آن را بدون آلودن به الفاظ رکیک خوب به پایان رسانده.

    جلال خالقی مطلق در بخشی دیگر از این مقاله می‌گوید: آنچه درباره‌ی قصیده گفتیم درباره‌ی غزل نیز درست است، چون در غزل نیز می‌توان نمونه‌های چندی نشان داد که شاعر توصیفی تن‌کامه را آغاز کرده، ولی به انجام نرسانده. او مثالی از منوچهری می‌آورد.
    و مثالی هم از عثمان مختاری می‌آورد که به اعتقاد جلال مطلق همچنان مطلب ناتمام است. او می‌گوید: گویا شاعر پنداشته است که اگر بیش از این اندازه به توصیف خود ادامه دهد، باید به شرح جزئیات عمل جنسی بپردازد.

    به همین‌گونه، وی مثالی هم از عبدالواسع جبلی می‌آورد.

    و حافظ… جلال خالقی مطلق می‌گوید: حافظ نیز غزلی مشابه دارد که آن را بسیار زیبا آغاز کرده، ولی پس از سه بیت موضوع را عوض کرده است:
    زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست / پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست

    نرگس‌اش عربده‌جوی و لبش افسوس‌کنان / نیمه‌شب دوش به بالین من آمد بنشست

    سر فراگوش من آورد و به آواز حزین / گفت کای عاشق دیرینه‌ی من خوابت هست؟

    غزل سعدی هم کوتاه هست و مایه‌ی تن‌کامه‌گی آن اندک. ولی مطلب ناتمام نیست و بهویژه بیت دوم آن شاهکار صنعت تشبیه در توصیف‌های تن‌کامه‌گی‌ست:
    امشب مگر به وقت نمی‌خواند این خروس / عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس

    خالقی مطلق غزلی هم از حبیب خراسانی می‌آورد که به باور او با غزل سعدی پهلو می‌زند.

    استاد در قسمت دیگری از مقاله‌ی خود می‌گوید: ولی شاهکار توصیف‌های تن‌کامه‌گی در غزل، این غزل از بانو سیمین بهبهانی‌ست:
    شبی هم‌رهت گذر، به‌طرف چمن کنم / ز تن جامه برکنم، ز گل پیرهن کنم

    بستن این بخش بدون اشاره‌ای به شعر فروغ فرخزاد روا نیست. خالقی مطلق پس از این می‌گوید: اگر اشعار نخستین فروغ اعتراض برخی از مردان را برانگیخت، نه از اینرو بود که زنی ادعای شاعری داشت، چرا که ادبیات ما زنان شاعر کم نداشت، بلکه از اینرو بود که زنی بی‌پرده از احساسات جنسی یک زن سخن می‌گفت. البته نمی‌توان گفت که تنها به‌علت این شجاعت، اشعار او هنرمندانه است، ولی این شجاعت، که از نگاه کسانی جسارت به‌شمار می‌آمد، بند استعدادهای زنان ایران را گسست. خالقی مطلق نمونه‌ای می‌آورد از دومین مجموعه‌ی فروغ، به‌نام دیوار؛ قطعه‌ای با عنوان «آب‌تنی»:
    لخت شدم تا در آن هوای دل‌انگیز / پیکر خود را به آب چشمه بشویم

    وسوسه می‌ریخت بر دلم شب خاموش / تا غم دل را به گوش چشمه بگویم

    در بخش چهارم این مقاله، خالقی مطلق از رباعی یاد می‌کند. می‌گوید: در رباعی نیز غالباً موضوع تن‌کامه‌گی از همان توصیف اعضای چهره و به‌ندرت پستان و میان، بیرون نمی‌رود و اگر برود، فوراً به هزل می‌انجامد. و مثالی در این باب از کمال‌الدین اصفهانی می‌آورد.
    با اینهمه، در میان رباعی‌های فارسی نمونه‌های جالبی نیز با توصیف تن‌کامه‌گی یافت می‌شود؛ از جمله در آثار خاقانی.

    خالقی مطلق همچنین از جمال‌الدین اصفهانی و فرزند او، کمال‌الدین یاد می‌کند و همینطور از ابولفرج رونی.

    در بخش رباعی، خالقی مطلق از مفهوم نارسیسم (narcissism) هم یاد کرده و معادل آن را «عشق نرگیس» خوانده یا «خوددلباخته‌گی» (autoerotik) و مثالی از سعدی برای آن آورده است.

    همچنان در بخش رباعی، یک رباعی از عثمان مختاری نقل کرده که می‌گوید، جزو نمونه‌های اندکی‌ست که در آن زن شوهردار موضوع توصیف تن‌کامه‌گی‌ست.

    یک رباعی هم از مهستی آورده که به شوهرش، پسر خطیبه گنجه خطاب کرده است. او می‌گوید در برخی از این اشعار می‌توان چنین حدس زد که شاعر نفر سومی بوده که در این همخوابگی شرکت داشته.

    خالقی مطلق با اشاره‌ای رد می‌شود از موضوع بیت‌های رودکی و موضوع رباعی مهستی؛ یعنی همخوابگی یک زن با دو مرد. و گذرا یاد می‌کند از مثالی در داراب‌نامه؛ یعنی همخوابگی دو زن با یک مرد.

    خالقی مطلق در پایان مقاله‌اش از شعری محلی یاد می‌کند در وصف سرین یار سروده شده و می‌گوید آن را به اقلیدس، هندسه‌دان یونانی که در سده‌ی سوم پیش از میلاد می‌زیسته، نسبت می‌دهند که گفته بود: زیباترین خط هندسی، خط سرین زن است.

    گرایش به همجنس نیز، به نظر دکتر سیروس شمیسا، در آغاز ادب پارسی مسلط بوده. و استعاره‌های مردانه مانند "تیر نگاه" و "کمان ابرو" و "کمند زلف یار" نشانگر این است که معشوق ادیب مرد، مرد است. بعدها نیز معشوق مرد هرگز از ادب فارسی ره برنبسته، اما مخاطب غالب عشق در این ادب، زن بوده.

    بر اروتیسم، یا تنکامهسرایی در ادبیات، بویژه در ادب کهن پارسی، نگاهی گذرا انداختیم. اکنون می‌رسیم به چه‌گونگی تصویرشدن میل جنسی در داستان‌های امروزی فارسی.

    اروتیسم را از جمله در آثار رضا قاسمی می‌توان دید؛ نویسنده‌ی ایرانی مقیم فرانسه که در هر دو عرصه‌ی موسیقی و رمان کار کرده و توجه خاصی به مسأله‌ی اروتیسم دارد. چاه بابل از رمانهای بنام او، گواهی برای توجه است.

    در «دوات» سایت اینترنتی رضا قاسمی به‌کرات با عبارت "تصویر ژنتیک" روبه‌رو می‌شویم. وی خود در اینباره می‌گوید: آدمی در طول حیاتش فوقش ده‌تا حرکت داره که این‌ها، مثل یک ژن تمام خصوصیات فردی این آدم را در خودش حفظ کرده. مثلاً من خودم هروقت به مادرم فکر می‌کنم، همیشه مادرم رو با شتاب در حال رفت‌وآمد برای یا شستن ظرف یا انداختن سفر می‌بینیم، یعنی در حال حرکت. خاطره‌ی نشسته از این مادر ندارم و فکر می‌کنم همین، تصویر ژنتیکی مادر من است؛ مادری که یک عمر فقط معنای زندگی‌اش را در فداکردن زندگی‌اش پیدا کرده بود. و این خیلی دردناک است. این تصویر خیلی گویاست. من وقتی به پرسوناژ رمان‌هام فکر می‌کنم، از طریق تصویرهای ژنتیکی‌ نگاه می‌کنم. می‌بینم هر پرسوناژ مثلاً دوتا، سه‌تا، چهارتا تصویر ژنتیکی دارد و کار من به‌عنوان نویسنده این است که این تصویرها را بیاورم و به اصطلاح ظاهرشان کنم، مثل فیلم عکاسی، اینها را باز بکنم. در طول رمان کار من این است.

    یعنی کاراکتر اصلی را از آنجا می‌گیرید؟
    آره. اینجوری هست. یعنی کاراکتر… اصلاً معتقدم که اگر یک کاراکتر را آدم با چیزی غیر از تصویر ژنتیکی‌اش بخواهد بیان بکند، کار مهمی نکرده.

    می‌توانم بپرسم تصویر ژنتیکیای که برای واژه‌ی "سکس" در ذهنتان هست چیست؟
    ببینید، شما الان از من تصویر ژنتیکی برای یک واژه می‌خواهید…

    یا مفهوم …
    من به این فکر نکردم. ولی می‌توانم جوابت را طور دیگری بدهم که به آن حرفمان هم ادامه داده باشیم. ببین: من متوجه شدم که بعضی از کاراکترها، ممکن است که اصلاً این تصویرهای ژنتیکی‌شان را در لحظه‌های عشقبازی نشان بدهند. یک زوجی را در نظر بگیر؛ در پایان یک رابطه هستند؛ حالا این یکی از مثلاً آخرین عشقبازی‌هایشان هست: برهنه هستند، مرد نشسته لبه‌ی تختخواب. بعد زن می‌آید به‌طرفش. مرد دلش می‌خواهد او را از پشت بغل کند، همانطوری که نشسته. بعد وقتی از زن می‌خواهد برگردد، او یکهو با یک ژستی برمی‌گردد، یک طوری، مثلاً کج می‌کند کمرش را و می‌ایستد، که این می‌شود تصویر ژنتیکی او؛ یعنی تمام دلخوری‌هایش، تمام مطالبه‌های پرداخت‌نشده‌اش از این مرد را در این حرکت بیان می‌کند. این تصویر، ممکن است تصویری باشد که تو هیچوقت درهیچ حالتی از همین آدم ندیده باشی.

    اینهاست، این چیزهاست که باعث می‌شود من به خودم اجازه ندهم که اصلاً مانع تجلی اروتیسم در کارم بشوم؛ حتا اگر به قیمت این باشه که این کار غیر قابل چاپ باشه در ایران.

    این بخش از برنامه‌ی "جنسیت و جامعه" را که در باره‌ی اروس در ادبیات فارسی بود، شاید بتوان چنین چکیده کرد که تمایل جنسی، چه به همجنس و چه به جنس مخالف، خاصه در ادبیات کهن فارسی، بیشتر به زبان یا در پرده‌ی عشق آمده است. یعنی آن خصلتی که در فرهنگ و ادبیات همسایه، عرب، کمتر دیده می‌شود. این البته موضوع برنامه‌ی بعدی ماست.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • الگوهای رفتاری جوانان چه کسانی هستند؟

    الگوهای رفتاری جوانان چه کسانی هستند؟

    چرا همیشه با یک سئوال شروع می شود؟ چرا باید همیشه یکی خلاقیت داشته الگو شود و دیگران پیروی کنند؟ یک الگوی رفتاری….
        و شما فکر می کنید تا کی باید این الگو برداری ادامه پیدا کند؟ امروزه دسترسی به الگوهای رفتاری با توجه به استفاده مستمر از فن آوری و اطلاعات به روز به خصوص در کلان شهرها نحوه گویش، راه رفتن حتی شیوه غذا خوردن افراد و …برای جوانان فراوان است. فکر می کنید نسل قبل از ما چه الگوهایی داشته اند و اصولا معیاری برای انتخاب الگو وجود دارد؟ این طور به نظر می رسد که شخصیت ها و گروههای مرجع این نسل مورد بررسی قرار نمی گیرد تا خوب و بد این گروه تعریف شده و یا مورد تاکید و توجه بیشتر واقع شود. اگر آن زمان مهران مدیری به ساختار شکنی زبان مقدس فارسی می پرداخت و در کوچه و بازار مرسوم می شد به جای دست و پا چلفتی بگویند چلمنگ و یا از فعل "در و کردن" استفاده کنند، جامعه آنروز می توانست پذیرا باشد؟ آیا مردم با موسیقی پاپ آشنایی داشتند که سروش صحت بتواند متن سریالش را بر اساس به چالش انداختن خواننده های نو پدید بنویسد؟
        
         از آنجا که جوانان نوعا افرادی هستند که مبادرت به رفتار عجیب و قریب و به دور از عرف می کنند و قدرت ریسک آنان بالاست در نتیجه ترجیح می دهند برای تخلیه نیروهای درونی و واکنش های پر تحرک در حوزه های مختلف فعالیت داشته باشند و این فعالیت ها را در غالب گروه ها و هیئت های مختلف برنامه ریزی می کنند. گروه های مرجع این قشر می تواند از بین اساتید، ورزشکاران، اندیشمندان، هیئت های مذهبی، هنرمندان و … انتخاب شود.
        بد نیست بدانید در بررسی اخیر معاونت مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان تمایل جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله ۳/۷۸ درصد از آنان گروه دانشجویان را انتخاب کردند.
        
        اگر به تمایلات جوانان ایرانی عمیق تر نگاه کنیم می بینیم الگوی انتخابی متعلق به غرب و هنرپیشه ها و خواننده های آن دیار است و امروزه کمتر جوانی خود را بی نیاز از الگو برداری می داند که البته انتخاب الگو و شیوه تقلید جوانان مبتنی بر محل زندگی، شرایط مالی، فرهنگ خانوادگی و … بوده و متغیر است. در شهرهای توسعه یافته سلایق جوانان از محله های بالای شهر گرفته تا پایین شهر بنا بر فرهنگ و جو زندگی، بر حسب شرایط اقتصادی از رشته های ورزشی مورد علاقه گرفته تا نحوه پوشش و آرایش مو اختلافات فاحشی وجود دارد. از ورزشکاران گرفته تا فلان خواننده هالیوودی…
        
         بدیهی است این اختلافات ناشی از کیفیت و کمیت آموزش خانواده ها است و مهم نیست الگوها و مراجع چه کسانی و از چه قشری باشند مهم خواسته های معقول و منطقی جوانان این سرزمین است اعم از مسائل اشتغال، تمایلات معنوی ، هنری و علمی که به ترتیب اولویت پیدا می کنند. چیزی که بیشتر به چشم می آید این است که حوزه همه آرمانها اجتماعی است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ۱۱ توصیه مهم برای زندگی زناشویی بهتر

    خانواده

    توصیه به زوج های جوان این است که زیاد سخت نگیرید. هیچ گاه به خود اجازه ندهید که فکر طلاق به ذهنتان خطور کند. حتی در بحرانی ترین لحظات زندگی و در اوج کشمکش ها و اختلاف های زناشویی، طلاق تنها راه حل نیست. مطمئن باشید که پس از طلاق مشکلات و سختی های زیادی انتظارتان را می کشد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۹ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • چرا مردها دروغ میگویند

    چرا مردها دروغ میگویند   فریدریش نیچه : "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم." تذکر: در این مقاله در جایی که کلمات "مردان" و "آنها" به کار رفته است، منظور تمام مردان نبوده است، بلکه منظور تنها گروهی از مردان است که این موارد درباره آنها صدق میکند.
    مردان دروغ می گویند …
    مردان دروغ میگویند و هچ شکی در این باره وجود ندارد و آن دسته که چنین میکنند، زیاد هم دروغ میگویند! (زنان هم دروغ میگویند و ما بعدا به حساب آنها هم رسیدگی خواهیم کرد).  دروغهای مردان متنوع هستند و از انواع بی اثر و بی مزه – آنهایی که هر کسی بلافاصله متوجه دروغ بودنشان میشود – تا انواع بسیار خلاقانه را دربر میگیرد. مساله عجیبی که در وجود دارد این است که ظاهرا آنها هرگز یاد نمیگیرند که کدام دروغ اثر میکند و کدام یک بی فایده است. گاهی تصور میکنم که همه مردان کتابی دارند با نامی شبیه این "دروغهای کارآمد" و همه آنها در مواقع ضروری به آن مراجعه میکنند و به همین دلیل دروغهایشان شبیه هم است.

    برای مثال یک بار یک فرد خارجی از طرف یک آژانس دوست یابی اینترنتی با من تماس گرفت، او مدعی بود که :

    نماینده کشورش در سازمان ملل است
    هم پزشک است هم وکیل
    ۱۰۰ میلیون دلار ثروت دارد
    جوان، خوش چهره و بسیار علاقمند به ملاقات با من است

    من با وام گرفتن جمله ای از دوروتی پارکر (Dorothy Parker 1967-1893 نویسنده و شاعر آمریکایی) برایش نوشتم : "البته! و من هم ملکه رومانی هستم".

    برایم بسیار عجیب بود که این شخص واقعا انتظار داشت داستانش را باور کنم. البته شکی نیست که او امیدوار بود که دختری ۱۸ ساله – یا در واقع ۱۵ ساله – حرفش را باور کند، هر چند که این روزها دختران ۱۵ ساله هم بسیار عاقل شده اند.

    بعضی از کارشناسان عقیده دارند که مردان بیشتر از زنان دروغ میگویند و عده ای نیز با این نظر مخالفند و معتقدند همه دروغ میگویند. اما چرا مردان اینقدر زیاد دروغ میگویند؟ در اینجا ده دلیل عمده آن را خواهید دید.

    دلایل عمده دروغ گویی مردان
    ۱٫ برای به دست آوردن دل زنان و پیشرفت در رابطه دوستی. مردان صراحتا برای رسیدن به جنس مخالف دروغ میگویند. بعضی از آنان چنان از خود نا امید شده اند که دست به دامان دروغهای شاخداری میشوند که حتا یک بچه دو ساله عقب افتاده و کر و لال هم متوجه دروغ بودن آن میشود. برای مثال:

    "زیبایی تو از حد تصور من خارج است" (این حرف را به دختر بد قیافه ای میزنند که خودش به خوبی میداند چه قیافه ای دارد!) این حرف، حتا با توجه به اینکه هر کس سلیقه ای خاص دارد، باز هم نمیتواند به جایی برسد.

    "من واقعا دلم میخواهد که با دختر خوبی ازدواج کنم" (بله، اما به نظر نمیرسد که این کار را بکند، چون ۴۸ سال دارد، هنوز ازدواج نکرده و من باید از خودم بپرسم، چرا حالا؟ چرا من؟)

    ۲٫ آنها دروغ گفتن را دوست دارند و در اکثر موارد این کار را نادرست نمیدانند. آنها واقعا تصور میکنند که "آشکار نکردن تمام حقیقت" دروغ گفتن نیست.

    مردان به هم جنسان خود هم دروغ میگویند و از همان کودکی به این کار خو گرفته اند. بنابراین دروغ گفتن به زنان هم برایشان عادی است. آنها به همکاران خود دروغ میگویند و هنگام ناهار یا گردهمایی های کاری، درباره قهرمانی خود در جنگ، درآمدشان، قرضهایشان، اتوموبیلشان و "خواص" منحصر به فردش و … داستانهای بی شماری نقل میکنند. ظاهرا در اینجا قانون نامکتوبی وجود دارد که میگوید "من به روی تو نمی آورم، پس تو هم به روی من نیاور".

    بعضی از مردان تصور میکنند که اگر ماجرایی تعریف کنند که "روی دست" ماجرای دوستشان بلند شود، جذاب تر جلوه میکنند. در رابطه با زنان هم، این کار بخشی از "تعقیب" و "زورآزمایی" است و بعد هم به دوستان خود میگویند :

    "بهش گفتم که بهترین دختری است که تا حالا دیده ام و اون هم از خوشحالی بیهوش شد." اما نباید این خصوصیت را بر علیه آنها به کار برد و از طرفی کوشش در راه متوقف کردن این دروغها هم بی فایده است. بسیاری از مردان نمیتوانند دروغ نگویند.

    مردان چنین تصور میکنند نیت خیر، دروغ را به راست تبدیل میکند. برای مثال جلوگیری از اینکه احساسات کسی لطمه ببیند (معمولا احساسات خودشان).

    ۳٫ مردان علی رغم علاقه داشتن به جنگ و ماجراهای پر زد و خورد، برای پرهیز از درگیری دروغ میگویند.

    بسیاری از مردان هیچ چیزی را به اندازه پرداختن به بازیهای کامپیوتری جنگی و تماشا یا شرکت در ورزشهای خشن و رقابتی دوست ندارند. آنها – به خصوص مردان جوان – از خیال پردازی درباره رفتن به جنگ لذت میبرند، اما اگر همسرشان آنها را در حین انجام کار نادرستی غافلگیر کند، آنها مثل بلبل دروغ میگویند تا از برخورد و کشمکش فرار کنند.

    البته واقعیت این است که مردان در هر شغل و مقام، از درگیری بیزارند. یک دلیل آن هم این است که بیشتر آنها در طول روز و در محل کار خود به اندازه کافی با تنشها و مشکلات کار روبرو میشوند و زمانی که به خانه باز میگردند میخواهند بنشینند، استراحت کنند و چیزی بخورند، کمی تلویزیون تماشا کنند یا با بچه ها بازی کنند و … یک نفس تا صبح بخوابند. زنان عاقل مطرح کردن مشکلاتی نظیر اجاق گاز خراب، قبض تلفن و مشکلات غیر ضروری را برای صبح که همسرشان استراحت کرده و سرحال است، میگذارند.

    ۴٫ آنها برای رها شدن از وظیفه ای ناخوشایند یا زمانی که برای انجام کاری که دوست ندارند تحت فشار قرار میگیرند، دروغ میگویند.

    قرار دادن مردان در فشار روانی، مانند آن است که حلقه ای را دور گردنشان بیاندازید و مدام تنگ ترش کنید، آنها طبعا واکنشی منفی نشان میدهند (این همان کاری است که زنان را به همسر غرغرو تبدیل میکند)

    زنان هم معمولا در چنین شرایطی واکنش منفی نشان میدهند اما احتمال اینکه واکنش آنها خشونت آمیز باشد اندک است. هیچ کس دوست ندارد تحت فشار قرار بگیرد. اگر مردان می آموختند که در چنین شرایطی، احساسات خود را به شکلی غیر مخرب بیان کنند و به جای بهانه آوردن و دروغ گفتن، صاف و ساده بگویند این کار را برای خاطر تو انجام میدهم اما از آن بیزارم یا به این دلایل این کار را انجام نمیدهم، نتایج بسیار بهتری به دست می آمد. بعضی از مردان طویری رفتار میکنند که گویی احساسات اصلا برایشان معنا ندارد و چیزی است که تنها زنان با آن زاده شده اند.

    مردانی که احساسات خود را پنهان میکنند، راه را برای شکل گیری ارتباطات بسیاری مسدود میکنند و هنگامی که این روابط از بین رفت، هیچ کس به غیر از خودشان مقصر نیست. احساسات جهانی هستند و مردمان دور افتاده ترین قبایل تا مدرن ترین جوامع میدانند که خشم، حسادت، ماتم و هر احساس شدید دیگر چگونه است.

    ۵٫ مردی که در روابط خود احساس نا امنی و تزلزل کند بیشتر مستعد دروغگویی یا انجام کاری بدتر از آن است.

    نا امنی برای هر کسی ترسناک است، اما به نظر میرسد که مردان در مقابل آن آسیب پذیرترند. من مردی را میشناختم که در تمام لحظات روز باید از احوال همسرش مطلع میشد. او از کارها و برنامه همسرش خشمگین و عصبی نمیشد، فقط میخواست همه چیز را بداند. اگر در راه این دانستن، کاری میکرد که میتوانست ارزش او را در چشم همسرش پایین بیاورد یا او را خشمگین کند، تا بی نهایت دروغ میگفت.

    این دلیلی است که زنان را هم به دروغ گفتن وادار میکند، زیرا هیچ کس دوست ندارد در مقابل دیگران کم ارزش یا خرابکار جلوه کند. مرد دیگری را هم میشناختم که همواره دروغ میگفت، اما فقط درباره یک چیز، سنش. او مجرد و ۵۴ ساله بود اما همیشه در هنگام ملاقات با زنان سن خود را ۴۵ سال اعلام میکرد و البته عده ای حرف او را باور میکردند. این قبیل مردان ممکن است تا جایی در این دروغ پیش بروند که گواهینامه رانندگی خود را دستکاری کنند یا ۵ تا ۱۰ سال از عمر خود را به کلی حذف نمایند.

    ۶٫ آنها در گفتگوهی اینترنتی و در فرمهای آن لاین دروغ میگویند زیرا تصور میکنند که نباید پاسخگوی کسی باشند و هیچ کس هم نمیفهمد.

    یک حسن بزرگ اینترنت این است که میتوانی لباس مبدل بپوشی و هر دروغی که دوست داری سرهم کنی (البته این یکی از بزرگترین مضرات آن هم هست) مردانی وجود دارند که برای به حرف گرفتن دختران نوجوان در اتاقهای گفتگوی اینترنتی دروغهای عجیبی میگویند که این دختر باور کند که ۱) همسن و سال خودش هستند ۲) گپ زدن با او برایش کاملا بی ضرر است و ۳) اگر تقاضای دیدار با او را رد کند شانس بزرگی را از دست میدهد.

    این مردان با وجود اینکه میدانند قانون برای این رفتارها مجازاتهای سختی وضع کرده است، اما باز هم به دروغ پردازی در اینترنت ادامه میدهند.

    ۷٫ مردان در زمانی که تصور کنند به دام افتاده اند یا اینکه کسی قصد به دام انداختنشان را دارد، دروغ میگویند.

    هیچ کس به تله افتادن را دوست ندارد و اگر مردی حس کند که علی رغم میل خود در حال افتادن به "دام" ازدواج است و روش طرف مقابل خود را نیز ناجوانمردانه بداند – برای مثال اعلام اینکه "ما داریم ازدواج میکنیم" به تمام اقوام و همکاران مرد – خود را محق میداند که برای رهایی از این دام، دروغ بگوید.

    ۸٫ اگر مچ آنها را بگیرید یا احساس کنند که جنگ در راه است، دروغ میگویند.

    این مورد شباهت زیادی به مورد شماره ۳ دارد، اما در اینجا تفاوتهای ریزی وجود دارد. به نظر میرسد که مردان در مقابل همسر خود بیشتر خود را موظف به راست گویی میدانند، در مقابل فرزندانشان کمتر و در مقابل دیگران هم این مقدار به هیچ میرسد.

    اگر مردی کاری انجام دهد که بداند همسرش با آن موافقت نخواهد کرد، با دست و دلبازی دروغ میگوید تا از عصبانیت و از آن بدتر قطع امید همسرش جلوگیری کند. داستانهایی که در چنین مواردی میشنویم از همان کتاب فرضی درآمده اند و شامل چنین جملاتی هستند : "لاستیک ماشین پنچر شده بود"، "یک دوست قدیمی دانشگاهم را دیدیم" (او اصلا دانشگاه نرفته!) و "شب نیامدم چون گفتگو به درازا کشید و من برای بیدار نکردن تو در ماشین خوابیدم" اما شاخدار بودن این دروغها کاری به اصل ماجرا ندارد، آنها همچنان دروغ میگویند و از همسرشان توقع دارند که حرفشان را باور کند.

    ۹٫ آنها دروغ میگویند چون همسر یا نامزدشان احمق است، یا اینکه آنها چنین تصور میکنند.

    یکی از دوستان شوهرم تقریبا هر شب پس از کار در شهر میماند و یا اصلا به خانه نمیرفت یا تا ۱ و ۲ بامداد مشغول گردش و تفریح بود. هنگامی که شوهرم از او پرسید که چگونه این تفریحات شبانه او فاش نشده است، خندید و گفت : "همسرم خیلی احمق است، او فکر میکند سوپرمن واقعیت دارد و هرچه به او بگویم باور میکند." همسر او حالا طلاق گرفته است.

    ۱۰٫ آنها به خاطر پول یا منافع دیگر با بدجنسی دروغ میگویند.

    برای بعضی از مردان اهمیتی ندارد که دروغهایشان چه کسی را و تا چه حدی آزار میدهد. آنها برای دسترسی به پس اندازتان، کاری میکنند که باور کنید زن رویاهایش هستید و با گفتن اینکه پولشان در جایی (مثلا یک سرمایه گذاری) گیر است، از پول شما استفاده میکنند.

    اگر میبینید که هنگام صحبت از چنین مردی مدام برایش بهانه تراشی میکنید و و میخواهید دوستانتان را مجاب کنید که او شما را دوست دارد، باید درباره این رابطه بیشتر بیاندیشید.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شکست در عشق کشنده نیست

    شکست در عشق کشنده نیست

    محققین دریافته اند که علی رغم زاری و ماتم موجود در ترانه های ستاره های موسیقی پاپ و شعرای بی دست و پای دلسوخته، شکست عشقی یا پایان بخشیدن به یک رابطه عاطفی آنقدرها هم طاقت فرسا نیست.

    به گفته الی فینکل (Eli Finkel) استادیار روانشناسی در دانشگاه (Northwestern) که نتیجه تحقیقاتش در مجله روانشناسی تجربی اجتماعی منتشر شده است،"ما توانایی خود را در مواجهه با دل شکستگی دست کم میگیریم."

    فینکل و همکارش پل ایستویک (Paul Eastwick) به بررسی عشاق جوان- به خصوص آن دسته از عشاقی که به احساسی شدید و سوزان دچار بودند- پرداختند تا ببینند که آیا پیش بینی آنها از احساس بدبختی و انهدام در زمان پایان یافتن رابطه اقعا به همان شدتی که میگویند خواهد بود؟

    فینکل میگوید :" به طور متوسط، افراد احساس نا امیدی و اندوه ناشی از جدایی را بیش از حد دست بالا میگیرند."

    این تحقیق که ۹ ماه به طول انجامید، بر روی دانش آموزان کالج که دو ماه از آشنایی و آغاز رابطه عاشقانه آنها گذشته بود، انجام شده است. آنها هر دو هفته یک بار یک پرسشنامه را پر میکردند. اطلاعات جمعاوری شده متعلق به ۲۶ تن شامل ۱۰ زن و ۱۶ مرد بود که در طی شش ماه اول آغاز تحقیق از یکدیگر جدا شدند.

    پیش بینی شرکت کنندگان از میزان نا امیدی ناشی از جدایی در دو هفته قبل از آن با آنچه در واقعیت احساس میکردند و آنچه در طی چهار دوره مختلف ثبت کرده بودند، مقایسه شد. تعجبی ندارشت که هرچه شخصی عاشقتر بود، جدایی را سخت تر تحمل میکرد.

    به گفته فینکل :" افرادی که عاشقترند واقعا بیشتر از جدایی متاثر میشوند. اما در مقایسه با حس واقعی آنان، پیش بینی آنها از اینکه این جدایی تا چه حد میتواند دردآور و مرگبار باشد تا حد چشمگیری غلو شده است."

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • دوستیهای بی پایه و اساس

    دوستیهای بی پایه و اساس

    دوستیهای امروزی دوستی که بواسطه ردو بدل شدن یه شماره روی کاغذ یا جدیدا روی کارت ویزیت یا تو چت  تو تاکسی تو پارک تو سینما تو اتوبوس و هر جا که بگی شروع میشه از بین چندتا شماره ای که میدی بالاخره یه آدم بیکار پیدا میشه و از اون چندتا شماره ای که گرفته شماره ی تو رو انتخاب میکنه و زنگ میزنه .

     همه چیزداره شروع میشه میتونه یک شروع خوبی باشه میتونه مسیر زندگی آدمو عوض کنه و آدم خوشبخت بشه یا اینکه بر عکس صدای زنگ تلفن صدای زنگ بدبختی ماست شایدم فقط صداتو بشنوه فقط و فقط برای یکبار باهات حرف بزنه و بعدم بره دنبال کارش یا شایدم یه شماره تلفن دیگه،  به هر حال انتظار برای تو به پایان اومده بالاخره یکی پیدا شد که بهت محل بزاره و باهات تماس بگیره هر نقطه خونه که باشی با شنیدن صدای تلفن با سرعتی چند برابر سرعت نور خودتو میرسونی پای گوشی تلفن حالا…. یا موبایل .

    اگه بچه شهرستانی که خوب صداتو فورا لهجه تهرونی به خودت میگیری تا اینکه طرف نفهمه که چقدر ض… هستی همین عوض کردن لهجه نشونه اینه که تو از اینی که هستی بدت میاد و دوست داری طور دیگه ای بودی . خوب شروع می کنید به حرف زدن سلام و احوال پرسی چندتا حرف بیخودی دیگه و یه اسم کامبیزی بهش میگی اشکال نداره بعدا اگه قضیه لو رفت خودت راست و ریستش میکنی . فکر می کنی زرنگی اما غافلی که طرفتم مثل خودته خلاصه اگه طرف رو جذب کنی یه ، یه ساعتی شایدم بیشتر حرفهای بیخودی بهم میزنید آخر سر طرف میگه خوب دیگه ،  تو بهش میگی بازم بهم زنگ میزنی طرفم میگه تا ببینم ( یعنی اینکه باید شماره های دیگروهم امتحان کنه) کاری نداریم خلاصه اینکه دوستی شروع میشه .

    آخی اولش چقدر خوبه همش دلت میخواد باهاش حرف بزنی فکر میکنی دیگه از خدا هیچی نمی خوای هرروز بهت زنگ میزنه اولش خیلی واسه هم حرف دارید اما خیلی زود حرفاتون تموم میشه و تبدیل میشه به حرفهای تکراری . فکر می کنی که خیلی دوسش داری اگه اون نباشه (وا این حرفا چیه زبونت رو گاز بگیر مگه میشه بدون اون ) زندگی هم نیست انگار دنیا سوراخ شده و فقط همین یه نفر برای تو افتاده پایین حالا چرا چون طرف یه چشم وابرویی با زور لوازم آریشی بهم زده و صداشو کج کرده و خلاصه بهت نگاه کرده و هر روزم داره بهت زنگ میزنه خبر نداری که این حس فقط وابستگیه و عادت .بعد یه چند وقتی  طرف تلفناش کم میشه تو چت جوابتو نمیده باهات کمتر میاد بیرون همشم بهونه میاره آخرشم یه روزیا به کل جوابتو نمیده یا اینکه خیلی راحت بهت میگه ما بدرد هم نمی خوریمو از این حرفا آخ اونروز میخوای خودت رو بکشی هر چی میپرسی چرا جوابی نداره بگه

     این وسط تو رو باش که بی خودی به یه عروسک دلبستی همش تقصیر خودت بود. این از پسراش دختراشم که اوه اوه تا پسره میبینه دختره بهش وابسته شده میگه عزیزم من نمیتونم جلوی خودمو بگیرم تو مگه منو دوست نداری مگه من و تو مال هم نیسیتم پس خلاصه آخرش اینه که آقا هوس یه برنامه ای کرده دختره هم که … ولش کن اینا شده سرگرمی دختر پسرا و دغدغشون مشکل اینجاست که این وضعیت پیشرفته شده و به  رشد پدیده ازدواجهای ناموفق افزوده شده آخه آدم عاقل کی میرو تو چت دنبال زن بگرده اون دختری که از تو به راحتی شماره میگیره یا اون پسری که فقط به خاطر خوشگلی تو بهت شماره میده خوب به صدتا دیگه هم میده نکنه فکر کردی از تو خوشگل تر کسی نیست . اینم شد انتخاب همسر .  قبل از اینکه به کسی پیشنهاد ازدواج بدهید یا پیشنهاد ازدواج کسی رو قبول کنید یا ساده تر قبل از اینکه خودتون ببریدو بدوزید یه سری به دادگاههای خانواده بزنید من نمی گم  که دوستی یک رابطه نادرست است نخیر دوستی بین دختر و پسر اگر در جهت شناخت باشه نه در جهت ارضاء کردن میل جنسی خیلی هم خوبه نمی گم ازدواج بین دخترو پسرای یکه با هم دوست هستند بده نه اتفاقا خیلی هم خوبه اما به شرطی که در رابطه دوستی به یه سری از شناختها برسید البته  مطمئن باشید خودتونم بکشید تا زیر یه سقف نرید به شناخت کامل نیمرسید . اینکه صبح تا شب بهم بگید دوست دارمو عاشقتم و همدیگرو در آغوش بگیرید تو جاهای خلوت و … که نشد دوست داشتن. جالب اینجاست که کار بر عکسه قبل از ازدواج که خبری نیست روزی صدبار دوطرف بهم میگن دوست دارم اما بعد از ازدواج هر دو طرف تشنة دوست داشتن هستند .

     بارها گفتم بازم میگم دو نفر شاید تا آخر عمر بهترین دوستای روی زمین برای هم باشند اما این دلیل بر این نیست که بتونند زوج خوبی هم برای هم باشند . من یه چند روز پیش به دعوت یک وکیل به دادگاه خانواده رفته بودم باور کنید یه شخصی که خودش شاکی بود وقتی فهمید من برای تحقیق اومدم اونجا التماس میکرد که بنویسم که به این دوستیها دلنبندید به این سادگی ها فکر نکنید که همه چیز تموم شده خلاصه طرف دل پری داشت منم تو این پست سعی کردم به صورت ساده مطرح کنم تا هرکسی در هر سنی که هست متوجه منظورم بشه و از واژه های سنگین استفاده نکردم

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ فروردین ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • وجود ۴ هزار دو جنســی در ایران

    وجود ۴ هزار دو جنسی در ایران

    اعتماد: سازمان بهزیستی کشور از این پس موظف است برای تغییر جنسیت، ۵ میلیون تومان در اختیار «ترنس جندرها» قرار دهد.

    معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور اعلام کرد؛«امسال علاوه بر اعتبار قبلی که برای درمان افراد دچار اختلال هویت جنسی در اختیار بهزیستی بود، ردیف جدیدی برای درمان این افراد از محل اعتبارات بند ب تبصره ۱۵ قانون بودجه در اختیار بهزیستی قرار گرفت. بنابراین در مجموع ۷۰۰ میلیون تومان برای کمک هزینه درمان در اختیار سازمان قرار گرفت.»

    سیدمحمدی تعداد متقاضیان تغییر جنسیت در ایران را ۳۰۰ نفر و تعداد افرادی را که دچار اختلال هویت جنسی هستند ۴ هزار نفر تخمین زد.

    به طور میانگین هزینه هر تغییر جنسیت در ایران ۱۲ میلیون و خارج از کشور بیش از ۱۵ میلیون تومان است.

    بنابر خبر فارس، بهزیستی نیز اعلام کرده است که این کمک بنابر تقاضای استان ها ممکن است تغییر کند و به میزان اعتبار و تعداد مراجعه کنندگان بستگی دارد.

    هرچند این خبر بر آمار ۴ هزار نفری «ترنس»ها تاکید دارد، اما پیش از این آمارهایی مبنی بر وجود ۳۰- ۲۵ هزار نفری یا بیش از ۱۵۰ هزار نفر ترنس اعلام شده است.

    بیماری اختلال هویت جنسی یک بیماری ژنتیک است که عواملی چون فرهنگ و آموزش در تشدید و ایجاد عوارض آن تاثیر می گذارد. سازمان بهداشت جهانی (WHO)، دو درصد از جمعیت جهان را مبتلا به این بیماری می داند. ترنس ها هویت جنسی و روانی متفاوت با بدن خود دارند. تغییر جنسیت پروسه نفسگیری است که به غیر از چندین جراحی نیاز به سال ها هورمون درمانی، روان درمانی، مشاوره و … دارد.

    این بیماران بیشترین آمار خودکشی در میان اقلیت جنسی را از آن خود کرده اند. ۴۰ تا ۶۰ درصد این بیماران بعد یا قبل از تغییر جنسیت خودکشی می کنند.

    مریم خاتون ملک آرا، در سال ۱۳۶۵ فتوای تغییر جنسیت خود را از امام خمینی(ره) گرفت و با تغییر جنسیت نام خود را به عنوان اولین تغییر جنسیت داده ایرانی ثبت کرد.

    پیگیری های مستمر او طی ۱۵ سال گذشته منجر به تغییرات نسبی در نگرش مسوولان نسبت به بیماری اختلال هویت جنسی شد. وی یکی از اعضای انجمن ملی بیماران فراجنسیتی است که نمایندگان، وزارت کشور، وزارت رفاه، نیروی انتظامی، سازمان بهزیستی، وزارت کار، بسیج، کمیته امداد و قوه قضائیه از اعضای اصلی آن هستند.

    وی با اشاره به تصویب هزینه ۵ میلیون تومانی کمک درمان از سوی وزارت بهزیستی می گوید؛«پرداخت هزینه های درمانی به عهده وزارت بهداشت و درمان است که این وزارتخانه این وظیفه را به عهده نمی گیرد. با توجه به طرد این بیماران از خانواده و نیز عدم امکان اشتغال و هزینه های جانبی از قبیل مسکن و مشاوره و … ۵ میلیون تومان هیچ کمک قابل قبولی به ترنس ها نمی کند و تنها هزینه لیزر یا بخشی از جراحی های زیبایی است.»

    ملک آرا تاکید می کند که جراحی زیبایی از الزامات تغییر جنسیت است و نباید به عنوان «لوکس بودن» این هزینه را نادیده گرفت.

    او درباره کیفیت درمان و جراحی در ایران می گوید؛«با توجه به نمونه های بسیار زیادی که با آنها ارتباط دارم اعلام می کنم که درمان در ایران مطلقاً ممکن نیست چون متخصصان ایرانی فاصله باور نکردنی با تجربه های جهانی دارند.»

    عفونت و اختلال مجاری ادرار و مدفوع و خونریزی شایع ترین عوارض این جراحی در ایران است.

    ملک آرا منزل مسکونی خود در کرج را در اختیار این بیماران قرار داده است. خدمات مشاوره حقوقی، روانی، مراقبت های پزشکی دوره نقاهت و … را با هزینه شخصی ارائه می دهد.

    در حالی که اکثر بیماران و خصوصاً بیماران خاص در همه جای جهان و در ایران دارای NGOهای تخصصی خود هستند سال ها تلاش ملک آرا برای ثبت یک NGO بی نتیجه مانده است.

    وی می گوید؛«تقاضای ما بعد از سال ها در سال ۸۳ مورد تایید رئیس جمهور و وزیر اطلاعات وقت قرار گرفت و همه مراحل اداری آن طی شد، اما بعد از مدیریت جدید امور اجتماعی وزارت کشور مجدداً پرونده رد شد و هنوز نتوانسته ایم این انجمن را ثبت کنیم.»

    او به نمایندگی از جامعه چند هزار نفری بیماران ترنس و با تاکید بر فتوای حضرت امام خمینی مبنی بر لزوم درمان و حمایت از این بیماران، از رئیس جمهور و مقام معظم رهبری تقاضای کمک کرد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ فروردین ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • کفش پاشنه بلند برای رابطه جنـسی مفید است

    بنا به تحقیقی جدید در ایتالیا، پوشیدن کفش پاشنه دار، البته نه پاشنه خیلی بلند (صناری)، احتمالا به حفظ سلامت عضلات ناحیه لگن خاصره زنان و همچنین روابط زناشوئی آنها کمک می کند.
    یک ارولوژیست ایتالیایی، که می گوید عاشق کفش های "سکسی" است، ثابت کرده که پوشیدن کفش های پاشنه بلند بر خلاف نظر برخی کارشناسان بهداشتی ضرر زیادی برای سلامت زنان ندارد.

    تحقیقات قبلی نشان داده که پوشیدن کفش پاشنه بلند با مشکلاتی جسمی مانند میخچه و مشکلات روانی مانند شیزوفرنی مرتبط است.

    اما دکتر ماریا چروتو، در نامه ای به انجمن ارولوژی اروپا گفته که تحقیقاتش ثابت می کند که محققان بالاخره می توانند از فواید پاشنه بلند دفاع کنند.

    او گفته است که در تحقیقاتش ۶۶ زن زیر پنجاه سال شرکت داشته اند و آنهایی که کف پاهایشان با زمین پانزده درجه زاویه داشته – برابر پوشیدن کفش با پاشنه ۵ سانتی – طرز ایستادن و راه رفتنشان در مقایسه با گروهی که کفش ته صاف پوشیده بودند، مناسب تر بوده است؛ از این موضوع مهم تر این که فعالیت الکتریکی در عضلات لگنی آنها کمتر بوده است.

    وقتی فعالیت الکتریکی در عضلات لگنی حین راه رفتن و ایستادن کمتر است به این معنی است که عضلات در بهترین حالت خود قرار دارد و قدرت و همچنین توانایی انقباض آنها بهتر است.

    عضلات لگنی بخش مهمی از ساختار بدن زن است چون به غیر از کمک به عملکرد جنسی و میزان ارضای جنسی او، از اندامهای مهم داخل لگن خاصره، از جمله مثانه، روده و رحم نیز حمایت می کند.

    اما این عضلات بعد از پشت سرگذاشتن دوره بارداری و زایمان و همچنین بالا رفتن سن زن، ضعیف می شود.

    دکتر چروتو گفت: "زنان معمولا ورزش های مناسب عضلات لگنی را انجام نمی دهند و پوشیدن کفش پاشنه بلند احتمالا چاره این معضل است. من هم مثل خیلی از زنان دیگر دوست دارم کفش پاشنه بلند بپوشم. خیلی خوشحالم که این علاقه من ممکن است فواید بهداشتی نیز برای من داشته باشد."

    جیل بروک، فیزیوتراپیست در شهر برادفورد انگلستان، تاکید دارد که در این تحقیق ثابت نشده که پوشیدن کفش های دارای پاشنه خیلی بلند (پاشنه صناری) برای کسانی که می خواهند عضلات لگنی خود را سالم کنند، مفید است.

    او گفت: "اما برای خانم هایی که دوست دارند کفش آنها کمی پاشنه داشته باشد نتیجه این تحقیق خبر خوشی است. البته هنوز هم کارشناسان معتقدند که ورزش بهترین راه برای حفظ سلامت این بخش از آناتومی زنان است."

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ختــنه پسران و فواید آن

    ختنه پسران و فواید آن

    ختنه یک سنت دینی می باشد و در ادیانی مانند اسلام و یهود بر آن تاکید شده است از نظر علمی هم از فواید این عمل ، پرده برداشته شده است .در اسلام تاکید بر انجام ختنه قبل از روز هفتم تولد شده است  مطالعاتی در دانشگاههای مختلف ایران انجام شده که تاکید بر انجام ختنه در شیرخوارگی ودر بعضی مقالات تاکید بر انجام آن در زایشگاه شده است وعلت آن را کاهش ریسک عفونت ادراری در نوزادان دانسته است. در هیچ مقاله ای این جراحی نفی نشده است

    در هر زمانی که تصمیم به انجام ختنه برای فرزند خود گرفتید حتما اینکار را توسط  یک جراح ودر بیمارستانی با امکانات مجهز انجام دهید.بعضی عوارض نادر از قبیل حساسیت به داروی بیهوشی, خونریزی ,.. نیاز به امکانات مجهز دارد.


    فواید ختنه

    ۱) کاهش ریسک سرطان دستگاه تناسلی

    ۲) کاهش عفونت ادراری

    ۳) کاهش ریسک انتقال بیماریهای مقاربتی مانند ایدز

    ۴) کاهش عفونت وتورم دستگاه تناسلی

    ۵) کاهش ریسک کانسر دهانه رحم در همسران مردان ختنه شده


    انجمن اطفال آمریکا  تاکید کرده است  که فواید ختنه آنقدر مشخص و صد درصد نیست که بتوان این عمل را به عنوان یک جراحی روتین برای همگان قرار داد ولی انجام آن را نفی نکرده است.

    مهمترین عوارض ختنه عفونت و خونریزی می باشد.ختنه مانند هر عمل چراحی عوارض یک عمل را دارد


    برای انجام ختنه فرزند دلبندتان:

    ۱ ) انجام آن توسط یک پزشک ماهر

    ۲ ) انجام آن در بیمارستان مجهز را در نظر داشته باشید

     

    مراقبت از کودک ختنه شده

    آلت تناسلی کودک بعد از ختنه قرمز و متورم می شود و تا ۲۴ ساعت هم ممکن است خونریزی داشته باشد


    اقدامات:
    ۱)  پوشک کودک را به محض کثیف شدن تعویض کنید

    ۲)   روزانه ناحیه مورد نظر را به آرامی با آب تمیز کنید

    ۳)  از یک پماد آنتی بیوتیک بمدت ۳تا ۴ روز استفاده کنید

    ۴)  از صابون,پودر,لوسیون وهر ماده دیگر تا خوب شدن کامل استفاده نکنید

    ۴)  تا بهبودی کامل کودک را حمام نبرید

    در بعضی مقالات تاکید شده بعد از افتادن پانسمان اولیه می توان کودک راحمام کرد و برای بهبود سریعتر مقداری نمک در وان کودک بریزید  ولی از هیچ ماده ضدعفونی دیگر در آب استفاده نکنید . نخ بخیه معمولا طی ۷ تا۱۰ روز جذب می شود .اگر از  حلقه استفاده شود حداکثر تا یک هفته خودبخود می افتد

    ۵) اگر خونریزی و یا ترشحات از آلت تناسلی ادامه پیدا کرد سر آلت تناسلی آبی و یا سیاه شد  جریان ادرار کاهش پیدا کرد حتما با پزشک خود تماس بگیرید

     

    علایم عفونت:

    ۱) تب

    ۲) ترشحات بد بو

    ۳)افزایش قرمزی و تورم

     

    جهت تعیین شیوع عوارض ختنه در اطفال زیر ۲ سال شهر یزد تعداد ۱۵۰۰ نمونه در مراکز بهداشتی درمانی این شهر مورد مطالعه قرار گرفتند. این مطالعه از نوع توصیفی به روش مقطعی و نمونه‌گیری سهمیه‌ای به روش آسان از ۱۵ مرکز و از هر مرکز ۱۰۰ نمونه بود. روش اخذ اطلاعات از طریق مصاحبه با مادران و معاینه فیزیکی اطفال و تکمیل پرسشنامه بود. براساس نتایج بدست آمده در جامعه مورد بررسی ما میزان فراوانی عوارض بصورت کلی ۲۳/۸ بود و میزان فراوانی هر یک از عوارض به ترتیب شیوع عبارت بودند از: خونریزی ۸/۲ درصد، عفونت ۶/۵ درصد، تنگی مجرا۴ درصد، هماتوم ۱/۳ درصد، باندهای چسبنده ۰/۹ درصد، احتباس ادراری ۰/۷ درصد، حذف بیش از حد پوست ۰/۷ درصد، تبدیل کاپ به جراحی ۰/۶ درصد، فیموزیس بعد از ختنه ۰/۶ درصد، آسیب‌گلانس ۰/۲ درصد، فیستول مجرا به پوست ۰/۱ درصد. در جامعه مورد مطالعه ما شایعترین سن انجام ختنه ۰-۳ ماهگی بود که در این سن عوارض نیز بیشتر مشاهده می‌شد (۲۵/۶ درصد) و ۷۱ درصد موارد ختنه بروش جراحی و ۲۸/۸ درصد بروش کاپ انجام شده بود که عوارض در روش جراحی بیشتر بود (۲۴/۹ درصد مقابل ۲۱/۳ درصد) عوارض ناشی از کاپ در ۴-۷ ماهگی بیشتر بود (۲۲ درصد) که شایعترین آن عفونت (۰/۹ درصد) می‌باشد و عوارض ناشی از جراحی در ۰-۳ ماهگی بیشتر بود (۲۷/۳ درصد) و شایعترین آن خونریزی (۸/۵ درصد) می‌باشد. در مطالعه ما از نظر فرد ختنه‌کننده به ترتیب جراح عمومی ۴۳/۳ درصد ارولوژیست ۲۴/۹ درصد پزشکی عمومی ۲۲/۵ درصد و غیرپزشک ۹/۳ درصد ختنه‌ها را انجام داده بودند که بیشترین عوارض توسط غیرپزشک (۷۴/۸ درصد) و کمترین عوارض توسط جراح عمومی (۷/۸ درصد) ایجاد شده است .

    ختنه پسران

    ختنه پسران در تمام ملل مسلمان و نیز بین یهودیان رایج است. براساس آمار هاى اخیر در ده سال گذشته مسیحیان نیز با ختنه پسران خود موافقت کرده و اقدام به انجام این عمل مى کنند.

    از جمله مزایاى ختنه پسران بنابر تحقیقات علمى مى توان به این ها اشاره کرد:


    ?- پسران ختنه شده از بهداشت بالاترى برخوردارند.


    ?- از عفونت هاى ادرارى و کلیوى پیشگیرى مى کند.


    ?- از بیمار هاى مقاربتى و احتمالاً سرایت فورى HIV جلوگیرى مى کند.


    ?- سرطان دستگاه تناسلى در مردان ختنه شده کمتر از سرطان در مردان بدون ختنه است.


    ?- زنانى که شوهرانشان ختنه شده اند کمتر در معرض ابتلا به سرطان دهانه رحم هستند.


    ?- لذت بردن بیشتر از رابطه جنسى.

    آمارها چه می گویند :

    * در کشور آمریکا که یک کشور مسیحى است در هر بیست و شش ثانیه یک نوزاد پسر اعم از مسیحى، یهودى و مسلمان ختنه مى شوند.
     
    آخرین آمار سالیانه نشان داده است در سال گذشته در آمریکا تعداد یک میلیون و دویست و پنجاه هزار نوزاد پسر ختنه شده اند که ?? درصد توسط متخصصین زنان و زایمان انجام شده است

    فرهنگ جهانی

    .در حال حاضر در برخی از ادیان الهی ختنه کردن به عنوان قسمتی از فرایض دینی محسوب می شود. یکی از این ادیان دین یهود است. گفتهمی شود، حضرت موسی(ع) آیین ختنه کردن را از مصریان باستان آموخته و برای یهودیان مقرر کرده است. در تورات آمده است که خداوند به ابراهیم می‌گوید: <ختنه قسمتی از آیین من و نوعی تعهد بنده من به من است.> البته در زمان حضرت موسی (ع) پسران بوسیله چاقوی مخصوصی از جنس سنگ ختنه می شدند.در روزهای نخست ظهور دین مسیحیت نیز ختنه کردن قسمتی از آیین گرویدن به دین مسیح بوده است. ولی پس از مدتی برای افزایش پیروان دین مسیح در بین رومی‌ها و یونانی‌ها، پل مقدس،اجبار ختنه شدن را برمی دارد.


    ختنه کردن در بسیاری از مذاهب از جمله دین مسیحیت اجباری نیست و تنها در بین پیروان دین اسلام و یهود رواج دارد. ختنه کردن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت در بین مردان دنیای غرب رواج پیدا کرد و به حدی گسترش یافت که به صورت یک فرهنگ مردمی در آمد.این فرهنگ در جوامع غربی آن‌قدر گسترده است که به طور مثال در حدود ۸۰ درصد مردان آمریکا ختنه شده اند و ختنه کردن، امروزه شایع‌ترین جراحی جهان محسوب می شود.

    مسلماً علت رواج ختنه در بین مردم اروپا و آمریکا اجبار دینی نیست چون اغلب این مردم مسیحی هستند. بنابراین اگر علت این رواج را بخواهید، باید آن‌را در فواید علمی ختنه کردن جستجو کنید. چنانکه امروزه آیین قدیمی و اولیه دین اسلام به دلایل کاملاً روشن علم پزشکی از نظر حتی مردم غیر مسلمان، لازم به نظر می رسد. ‌شاید مهم‌ترین فایده ختنه، پیشگیری از ابتلای نوزادان و شیرخواران به عفونت‌های دستگاه ادراری باشد. عفونت ادراری نوزادان و شیرخوران می تواند عوارضی داشته باشد که بسیار خطرناک است.

    عوارضی که ممکن است باعث ازبین رفتن بافت کلیوی و نهایتاً نارسایی کلیوی شود. مسلماً اگر شما هم به جای اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها بودید و به شما هم می گفتند که در بررسی‌های انجام شده مشخص شده است که ۷۵ درصد اطفال زیر سه ماه دچار عفونت ادراری، پسر هستند و ۹۵ درصد این پسرها ختنه نشده بوده اند، به این نتیجه می رسیدید که نوزادان پسر خود را ختنه کنید. اگر هم بخواهیم مقایسه کنیم، باید بگوییم که اگر نوزاد پسری ختنه نشود، شانس مبتلا شدن به عفونت ادراری در سال اول عمرش ۱۰ برابر افزایش می‌یابد. دکتر سیم‌فروش، جراح و متخصص کلیه و مجاری ادرار و استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، در این باره می‌گوید: <بهترین کاری که برای پسر بچه ختنه نشده دچار عفونت ادراری، می توان انجام داد، ختنه کردن اوست.))

    ممکن است که پیش خود فکر کنید که یعنی اگر فرزند ما از دوره نوزادی و شیرخوارگی جان سالم به در برد، دیگر ختنه فایده ای ندارد؟سوال شما را می‌توان این‌گونه پاسخ داد:<گر صبر کنی ز غوره حلوا سازم>!

    ختنه در دوران بزرگسالی هم به درد آدم ‌می خورد. مثلاً وقتی ختنه باعث کاهش احتمال ابتلای فرد به ایدز می شود ، میزان شیوع ایدز هم کاهش می یابد. این فایده ختنه آن‌قدر مورد توجه قرار گرفته که درکشورهای آفریقایی به عنوان یکی از روش‌های پیشگیری از ایدز مطرح است، چرا که ثابت شده است، اگر ۱۰ ختنه در یک جامعه انجام شود از ابتلای یک نفر به ایدز پیشگیری می شود.

    ختنه به جز ایدز، از ابتلا به بیماری‌های عفونی دیگری نیز پیشگیری می کند. چون زیر پوست ختنه گاه محیط خوبی برای رشد باکتری‌ها و ویروس‌هاست لذا برداشتن آن از ابتلا به بیماری‌های عفونی موسوم به بیماری‌های منتقل شونده به روش جنسی جلوگیری می کند.

    یکی دیگر از فواید ختنه پیشگیری از ابتلا به سرطان است. به این ترتیب که در کشوری مثل هند که ختنه کردن در آن رواج ندارد، میزان سرطان آلت تناسلی مذکر۱۰ برابر کشوری مثل دانمارک است که در آن ختنه رواج دارد.

    نقش بی حسی در زندگی

    انجام بدون بی‌حسی ختنه می تواند یکی از زجر آورترین خاطرات ایام کودکی باشد. در این راستا دانشمندان به‌وسیله اندازه گیری تعداد ضربان قلب، فشار خون و سطح کورتیزول خون (هورمون ضداسترس بدن) ثابت کرده اند که نوزادی که بدون بی حسی ختنه می‌شود، درد زیادی را تحمل می کند و علاوه بر اهمیت خود درد، این خاطره باعث می شود که نوزاد نسبت به سایر دردهای دیگر مثل واکسن‌هایی که بعداً به کودک تزریق می شود، واکنش شدیدتری نشان دهد. بر اساس این یافته ها، انجمن اطفال آمریکا توصیه می کند که در حین انجام ختنه حتماً باید نوزاد بی‌حس شود. انواع بی‌حسی‌های مورد استفاده در حین انجام ختنه عبارتند از : بی حسی زیرپوستی آلت تناسلی، بی‌حس کردن عصب پشت آلت تناسلی و استفاده از کرم‌EMLA روی پوست که ترکیبی از مواد بی‌حس کننده موضعی است.

    باید ها و نبایدها


    نوزاد پسر هرچه سریع‌تر باید ختنه شود ولی نباید در ۲۴ ساعت اول بعد از تولد این کار را کرد. علت این فاصله زمانی هم حصول اطمینان از سلامت نوزاد است. این ۲۴ ساعت، این امکان را فراهم می کند که نقایص و بیماری‌هایی که در آنها نباید ختنه انجام شود، شناسایی شوند. در بیماری‌های اختلالات خونریزی دهنده مثل هموفیلی، نباید ختنه انجام شود.

    البته در اختلالات مادرزادی دستگاه ادراری – تناسلی هم نباید نوزاد ختنه شود. مهم‌ترین این اختلالات مادرزادی، هایپوسپادیازیس است که در آن سوراخ مجرای ادراری در زیر آلت تناسلی قرار دارد و چون بعدها در ترمیم این اختلال به پوست ختنه گاه احتیاج پیدا می شود، نوزاد نباید ختنه شود.خود عمل ختنه کردن می تواند در برخی موارد عوارضی به همراه داشته باشد. این عوارض معمولاً در کمتر از ۱ درصد موارد دیده می‌شوند و شایع‌ترین آنها عبارتند از : عفونت محل زخم، خونریزی زیاد، عدم برداشتن کافی پوست و پل پوستی. پل پوستی، در واقع قسمتی از پوست تنه آلت تناسلی مذکر است که به سر آلت تناسلی می چسبد.

    البته ختنه می تواند باعث ایجاد التهاب و تنگی سوراخ ادراری شود که علت آن هنوز به درستی معلوم نیست. بریده شدن قسمتی از آلت تناسلی هم یکی از عوارض ختنه کردن است که در برخی از روش‌های انجام ختنه دیده می‌شود

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ اسفند ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها خاموش